
آمادگي توتال، شل و ديگر شركتهاي نفتي براي حضور در صنعت نفت ايران پديدهاي «غريب»نيست؛ ادعايي كه هر ساله در اجلاس جهاني نفت از سوي قدرتهاي نفتي جهان مطرح و چند روز بعد فراموش ميشود.
به گزارش «جوان» كمبود سرمايهگذاري در صنعت نفت طي سالهاي اخير، چنين فضايي را «بهشتي» در باتلاق نفت كرده است و قانون طلايي جذب سرمايهها را طوري تغيير داده است كه گويا بهترين راه، پهن كردن فرش قرمز براي غربيهاست. گرچه حضور اين شركتها در ايران مطلوب ارزيابي ميشود اما ذوقزدگي بيش از حد برخي طرفداران حضور اين شركتها، آلارمهاي هشدار را روشن كرده است تا مبادا اشتباهات گذشته تكرار شوند. شركتهاي نفتي با توجه به رابطه ويژه با كلوپهاي سياسي بيش از آن كه اهل «رقم اقتصادي» باشند اهل «رمق سياسي»اند و در برخورد با آنها بايد اين نكته را در نظر داشت. براي بررسي تاريخچه و عملكرد دو شركت توتال و شل كه موجب شده كلاهها براي آنها به هوا پرتاب شود ابتدا به توتال پرداخته ميشود.
توتالشركت توتال كه در دهه 60 ميلادي، فعاليتهاي نفتي را در عراق و ابوظبي آغاز كرد، پالايش نفت خام را به عنوان نقطه «تمركز» خود انتخاب كرد و پس از گسترش فعاليتهاي خود نيمنگاهي نيز به بالادست صنايع نفت و گاز داشت.
سابقه نخستين همكاري شركت ملي نفت ايران و توتال به پيش از انقلاب بازميگردد؛ روزهايي كه همه نفت ايران بين هفت خواهران و كنسرسيوم تقسيم شده بود و شركتهاي مستقلي مانند توتال در تكاپوي همكاري با ايران بودند. در اواخر دهه 60 ميلادي كه آپارتايد در افريقاي جنوبي در اوج بود، شركت تازهتأسيس ساسول براي احداث پالايشگاهي در سالسبورگ با شركت ملي نفت و توتال به مذاكره نشست كه در نهايت منجر به امضاي قرارداد ساخت پالايشگاه 50 هزار بشكهاي با مشاركت 5/52 درصدي ساسول، 5/17 درصدي ايران و 30 درصدي توتال شد.
در آن سالها توتال در صدد حذف ايران از پروژه فوق بود اما شركت ساسول به دليل طراحي اين پالايشگاه با نفت خام ايران نيازمند «اتيكت» شركت ملي نفت ايران بود لذا به درخواست فرانسويها پاسخ منفي داد.
پس از اين تجربه همكاري در حوزه پاييندست، همكاري چشمگيري ميان توتال و ايران شكل نگرفت تا در اوايل دهه 70 شمسي كه شركتهاي اروپايي از جمله توتال وارد ايران شدند. توتال در يكي از قراردادهاي پر سر وصدا و ناموفق خود با ايران توسعه ميدان سيري A و E را به عهده گرفت. دولت كارگزاران براي رساندن سقف توليد به بيش از 4 ميليون بشكه با سرعت غيرمعمولي قراردادها را امضا ميكرد. توتال در برنامه توسعه اين ميدان به ايران اطمينان داده بود كه با توسعه اين ميدان، 120 هزار بشكه به توليد نفت ايران افزوده خواهد شد كه طبعاً مورد استقبال وزارت نفت بود. در همان ايام بيشتر كارشناسان نفتي ايران از جمله پروفسور عليمحمد سعيدي در نامههاي مختلف به مسئولان وزارت نفت و رئيسجمهور اين رقم را نوعي فريب عنوان و ادعا كردند چنين رقمي به هيچ عنوان محقق نخواهد شد اما اين نامهها با بيمهريهاي فراواني مواجه شد؛ توتال با زيركي هر چه تمام بدون توجه به توليد صيانتي و به حداكثر رساندن منافع ايران، ضربه مخزني بزرگي را به اين ميدان زد و باعث شد توليد از ميدان مذكور هيچ گاه به بيش از 70 هزار بشكه در روز افزايش نيابد و افت توليد هم زودتر از موعد آغاز شد.
اين در حالي كه توسعه دو ميدان سيري A و E پيش از انقلاب بررسي شده بود كه به دليل غيراقتصادي بودن توليد، به بايگاني رفت تا زماني كه توتال طرحي را ارائه داد كه بر اساس آن، طرف فرانسوي ادعا كرد ضريب بازيافت ميدان 55 درصد است. كارشناسان ارشد مخزني كشور اين ادعا را رد كرده و بالاترين رقم را 25 درصد اعلام كردند.
