کد خبر: 627039
تاریخ انتشار: ۰۲ دی ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۵
مروري بر برخي عزل و نصب‌هاي سليقه‌اي در حوزه فرهنگ
«ترجيح مي‌دهم با تقديم استعفاي خود زمينه را براي عبور شما از اين وضعيت بغرنج فراهم كرده و عرصه را براي حضور فردي باب طبع اولياي امور باز كنم.»
مصطفي شاه‌‌كرمي

«ترجيح مي‌دهم با تقديم استعفاي خود زمينه را براي عبور شما از اين وضعيت بغرنج فراهم كرده و عرصه را براي حضور فردي باب طبع اولياي امور باز كنم.»

اين جملات بخشي از متن استعفانامه دكتر شهاب اسفندياري است كه مسئوليتش در جايگاه معاونت فرهنگي بنياد فارابي تنها چند روز دوام آورد و به دليل آنچه وي از آن به فشارهاي فراوان «سرهنگ‌هاي فرهنگي» تعبير مي‌كند، مجبور به استعفا شده است. براي بررسي بيشتر و داشتن احاطه كامل‌تر نسبت به اين مسئله لازم است به روزهاي قبل‌تر بازگرديم.

چندي پيش كه «محمدرضا جعفري جلوه» با حكم حجت‌الله ايوبي معاون وزير ارشاد بر مسند رياست «بنياد فارابي» نشست، اين اميد به‌وجود آمد كه بالاخره مسئولان وزارت ارشاد رضايت داده‌اند يكي از پست‌هاي مهم مديريتي رده ‌بالاي اين وزارتخانه توسط فردي با گرايشات مذهبي احراز گردد. احراز اين پست توسط جعفري جلوه كه رياست سازمان سينمايي دولت نهم را در سابقه مديريتي‌اش دارد و با توجه به اينكه وي نوعاً نگاهي ارزش‌مدارانه را در حوزه تحت مديريتش طراحي و پياده‌سازي مي‌كند، سبب خوشحالي و خشنودي افراد و رسانه‌هاي دلسوز و همچنين دغدغه‌مندان ارزش‌هاي ناب فرهنگ اسلامي- ايراني گرديد.

در روز هفدهم آذر‌ماه سال جاري هنگامي كه «دكتر شهاب اسفندياري» طي حكمي از سوي «محمدرضا جعفري جلوه» به عنوان «معاون فرهنگي» فارابي منصوب شد، كساني كه با رويه‌ مديريت فرهنگي كشور آشنا بودند، از اين انتصاب به شدت تعجب كردند، چراكه حضور يك مدير جوان تحصيلكرده‌ با گرايشاتي ارزش‌مدارانه در ميان حلقه‌ بسته‌ 30 ‌ساله‌ مديران فرهنگي و در يك سمت مهم در بنياد فارابي، به شدت عجيب و البته جالب توجه به نظر مي‌رسيد.

با اين حال، شجاعت «جعفري جلوه» در انتخاب «اسفندياري» با تحسين رسانه‌هاي اصولگرا مواجه شد و آنها اين حركت را مصداقي عيني از «اعتدال» دولت يازدهم در حوزه فرهنگ تعبير كردند. اما اين اقدام مطلوب ظاهراً پشت پرده و عقبه پرچالش و جنجالي هم به همراه داشته، چه اينكه چند روز بعد از اين انتصاب و در حالي كه هنوز جوهر امضاي جعفري جلوه نم‌دار بود، متني با عنوان «استعفانامه» اسفندياري روي خروجي خبرگزاري‌ها قرار گرفت! اين اتفاق وجه مشترك ويژه‌اي با انتصاب اسفندياري به عنوان معاون فرهنگي فارابي داشت و آن اينكه هر دو ماجرا موجبات تعجب و حيرت رسانه‌ها و مخاطبان حرفه‌اي‌شان را در پي داشت. در واقع اعلام اين استعفاي اجباري مهر تأييد مجددي بر پيش‌بيني «حذف نيروهاي ارزش‌گرا و حزب‌اللهي» بود كه گفته مي‌شد در دولت يازدهم به وقوع مي‌پيوندد. حذف نيروهاي ارزش‌گرا و به تعبيري حزب‌اللهي از چرخه مديريتي كشور بالأخص در عرصه فرهنگي به رغم شعارهاي انتخاباتي دولت يازدهم، به دليل جهت‌گيري و منافع حزبي، جناحي و سياسي، مبناي شكل‌گيري اين پيش‌بيني‌ها گرديد كه يكي پس از ديگري به وقوع پيوستند.

