
آمارهاي فروش فيلمهاي سينمايي اكران عيد فطر نشان ميدهد كه «فرزند چهارم» موسائيان، پروژه فاخر بنياد فارابي كه با بودجه خاص پروژههاي فاخر مصوب مجلس ساخته شده است، در طول 10 روز اكران در تهران، تنها توانست 40 ميليون تومان فروش كند. اين در حالي است كه فيلم «هيس... » كه نه از بودجههاي دولتي بهرهمند بود و نه از هزينههاي توليد نجومي، در مدت زمان مشابه توانسته بيش از 350 ميليون تومان در سينماهاي تهران فروش داشته باشد. ماجراي اختصاص بودجه براي ساخت پروژههاي سينمايي فاخر به اواخر دوره حضور محمدرضا جعفري جلوه در معاونت سينمايي و مجيد شاه حسيني در بنياد سينمايي فارابي باز ميگردد، زماني كه براي اولين بار دو پروژه سينمايي «ملك سليمان» و «راه آبي ابريشم» با بودجه مصوب مجلس شوراي اسلامي توليد شدند. «راه آبي ابريشم» كه بهار سال 90 به پرده سينماها راه يافت، در نهايت توانست تنها 5/3 ميليارد فروش كند. عمق فاجعه زماني نمايان ميشود كه هزينه توليد پروژه فاخر «راه آبي ابريشم» را كه با دلار كمتر از هزار توماني سال 89، 450ميليون تومان شده بود، در كنار اين رقم فروش قرار دهيم. در آن روزها برخي از رسانهها به زبان طنز بيان كرده بودند كه فروش فيلم حتي نتوانست هزينه قند و چاي عوامل را تأمين كند! فروش تأسف برانگيز فيلم «راه آبي ابريشم» اما دليلي براي توقف ساخت پروژههاي فاخر نشد و در ادامه سالهاي 90 و 91 با ساخت چهار پروژه «فرزند چهارم»، «استرداد»، «عقاب صحرا» و «برلين منفي هفت» همزمان شد؛ فيلمهايي كه سرانجام در سيويكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمدند و هيچ كدام موفق به جذب رضايت منتقدان و اهالي رسانه نشدند. اين روزها هم قرعه اكران به نام يكي از اسامي فهرست فاخرها سينمايي رسيده و آمارها نشان ميدهد كه ساخته ميلياردي فارابي، به ذائقه مردم خوش نيامده است؛ فيلمي كه راوي ماجراي گرسنگي و فقر در كشور سومالي است كه در اين ميان چند ايراني قصد نجات مردم بيگناه اين كشور را دارند. پرسشي كه در اين ميان مطرح ميشود، اين است كه پرداخت به مسائل گرسنگان سومالي، تا چه اندازه در وضعيت كنوني جامعه ما مؤثر است كه بايد چنين هزينههاي كلاني صرف توليد «فرزند چهارم» شود؟!
از طرف ديگر لزوم ساخت فيلمهاي به اصطلاح فاخري كه نه توجه منتقدان را جلب ميكند و نه ميتواند فروش خوبي را به همراه داشته باشد، چه ضرورتي دارد؟ علاوه بر اين در وضعيت اقتصادي اين روزهاي سينماي كشور كه بزرگان بسياري از صحنه فيلمسازي كنار رفتهاند، چه دليلي دارد بودجههاي دولتي فيلمسازي را در اختيار چنين پروژههاي قرار دارد كه به قول معروف، نه دنيا را دارند و نه آخرت را؟