ميرزا علي آقا ثقهالاسلام، فرزند ارشد مرحوم حاج ميرزا موسي ثقهالاسلام در سال 1277ﻫ . ق در تبريز به دنيا آمد.
پدرش از جمله علماي تراز اول تبريز بود و به تربيت فرزندانش اهتمام خاصي داشت و ميرزا علي آقا كه نخستين فرزند پسر وي بود، پس از طي مراحل كودكي به تحصيل مقدمات علوم اسلامي پرداخت و بعد از چند سال تحصيل در تبريز به عتبات عاليات ـ نجف، كربلا و كاظمين ـ رفت و مدت 9 سال در حوزه علميه عراق مشغول تحصيل شد و از اساتيد معروفي كسب فيض كرد... و سرانجام در حالي كه يك عالم فرهيخته و برجسته شده بود به تبريز بازگشت و بلافاصله به تدريس پرداخت و از لحاظ علمي مورد توجه اقران
خود شد بهويژه سابقه تحصيلي درخشاني در حوزههاي عتبات داشت و از محضر اساتيد برجستهاي استفاده كرده بود و در علوم ادبيات عرب، نجوم، تاريخ، معقول و منقول نابغه زمان خود بود و در فقه اصول به مدارج بلندي دست يافته بود و در «كتابشناسي» نيز تبحر كافي داشت.
ميرزا علي آقا ثقهالاسلام با اينكه رئيس فرقه شيخيه بود، ولي با علماي اعلام تبريز در همه زمينهها همكاري داشت و از ايجاد اختلاف و تفرقه بين شيخيه و متشرعه كه گاهي به قتل و غارت منتهي ميشد، جلوگيري ميكرد و در مسئله مشروطيت هم همچنين طرفداري از آن همواره در كنار علماي تبريز، حتي مخالفين مشروطيت قرار داشت و در تلطيف اوضاع ميكوشيد. طبق نقل والد با جد بزرگوار ما مرحوم حاج سيد احمد آقا روابط دوستانهاي داشت. ثقهالاسلام به علت مخالفت علني با روسهاي اشغالگر و سخنراني بر ضد آنان در مسجد خود، سرانجام به همراه عدهاي از ياران دستگير و در عاشوراي 1330 هـ . ق توسط دژخيمان تزاري همراه بقيه به دار آويخته شد و به شهادت رسيد.
البته در باره شهيد ميرزا علي آقا ثقهالاسلام تبريزي، رئيس فرقه شيخيه، كتابها و مقالات بيشماري نوشته شده است و شايد آخرين آنها كتاب «ثقهالاسلام تبريزي، شهيد نامدار عاشورا» تأليف اينجانب باشد كه دو سال قبل، 1390، در 500 صفحه از سوي «مركز اسناد انقلاب اسلامي» تهران منتشر شد و شامل همه حوادث زندگي آن شهيد و مسائل مربوط به دوران مشروطيت و موضع خاص نامبرده است و در اينجا به نقل شرح زندگي، عملكرد، مبارزه و شهادت او در روز عاشورا توسط اشغالگران روسيه تزاري نميپردازيم و علاقهمندان ميتوانند به آن كتاب مراجعه كنند.
«رسائل سياسي ميرزا علي ثقهالاسلام» هم شامل مقالات و رسائل سياسي ايشان است كه به همت آقاي «علياصغر حقدار» چند سال پيش منتشر شد، ولي شايد جامعترين آثار كتاب «مجموعه آثار قلمي شادروان ثقهالاسلام شهيد تبريزي» باشد كه به كوشش «نصرتالله فتحي» جمعآوري، تنظيم و در ديماه 2535 از سوي انجمن آثار ملي، به شماره 127 با تعليقات و توضيحاتي در آخر كتاب منتشر شده است.
زحمات آقاي فتحي در جمعآوري و نشر اين آثار قلمي قابل تقدير است، ولي در توضيحات آخر كتاب اشتباهاتي رخ داده كه اشاره به يك مورد آن كه مربوط به خاندان ماست، بيمناسبت نيست. آقاي فتحي در تقرير شماره 38، صفحه 478 كتاب در ضمن معرفي آيتالله سيد احمد خسروشاهي مينويسد:
«... از مجتهدان تبريز بوده است. بازماندگانش به شغل بازرگاني پرداختند. كاملاً موفق...»؟! در صورتي كه خاندان خسروشاهي «شاغل در امور بازرگاني كاملاً موفق»! فرزندان و بازماندگان مرحوم عمده التجار، حاج ميرزا حسن خسروشاهي بودهاند كه اولاً او سيد نيست و ثانياً پس از خلع لباس توسط رضاخان و پس از آزادي پوشش لباس، به سلك روحانيت بازنگشت و در تهران به امور بازرگاني پرداخت و فرزندان وي كارخانههاي متعددي از جمله شركت توليد دارو را تأسيس كردند كه به قول آقاي فتحيزاده در اين امور «كاملاً موفق» بودند، ولي پس از انقلاب اسلامي به دلايل خاص خودشان غير از خود حاج ميرزا حسن آقا ايران را ترك و به اروپا يا امريكا مهاجرت كردند و مشغول امور بازرگاني باز «كاملاً موفق»! شدند.
اما فرزندان و بازماندگان آيتالله سيداحمد خسروشاهي كه از سادات، اهل علم و در كسوت روحانيت بودند، كاملاً دور از فعاليتهاي بازرگاني بودهاند و مرحوم آيتالله حاج سيدمرتضي خسروشاهي، فرزند ارشد ايشان از مفاخر علما و فقهاي آذربايجان بهشمار ميرفتند و هيچوقت به دنبال امور تجاري و بازرگاني نبودند و همچنين فرزندان ايشان.