در واقع نخستين تجربه همكاري توتال در بالادست با ايران، شكست بزرگي را براي اين «توافق» به بار آورد و عملكرد شركت ملي نفت را در دلدادگي منحصر به فرد به اين شركت زير سؤال برد. اين شركت در فازهاي 2و3 نيز با ايران وارد مذاكره شد و با طرحي كه ارائه داد توانست شل را از پارس جنوبي دور كرده و به تنهايي برنده مناقصه اين فاز پارس جنوبي شود. اعلام رسمي اين موضوع از سوي رسانهها با تصويب قانون داماتو همزمان بود و شركت توتال در حال كنارهگيري از اين پروژه بود كه معاونت امور بينالملل وزارت نفت با رضايت توتال، بخشي از سهام اين پروژه را به شركتهاي پتروناس مالزي و گازپروم روسيه منتقل كرد تا توتال در ايران بماند.
توتال همزمان در ايران و قطر، وظيفه توسعه بهرهبرداري بخشي از بزرگترين ميدان گازي جهان را بر عهده داشت كه پس از خروج از ايران، همه توان خود را براي حداكثر كردن منافع و درآمدهاي گازي قطر به كار گرفت و اين روزها از علاقه خود به نفت ايران ميگويد. البته با توجه به ماهيت بنگاهي اين شركت، چنين هدفي كاملاً منطقي و اقتصادي به نظر ميرسد اما دقيقاً ميل به كسب سود و افزايش درآمد موجب ابراز علاقه اين شركت براي فعاليت در ايران شده است.
بدون ترديد تأخيرهاي چند ساله اين شركت اروپايي در آغاز توسعه فاز 11 پارس جنوبي فراموششدني نيست. بهانههاي اين شركت از «كفر ابليس» هم مشهورتر شد و تأخير در بهرهبرداري از اين فاز با برداشت حداكثري قطر و توتال از ميدان مشترك، خشم شركت ملي نفت را برانگيخت تا اين شركت فرانسوي از ايران اخراج شود هر چند كه اين شركت تحريمها را يكي از دلايل خود در تأخير توسعه فاز طلسم شده 11 عنوان كرد.
ماجراي ميدان سلمان و توتال هم جاي خود دارد؛ پروژهاي كه توتال آن را در زمين ايران و امارات همزمان آغاز كرد و وزنه توليد را به سود امارات و به ضرر ما برگرداند.
و اما شل ماركوش ساموئل از علاقهمندان طبيعت و فروشندگان صدف در انگلستان، با فرزندان خود فعاليتهاي تجاري گستردهاي را آغاز كردند تا بعدها يكي از فرزندان برخلاف پدر، از طبيعت به نفت تغيير ريل داد و شركت شل را تأسيس كرد؛ شركتي كه در حوزه انتقال و حمل و نقل فرآوردههاي نفتي وارد بازار شد و پس از مدتي با شركت رويال داچ هلندي ادغام شد تا در روزهايي كه شركتهاي نفتي به «يكي» شدن روي آورده بودند رويال داچ شل متولد شود. لوگوي اين شركت هلندي ـ انگليسي نيز«صدفي» است تا شايد بنيانگذار آن، به رسم احترام به پدر، پيشه خانوادگي خود را به رخ ديگر شركتها بكشد.
پمپ بنزينهاي شل يكي از معروفترين برندهاي اصلي جايگاههاي عرضه سوخت در جهان به شمار ميرود به طوري كه بيش از 44 هزار پمپ بنزين، تكميلكننده زنجيره فعاليت اين شركت از اكتشاف تا عرضه فرآوردههاي نفتي اين شركت است.
شركت شل بر خلاف توتال كه در 30 كشور جهان حضور دارد، در بيش از 90 كشور حضور فعال داشته و 47 پالايشگاه را اداره ميكند؛ به عبارت ديگر با سابقهاي كمتر از ايران در صنعت نفت و ناچيز بودن ذخاير آن در برابر شركت ملي نفت، 5 برابر ايران پالايشگاه دارد!
كشف ميدان گازي گنبد شمالي (بخش قطري پارس جنوبي) حاصل فعاليتهاي اكتشافي اين شركت در خاورميانه بود و از قضا يكي از نخستين شركتهاي اروپايي بود كه در كلاس تمريني و نهايي «حضور و غياب» تحريمها، حضور خود در پازل تحريمها را اعلام كرد و «ميز» ايران را در لندن، پايتخت صنعت نفت جهان تعطيل كرد.
شركت شل يكي از هفت خواهران نفتي و سردمداران نفت جهان بود كه پس از كودتاي سال 1332 عليه دولت مصدق، به همراه 6 شركت امريكايي، انگليسي و فرانسه نفت ايران را به دست گرفت و براي كمرنگتر كردن نقش شركت ملي نفت، پيشنهاد افزايش توليد نفت ايران به 6 ميليون بشكه را به شاه داد. توليدي كه علم مهندسي نفت سالها بعد ثابت كرد در خدمت اين شركت و همپيمانان وي بود و اگر به صورت پيوسته انجام ميشد نفت ايران در سال 1370 به پايان ميرسيد.
