مراسم رونمايي از كتاب «پنجرههاي تشنه» روز گذشته در محل حوزه هنري برگزار شد.
به گزارش «جوان»، محسن مؤمني رئيس حوزه هنري در بخشهايي از اين مراسم گفت: از زمان قاجار توفيق بازسازي عتبات هميشه نصيب ايرانيان ميشد كه من اين را در سفرنامه سالها قبل خواندهام و نمونهاش شيخ عبدالحسين معروف به شيخ عراقي است كه ايرانيها و تهرانيها ايشان را ميشناسند و از روحانيون بزرگ تهران بوده است. در اين دوره هم با وجود خباثت و كينهاي كه دشمن نسبت به مردم ايران دارد و ميخواهد بين ما و مردم عراق تفرقه ايجاد كند، به لطف ائمه و سيدالشهدا عتبات بازسازي شد و اين مسئله باعث وحدت ما و مردم عراق شده است.
رئيس حوزه هنري با بيان اينكه «خدا به روشنفكران عقل بدهد كه آنها هم همراه و پشت سر مردم خود باشند»، افزود: آنها مردم را نميفهمند و در جايي مطرح كرده بودند كه چه معنايي دارد كه قبل از نصب ضريح، مردم دنبال ضريح حركت كنند و از اين بابت نگران بودند. در همه جاي دنيا روشنفكران همراه مردم هستند اما در كشور ما روشنفكران برعكس عمل ميكنند و عقبتر از مردم حركت ميكنند. روشنفكر نبايد از مردم كشور خود فاصله داشته باشد، چراكه اگر اين اتفاق بيفتد بايد عنوان روشنفكر را از خود بردارد، چراكه روشنفكر نميتواند از مردم خود فاصله بگيرد.
مومني در ادامه گفت: مهدي قزلي، نويسنده اين كتاب را با داستانهاي كوتاهشان ميشناسيم و از حاشيهنويسان كشورمان به شمار ميرود. ايشان با حاشيههايي كه مينويسد ميتواند آن صحنهها را براي كساني كه حتي در صحنه حضور هم ندارند ديدني و شنيدني كند. اگر ايشان نبود و مطلبي را نمينوشت، مردم ما از ماجراهاي انتقال ضريح به كربلا آنچنان كه بايد مطلع نميشدند.
شهاب مرادي، رئيس سازمان فرهنگي و هنري شهرداري نيز در اين مراسم گفت: اين كتاب كار بسيار زيبايي است و بسيار خوب طراحي شده است كه بايد از دستاندركاران اين كتاب تشكر كرد. سفرنامه را معمولاً فردي مينويسد كه موضوع سفر براي وي مهم باشد و در سفرنامه چند اهميت وجود دارد كه مسافر، مسير و مقصد از جمله موارد داراي اهميت آن است. مسافر اگر مجنون و ديوانه نباشد، مسافر نميشود. اسم واقعي ما مسافر است، زماني واصل ميشويم كه مسافر باشيم. نوع نوشتنها در سفرنامه در مقايسه با رمان مانند نسبت تئاتر با سينما است؛ سينما را ميسازند اما نمايش زنده است و اين كتاب هم يك روايت زنده است. مهدي قزلي اين كتاب را روايت كرده است.
حجتالاسلام تكيهاي، معاونت فرهنگي مسجد جمكران نيز در بخشهاي ديگري از اين مراسم گفت: اين ضريح، ضريح لوا و وفا بود و به پرچمي تبديل شد. اگر مهدي قزلي هم وارد نميشد، قطعاً كسان ديگري در اين خصوص مينوشتند؛ چراكه ضريح، ضريح وفا بود و همه آناني كه دل در گرو امام حسين(ع) داشتند، آمدند و وفاداري به حضرت ابوالفضل و سيدالشهدا را به نمايش گذاشتند. ضريح، ضريح اداي دين بود و نويسنده هم دينش را به اين ضريح ادا كرد.
مهدي قزلي، نويسنده اين اثر نيز با بيان اينكه چند نفر با من همسفر بودند كه يكي از آنها راننده دوم تريلر حامل ضريح به اسم آقاي صالحي بود كه از دنيا رفت، گفت: صالحي براي خدا بوق ميزد و تكرار ميكرد از خدا ميخواهم تا آدم بهتري باشد و او آدم بهتري شد و آدم خوبي از دنيا رفت.