به طور معمول از واژه پروپاگاندا مفهومي منفي تلقي ميشود. هر آنچه دولتها از آن به عنوان ابزاري براي اعتبار بخشي و توجيه اقداماتشان و نيز جلب حمايت و اثرگذاري براي رفتارهاي مردمي استفاده كنند پروپاگاندا نام دارد. مردم سرتاسر جهان واژه پروپاگاندا را به دروغ نسبت دادهاند؛ اقدامي ناپسند كه مردم معتقدند و لو به هر قيمتي بايد از آن اجتناب كرد؛ مردم پروپاگاندا را غده سرطاني بر پيكره سياست برميشمارند اما به گفته ديويد ولش، استاد تاريخ دانشگاه كنت ماهيت اين كلمه به شكلي بد تعبير شده است.
در طول قرن، بسياري از دولتها براي اثرگذاري بر رفتارهاي مردمي از تبليغات و راهكارهاي بيشماري بهره گرفتهاند. يكي از اين راهكارها القاي مفاهيم از طريق تصاوير يا حك برخي شعاير مدنظر بر روي سكههاي رايج يك مملكت است. در يك نقاشي جوزف استالين جوان در حال خواندن كتابي ديده ميشود. پشت او منظرهاي از كوه ديده ميشود و استالين در حال خواندن يك حماسه گرجستاني است. ايراكلي تويدزه، خالق اين نقاشي قصد دارد اين تلقين را ايجاد كند كه رهبر اتحاد جماهير شوروي فردي فرهيخته، عالم و يك رهبر كامل بوده كه براي فرهنگهاي غيرروسي اتحاديه جماهير شوروي به اندازه فرهنگ روسي اهميت قائل بوده است.
از سكههاي حامل تصاويري از پادشاهان يونان باستان گرفته تا سكههاي معروف دوران جنگهاي جهاني، دورههاي اوج درگيري بر سر ايدئولوژي، دولتها و كشورهاي مختلف در طول دوران مختلف از پروپاگاندا براي اعمال نفوذ بر زندگي و رفتار مردم بهره گرفتهاند.
ولش ميگويد: «دروغ تنها مفهومي از پروپاگانداست كه ذهنها را اشغال كرده است و اين در حالي است كه مفهوم اساسي آن كه از لحاظ اخلاقي مفهومي خنثي است تحتالشعاع اين برداشت غالب قرار ميگيرد.»
بسياري از نقاشيها برداشت سنتي از مفهوم واژه پروپاگاندا را به نمايش ميگذارند؛ پروپاگاندا چيزي جز تلاش ملتها و دولتهاي توتاليتر و انقلابي درگير جنگ براي جلب حمايت مردمي نيست.
امروزه پروپاگاندا حتي راهش را به خانه ما نيز باز كرده است تا ثابت كند كه استفاده از تبليغات حتي در زندگي شخصي ما نيز دموكراتيزه شده است. وقتي شخصي در رسانههاي جمعي يا شبكههاي اجتماعي پيامي را ثبت و منتشر ميكند يا در صفحه شخصي كاربري گوگل خود شرح حال يا جملهاي مينويسد و آن را در معرض نمايش عمومي ميگذارد سعي دارد به نحوي بر برداشت و تلقي دوستان و پيروانش اثر بگذارد. به همين خاطر در اتاق اكو رسانههاي جمعي باز هم خط پروپاگاندا به چشم ميخورد و اين احتمال وجود دارد كه ما توسط اين دستان نامرئي شكار شويم.
پروپاگاندا پديدهاي تغيير شكل داده از دو كلمه «روابط عمومي» است. معمولاً ما از مفهوم پروپاگاندا يك قالب از پيش آماده شده در ذهنمان داريم؛ پروپاگانداي نازيها، پروپاگانداي استالينيستي و غيره و غيره؛ اما در واقع قدرتمندترين پروپاگاندا، تبليغات موذيانهاي است كه اغلب از شناسايي آن غافل ميمانيم. تبليغاتي كه ما آنها را هيچگاه به رسميت نميشناسيم و اين نقطه خطرناك داستان است!