بخش پاياني
عليرضا محمديفرهنگي به نام ايثار و شهادت كه با قيام خونين امام حسين(ع) غنيتر شد و امام خميني(ره) نيز انقلاب اسلامي خود را با الگوگيري از عاشورا، شكل داد. از اين رو با هجوم دشمني بيگانه به حريم مملكت اسلامي ايران، جوانان تربيتيافته در مكتب عاشورا، با شهادتطلبي خود، حماسه عظيمي را با دستان خالي در جبهههاي جنگ شكل دادند؛ گويي كه تاريخ تكرار شده و يكبار ديگر صف اشقيا در برابر صالحان و صديقان قرار گرفته بود و كربلا تكرار ميشد. در اين قسمت گذري بر نگاه بازيگران اصلي جبهههاي جنگ يعني رزمندگان به مقوله شهادت خواهيم داشت. كسانيكه بيواسطه و رو در رو با اين مقوله مواجه شده و تجربيات شخصيشان، دفتر ايثار و شهادت را غنيتر ميكرد.
معناي شهادت«پندار ما اين است كه شهدا رفتهاند و ما ماندهايم. اما حقيقت آن است كه زمان ما را با خود برده و شهدا ماندهاند.» شهيد آويني از جمله شناختهشدهترين نويسندگان و البته رزمندگان حاضر در دفاع مقدس است كه در خصوص فرهنگ عاشورايي جنگ تحميلي مطالب ارزشمندي از خود به يادگار گذاشته است. اين شهيد به سبب اصرار و استمرار در خصوص پرداختن به زواياي گوناگون هشت سال جنگ تحميلي، پس از شهادت از سوي مقام معظم رهبري با عنوان «سيدشهيدان اهل قلم» ناميده شد. در بررسي نوشتهها و آثار گوناگون آويني كه عموماً به عنوان نريشن آثار مستندش استفاده ميشد و بعد از شهادت او به صورت كتابهايي چون گنجينه آسماني، آغازي بر يك پايان، آينه جادو، حكومت فرزانگان، فردايي ديگر، فتح خون و... جمعآوري شدند، رد پاي برداشت اديبانه از مفهوم شهادت را مشاهده ميكنيم. به عنوان نمونه در جملهاي كه در ابتداي اين بحث ذكر شد، شهيد آويني از حي و زنده بودن شهدا (برگرفته از آموزههاي قرآني) سخن ميگويد. البته با ادبيات خاص خود كه پس از وي منشأ الهامگيري بسياري ديگر از نويسندگان شد. در اينجا اشارهاي به نمونه ديگري از كلام سيد مرتضي در خصوص شهادت مياندازيم:
«شهادت پايان نيست، آغاز است، تولدي ديگر است در جهاني فراتر از آنكه عقل زميني به ساحت قدس آن راه يابد. تولد ستارهاي است كه پرتو نورش عرصه زمان را درمينوردد و زمين را به نور ربالارباب اشراق ميبخشد.»
اما صرفنظر از برداشتهاي ديني كه البته شاكله و ماهيت اصلي كلام رزمندگان و شهدا درخصوص مقوله شهادت را دربرميگيرد، با توجه به طولاني شدن جنگ تحميلي و درك لحظه به لحظه شهادت در جبههها، به نمونههاي جالبي از برداشتهاي بكر از مقوله شهادت برميخوريم كه دفتر فرهنگ شهادت را غنيتر كرد.
شهيدمحمدابراهيم همت فرمانده لشكر 27 محمدرسولالله(ص) از برداشت خود در خصوص شهادت ميگويد: شهادت شمع است و شهيد پروانهاي خود از جنس آتش، شهيد ذبيح عشق است، شهيد علمدار كاروان نجات است، شهيد روح تاريخ حيات است و شهيد نبض آفرينش است.
در اين كلام شهيد همت، رگههايي از الهامگيري وي از سخنان ولي فقيه زمان حضرت امام خميني(ره) را ميبينيم كه فرموده بودند «شهيد قلب تاريخ است.» به اين معنا كه حتي در نگاه به مقوله شهادت، رابطه مريدي و مرادي بين رزمندگان و حضرت امام(ره) به عنوان يكي از ويژگيهاي زمان به چشم ميخورد. يا آگاهي اغلب شهدا نسبت به زمان شهادتشان در كنار ميل و اشتياق به شهادت در فضاي كلي جبههها، ديگر ويژگي زماني است كه در نوشتههاي رزمندگان به وفور به چشم ميآيد. شهيد علياكبر محمودزاده در اين خصوص ميگويد: شهادت يك انتخاب است، انتخابي آگاهانه و مشتاقانه، حركت عاشق به سوي معشوق كه نصيب هركسي نميشود.
همانطور كه اشاره شد، ميان ميل و اشتياق رزمندگان براي اينكه خداوند مرگشان را شهادت قرار دهد، از نكات بارزي بود كه به كرات در سخنان و وصيتنامه شهدا به چشم ميخورد. با كلامي از شهيد علي احمدزاده، بحث غنيتر شدن فرهنگ شهادت در جنگ تحميلي را كه سخن از آن موارد بسياري را شامل ميشود، به ناچار ناتمام رها ميكنيم: احساس ميكنم انشاءالله شاهد زيبايي شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بكشم و اين بزرگترين آرزوي من است. اين راه انتخابي آگاهانه است و انسان را به سوي معشوق ازلي راهنمايي ميكند.