رويال داچ شل مهمترين رقيب استاندارد اويل در منطقه خليج فارس بود و به هيچ شركتي اجازه فعاليت در منطقه را نميداد. شركت استاندارد اويل چند سال بعد از سوي راكفلرها تجزيه شد و از درون آن شركتهاي اگزون موبيل، شورون و تگزاكو بيرون آمدند كه بعدها متحد استراتژيك اين شركت شدند و با يكديگر در عراق به اكتشاف و توليد نفت پرداختند. موقعيت شل در ايران به حدي رؤيايي بود كه بيش از 30 درصد نفت كشور از سوي اين شركت فروخته ميشد و مديرعامل آن، سالي يك بار به ملاقات شاه ميرفت و ديگر در ايران رؤيت نميشد.
ماجراي حضور رويال داچ شل در ايران و بارخواني اقدامات آن به تبعيت از سياست دولت بريتانيا قصه بلندي است كه در اين گزارش مجال پردازش به آن نيست. شل پس از انقلاب اسلامي ايران راه خود را از ايران جدا كرد اما در كمتر از 20 سال بعد پيشنهادهاي فراواني براي حضور در نفت ايران داد زيرا هزينه توليد نفت و گاز در ايران، بسيار ارزانتر از ساير نقاط دنياست و فاصلهاي چشمگير با مناطق مختلف دنيا دارد.
پروژه سروش و نوروز يكي از پروژههاي پرمعمايي است كه از سوي شركت شل به بهرهبرداري رسيد. اين پروژه به هيچ عنوان با كيفيت مورد انتظار و طبق برنامه به بهرهبرداري نرسيد به طوري كه شركت نفت فلات قاره به دليل خطاهاي فني و تأسيساتي آشكار، تا يكسال اين ميدان را به عنوان بهرهبردار تحويل نگرفت تا با فشارهايي كه وارد شد به اجبار بهرهبرداري اين ميدان را به عهده گرفت. پس از بهرهبرداري از ميدان ايران با افت تقاضا و قيمت نفت، كاهش توليد اوپك و كاهش سهميه ايران مواجه شد و دليلي شد براي عدم فروش نفت اين ميدان؛ توليد از اين ميدان براي چند هفته متوقف شد و نفت اين حوزه نفتي، براي تصفيه به پالايشگاه بندرعباس انتقال داده شد و ضربات جبرانناپذيري را به اين شركت پالايشي وارد كرد.
شل در مذاكرات پشت پرده فازهاي 2و3 پارس جنوبي تلاشهاي فراواني را براي حضور در اين پروژه به كار بست اما در يك شكست استراتژيك به دليل پرهزينه بودن طرح خود نسبت به توتال (يك ميليارد دلار) بازي را به پاريس واگذار كرد. گرچه موضوع حضور شل در اين فاز به خاك سپرده شد اما مجالي شد تا اين شركت به همراه شركتهاي صدرا، استات اويل و پتروپارس در فازهاي 6، 7 و 8 عمليات توسعهاي را در پيش گيرد.
توتال و شل سالهاست دكلهاي خود را در نزديكترين محل به آبهاي ايران به پاكردهاند تا گاز مشترك پارس جنوبي را با حداكثر سرعت به قطر رسانده و پروژههاي الانجي فراواني را در اين كشور اجرا كرده و ميكنند. قطعاً هيچ عقل سليمي، «حرجي» به اين موضوع وارد نميكند و اگر مسئولان اسبق و سابق وزارت نفت در نحوه برخورد با اين دو شركت خط اعتدال را در پيش ميگرفتند وضعيت به شكل امروزي نبود. صنعت نفت ايران هم از تأييد «چشم بسته» مطالعات و طرحهاي شركتهاي خارجي و مدعي متضرر شد و هم از برخوردهاي منفعلانه برخي دولتمردان گذشته در مواجهه با شركتهاي خارجي؛ نميتوان فراموش كرد روزهايي كه مديران توتال براي صحبت درباره پروژههاي گازي و الانجي، ساعتها پشت در دفتر وزير اسبق نفت منتظر مانده بودند و دست آخر بدون ديدار وزير، كشور را ترك كردند.
صنعت نفت ايران تنها به دليل محدوديتهاي مالي و تجهيزاتي، دچار مشكل بزرگي به نام عقبافتادگي در ميادين مشترك است و ميتواند با شركتها و پيمانكاران خارجي براي حضور آنها در اين ميادين وارد مذاكره شود لذا اميد ميرود مذاكرات آغشته به ناديده گرفتن توانايي شركتهاي ايراني و شيفتگي به غرب نشود كه اگر شود دنبال «باد» دويدن است. دوران آزمون وخطا به سر آمده و كوچكترين اشتباهي به ضرر كشور خواهد بود.