دولت يازدهم نه فقط در جريان برگزاري انتخابات بلكه در گزارش صد روزه اقدامات دولت نيز كه توسط اعضاي آن و در رسانه‌ها به خصوص راديو تلويزيون ارائه مي‌شد، بر «شايسته سالاري» و به كارگيري «افراد نخبه و متخصص» اشاره و تأكيد مي‌كردند. به عنوان مثال در بخشي از گزارش صد روزه دولت و ذيل عنوان «اصلاح ساختار نظام مديريت فرهنگي» آمده است: «همان گونه كه فقدان چابكي و انعطاف ساختار مديريتي در ساير بخش‌هاي كشور مشهود است، نظام مديريت فرهنگي نيز از همين عوارض رنج مي‌برد و نيازمند اصلاحات است. در اين راستا، دولت بر واگذاري تصدي‌هاي اجرايي بخش فرهنگ به بخش غيردولتي، حذف قوانين و مقررات زائد و ايجاد محيط قانوني تسهيل‌گر و حامي، وارد ساختن نيروي انساني كارآمد و متخصص در كليه سطوح مديريت فرهنگي و اعمال رويه‌هاي مديريتي متناسب با منطق عرصه فرهنگ و دور شدن از رويه‌هاي سياسي، امنيتي و تهديدكننده تأكيد دارد.»

برخلاف آنچه در اين مدعانامه به صراحت نسبت به «وارد ساختن نيروي انساني كارآمد و متخصص در كليه سطوح فرهنگي» اشاره و تأكيد شده است، مديران و مسئولان رده بالاي دولتي در انتصاب‌هايشان بيشتر به مؤلفه‌هاي ديگر مثل هم‌قبيلگي سياسي، حزبي و. . . توجه كرده و مي‌كنند تا واژه‌هاي مطنطن و دهان پركني مثل «نيروي انساني كارآمد و متخصص!» شاهد مثال اين مسئله همين فشاري است كه براي انتصاب فردي با گرايشات مذهبي به رئيس بنياد فارابي وارد شد. از آنجايي كه سخنراني و خطابه خواني براي افراد هزينه‌اي ندارد، برخي از مسئولان حوزه فرهنگي شايد با تشبث به اين مؤلفه در مجامع عمومي شروع به سردادن جملات شعاري مي‌كنند، اما چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر مي‌كنند!

براي روشن‌تر شدن اين موضوع و نشان دادن تناقض بين قول و فعل مسئولان فرهنگي در توجه به ارزش‌ها و به كارگيري افراد ارزش‌گرا به بخش ديگر از گزارش دولت يازدهم ذيل عنوان «ترويج و صيانت از باورهاي ديني» توجه كنيد: «مردم ايران نظام سياسي دين محور را برگزيده‌اند. دولت نيز بر اين باور است كه ظرفيت‌هاي بسياري در انديشه و معرفت ديني براي ساختن جامعه‌اي فرهيخته، رو به تعالي و پيشرو وجود دارد. از اين رو بر اعتلاي معرفت و توسعه فرهنگ ديني با تكيه بر منابع اصيل، دوري كردن از قشري‌گري، خرافه‌گرايي و انحراف، پرهيز از تبليغات سطحي، اشاعه عقلانيت در فهم دين و فراهم كردن شرايط زيست و زندگي ديني براي مؤمنان تأكيد دارد. دولت معتقد است ترويج انديشه ديني بايد بدون تحميل و اجبار و از مسير بهبود شرايط زندگي ديني و بر مدار عقلانيت و اسلام رحماني صورت گيرد.» آيا اين مدعاها تناسبي با طرح مسائلي مثل مشكل‌دار نبودن خوانندگي زنان، توجه و دلجويي كردن از برخي هنرمند نماهاي ضد نظام، حذف نيروهاي متخصص و متعهد حزب‌اللهي، از بخش‌هاي مختلف و چندين و چند عملكرد مشابه، نقض‌كننده گفته‌هاي مسئولان در ادعاي «شايسته‌سالاري» نيست؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار