با سواد است با نثري موجز و شفاف، اخلاق مداراست (عزت نفس برايش مهم است)، خلاق است (كمك گرفتن از پيتزا فروشي، مداد درستكردن) و به روز است (وبلاگنويسي، مشورت با روانشناس).
برفيلمنامه نقاط ضعفي نيز وارد است. رفتن به فرودگاه به جاي مسجد، وبلاگنويسي در سكانس حبس در اتاق كنفرانس، در حالي كه او شرح ماجرا را بايد پس از واقع شدن آن بنويسد. همچنين خرده داستانهاي فرعي كه روند روايت را مختل كردهاند و ديالوگهاي اضافي مانند چلوكباب خوردن ديگران را تماشا كردن، و اينكه پدر ثروتمندي ندارد. فيلم سرشار از ديالوگهاي خوب، نكتههاي ظريف و پرداخت درست جزئيات است. پر زدن پرنده در لحظه ترديد صبا براي بيان نمازخوان بودنش (گفتن و رهايي). ديالوگي از علي حاتمي پس از نصب كاغذ براي پيدا كردن همخانه كه با شرايط و احوال صبا همخواني دارد و در فضاي مناسبي بيان ميشود. (آهو نميشوي به اين جست و خيز گوسفند ـ حاجي واشنگتن). فيلم به گونهاي تفسير بيت آخر شعر محمد علي بهمني در تيتراژ وضعيت سفيد است. سپردن كار از عقل به دل. (يك بار هم اي عشق من، از عقل مينديش / بگذار كه دل حل كند اين مسئلهها را) بازي ليلا حاتمي عميق و خلاقانه است. مسلم است تصور بازيگري جز حاتمي فيلم را به بيراهه ميبرد. او همپاي نويسنده و كارگردان در نمايش بيريا و خالصانه زندگي صبا نقش اساسي دارد. بازي آرش مجيدي نيز سنجيده و قابل قبول است. به ويژه در سكانسهاي مداد درست كردن و حواسپرتي صبا در سينما. فيلم تماشاگر را با حس و حالي خوب و انساني همراه ميكند و اين براي كار اول فيلمساز، امتياز كمي نيست.