اگرچه در آموزههاي ديني و ارزشهاي انساني بسيار والايي نهفته است اما متأسفانه در برخي از امور همچون سياستهاي اقتصادي به شكل كوركورانه از كشورهاي غربي تبعيت كرده و ميكنند؛ اين در حالي است كه منش اقتصادي كشورهاي غربي با رويكرد حفظ منافع اقليت ثروتمند تدوين شده است.
بيعدالتي در سيستم اقتصادي غرب تاجايي ادامه يافته كه عامه مردم در مقايسه با ثروتمندان از حداقل امكانات برخوردار هستند اين در حالي است كه اگر گاهي امتيازي نيز به آنان اعطا ميشود به دليل نگراني از اعتراضات عمومي است.
در اين بين سالهاست كه بر سر افزايش ناچيز ماليات ثروتمندان يا افزايش گستره خدمات بيمههاي اجتماعي در دولتهاي غربي جنگ زرگري در ميان است كه در نهايت نيز جهت جبران كسري بودجهها باز به جيب اقشار متوسط و ضعيف جامعه روي ميآورند؛ زيرا ساختار اقتصادي شكل گرفته در اين كشورها اجازه اخم به صاحبان سرمايه را نميدهد.
متأسفانه جو غالب اقتصاددانان در كشور ما نيز به دنبال اجراي الگوي اقتصاد سرمايهداري بودند و ميپنداشتند و متأسفانه هنوز برخي از آنها ميپندارند كه اجراي مدلهاي اقتصادي غرب نسخه شفابخش شرايط اقتصادي عموم مردم جامعه است؛ اين در حالي است كه در خود كشورهاي غربي چنين امري تحقق نيافته است، چه برسد به كشورما.
البته علم علم است و نميتوان منكر اثرگذاري اين مولفه در تصميمگيريها و تصميمسازيها شد ولي علوم اقتصادي برگرفته از غرب حتماً با چالش همراه است كه نتوانسته عدالت اجتماعي را براي عموم به همراه آورد؛ از اين رو به نظر ميرسد مدلها و سيستمهاي اقتصادي غرب به دليل برخورداري از خطا بايد ابتدا آسيبشناسي شوند و سپس تنها بخشي از اين مدلها كه با ارزشهاي اسلامي سازگار است مورد استفاده قرار گيرد. به عبارت ديگر همه مدلهاي اقتصادي غربي با چالش مواجه نيست اما بخشهايي از اين سيستم سرمايهداري با باورها و ارزشهاي ديني ما سازگاري ندارد، از اين رو نسبت به اجراي دقيق مدلهاي اقتصادي غرب در كشور بايد بيم داشت زيرا نتيجه حاصل از اجراي مدلهاي اقتصادي غربي با ارزشهاي ديني ما در تناقض است. بدين ترتيب بايد در استخراج مدل اقتصادي مد نظر اسلام كوشيد چرا كه شواهد و تبليغات صورت گرفته موجب بد جلوه دادن چنين اقتصادي يا وجود نداشتن چنين مدل اقتصادي دارد اين در حالي است كه باتوجه به ارزشهاي والاي نهفته شده در تك تك احكام اسلامي بيشك استخراج مدل اقتصاد اسلامي نيز با پديده ارزش همراه خواهد شد. به طور نمونه اقتصاد اسلامي با كسب سود هيچگاه مخالف نيست بلكه با مبنا شدن سود و سوداگري براي تكاثر و انباشتهكردن ثروت آنگونه كه در نظامهاي سرمايهداري چون امريكا انجام ميشود سازگاري ندارد.
به همين دليل زمان آن رسيده كه طرحي نو در اقتصاد ايران دراندازيم و با هماهنگسازي سيستم اقتصادي با ارزشهاي ديني بر سيطره اقتصاد سرمايهداري غرب پايان دهيم.