در خبرها آمده بود، كتيبههاي مقبره نظامي در كشور آذربايجان كه مزين به شعرهاي اين شاعر به زبان فارسي است، از مقبره او برچيده شده تا جايش را به شعرهايي با زبان تركي بدهد. برچيده شدن شعرهاي فارسي از مقبره نظامي در حالي صورت گرفته كه او شاعري است كه همه شعرهايش را به زبان فارسي سروده است.
اين مخدوشسازي تاريخي درباره بزرگان و افراد صاحبنام ايراني توسط برخي كشورهاي نوپا و بدون صبغه و گذشته حاكميتي مستقل براي چندمين بار است كه اتفاق ميافتد. در سايه كمتوجهي يا به تعبيري بهتر و دقيقتر، بيخيالي مسئولان فرهنگي كشورمان چندين شاعر، دانشمند، حكيم و. . . ايرانيالاصل توسط برخي دولتهاي كوچك كه گذشته تاريخي مستقلي از سرزمين ايران نداشتهاند، مصادره به مطلوب شدهاند. واقعيت گزنده و غيرقابل توجيه اين است كه به رغم چنين مصادرههاي فرهنگي و تاريخي كه تقريباً هر ساله اخبار جديدي از مباحث هم عرضشان در موارد گوناگون شنيده ميشود، مسئولان ذي مدخل در اين مباحث سعي ميكنند با آسمان ريسمان بافيهاي خلاف واقع چنين وقايعي را نفي كنند. چه اينكه قبلاً و درباره مصادر و تعريب شخصيت حكيم و دانشمندي مثل ابوعلي سينا پزشك سرشناس ايراني يا خداوندگار ملك سخن، شيخ اجل سعدي شيرازي، پروژه افاغنهخواني حكيم فردوسي شاعر و سراينده شاهنامه و زندهكننده زبان پارسي و چندين و چند گزاره ديگر نمونههايي قابل تذكار هستند. گذشته از همه كوتاهيها و قصور مسئوليتي از جانب برخي مسئولان ذي مدخل در اين عرصه، گاه اظهارنظر يا افاضه فضل كردن برخي افراد آن هم ذيل عنوان پر طمطراق و مطنطن «ايرانشناس» نمكي ميشود بر جراحتي ناسور و عميق.
يكي از همين مدعيان ايران شناسي درباره چرايي تخريب كتيبههاي فارسي مقبره شاعر ايراني، نظامي گنجوي گفته است: « پاك كردن كتيبههاي فارسي از مقبره نظامي گنجوي و جايگزين كردن اشعار تركي ترجمهشده به جاي آنها، اولين اقدامي نيست كه برخي كشورهاي همسايه براي پاك كردن نام ما از آثار ايراني انجام ميدهند و البته آخرين آن هم نخواهد بود. امروز جمهوري آذربايجان اقدام به پاك كردن زبان فارسي از آثار خود ميكند، فردا نوبت پاكستان، افغانستان و. . . ميرسد. » اين فرد در نهايت نتيجه ميگيرد كه «ما ضعيف شدهايم و تا وقتي ضعيف باشيم، كسي به تاريخ مشترك خود با ما افتخار نخواهد كرد [!؟] در نتيجه، طبيعي است كه كشورهاي ديگر، نام ما را از آثارشان پاك كنند[!]» اين كارشناس كه اظهاراتش بيشتر شبيه مغولهاست، ضمن چشمپوشي از عظمت و اقتدار امروز ايران سربلند و عزيزمان در منطقه و جهان، سعي ميكند اقدامات خلاف قانون برخي كشورهاي نوتشكيل و كوتاهي تعدادي از مسئولان ذي مدخل را به «ضعف» و «غير قابل افتخار بودن» سرزمين سربلندمان تعبير و القا كند! مطمئناً انكار تمدنهاي باستاني و تمدنساز ماقبل تاريخ كشورمان در كنار افتخارات تاريخي و اسلامي ايرانيان، به مثابه خاك پاشيدن به سمت خورشيد است! چه اينكه «. . . [كه ايران]از باد و باران نيابد گزند.»