
ايام ماه مبارك رمضان فرصت خوبي براي ديدار با دوستان و آشنايان و شركت در مراسمهاي افطار است. فرصتي كه صرفاً به صرف افطار محدود نميماند و در حاشيه آن، دوستان و آشنايان از حال و احوال يكديگر پرس و جو ميكنند و درخصوص مهمترين مسائل روز جامعه به بحث و تبادلنظر ميپردازند، از صحبت درباره سرنوشت كابينه دكتر حسن روحاني تا بالا و پايين شدن قيمت سكه و ارز و البته گرماي بيسابقه هوا كه امسال روزهداري را به جهادي بزرگ تبديل كرده است.
در چند روز اخير در رفت و آمدهاي اينچنيني، هرجا كه به عنوان روزنامهنگار سينمايي به جمع حاضر معرفي شدهام، با حجم فراواني سؤال درخصوص وضعيت خانه سينما مواجه شده و در ادامه مهماني، در قامت يك كارشناس سينمايي مجبور به پاسخ به سؤالهاي حضار و تشريح ابعاد گوناگون اين دعواي صنفي شدهام. دعوايي كه به لطف پوشش گسترده شبكههاي ماهوارهاي، نه تنها خانواده 5 هزار نفره سينماي ايران بلكه بخش عمدهاي از جامعه ايراني را كه حتي سال تا سال فرصت حضور در سينما را نميكنند و فيلمهاي اكران را هم نه از شبكه مجاز نمايش خانگي بلكه از كنار پيادهرو خريداري ميكنند، درگير خود كرده است. طرح اين سؤالها سبب شد تا در قالب مطلبي به چند سؤال مهم و جدي در زمينه خانه سينما پاسخ دهم تا شايد به ابهامهاي احتمالي مخاطبان روزنامه «جوان» نيز در اين زمينه پاسخ داده شود.
خانه سينما چيست؟ كجاست و چه فايدهاي دارد؟
خانه سينما يك نهاد صنفي است كه بودجه خود را از وزارت ارشاد دريافت ميكند. اين تشكل صنفي توسط هيئت مديرهاي اداره ميشود كه نه تنها وزارت ارشادي كه بودجه خود را از آن دريافت ميكنند به رسميت نميشناسند بلكه در موقعيتهاي مختلف با مديران سينمايي كل كل هم دارند. اين خانه دو ساختمان در اختيار دارد. يكي در كوچه سمنان در نزديك پيچ شميران و ديگري در خيابان ميرزاي شيرازي. هر دو ساختمانها خوب و مجهز هستند. يكي حياط خوب و بزرگي دارد- ساختمان ميرزاي شيرازي- و ديگري سالن نمايش خوبي دارد- ساختمان كوچه سمنان.
خانه سينما براي اكثر اعضاي آن در طول سالهاي گذشته فايده چنداني نداشته است. برخي اعضا براي بيمه شدن از طريق اين تشكل به تأمين اجتماعي معرفي شدهاند. اين خانه در طول سالهاي گذشته هر سال جشني هم برگزار كرده كه برخي از سينماييها به عنوان اعضاي هيئت اجرايي، داوري، سياستگذاري و... در آن حضور به هم رسانده و گاهي نيز براي خواندن يك ترانه با يكديگر همصدا شدهاند. اعضاي خانه سينما حق عضويت سالانه ميپردازند و در مقابل اين حق عضويت، اين امكان را مييابند تا سالي يكبار كارت حضور در جشنواره را دريافت كنند و درصورت حضور دبير دست و دلبازي مانند «محمد خزاعي» در صدر جشنواره، با كارت خود روزي 10 فيلم ببينند، دو وعده غذا بخورند و مقداري هم نسكافه و چاي و شيريني ميل كنند. البته بايد به اين امتيازها، فشار و خستگي و كلافگي ناشي از حضور در سالني هزار و 500 نفره كه 3 هزار نفر به آن دعوت شدهاند را نيز اضافه كرد.
چرا بر سر خانه سينما دعواست؟
براي مخاطبي كه به سؤال اولش درباره خانه سينما پاسخ داده شده است، اين سؤال پيش ميآيد كه چرا وقتي منافع جايي مانند خانه سينما اينقدر محدود و اندك است بر سر آن دعواست؟
تفاوت ميان دو طرف دعوا چيست؟
در دعواي اخير خانه سينما دو گروه به طور مشخص مقابل يكديگر صفآرايي كردهاند. گروه اول سينماگراني هستند كه نسبت به تعطيلي خانه سينما معترض بوده و خواستار بازگشايي دوباره اين خانه هستند.
گروه دوم نيز افرادي هستند كه از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و به نمايندگي از چند صنف كه مراحل ثبت قانوني را طي كردهاند مسئوليت باز كردن خانه سينما را به عهده گرفتهاند. حالا عدم توافق ميان اين دو گروه باعث بروز اعتراضهاي مختلف شده است. گروه اول به واسطه حضور چهرههاي آشنا قصد دارند از توان و انرژي خود استفاده كرده و دولت را وادار به موضعگيري به نفع آنان كنند اما گروه دوم با طي كردن روال قانوني، در مسيري حركت كردهاند كه قانون از آنها حمايت ميكند.
چرا بر سر خانه سينما جنگ است؟
وقتي در تمدن مكتوب 5 هزار و 500 ساله بشر فقط 129 سال بدون جنگ ثبت شده، چرا بايد توقع داشت كه بر سر خانه سينما جنگ نباشد؟ خانه سينما يك موقعيت استراتژيك در سينماي ايران است. چيزي شبيه تنگه هرمز در خليجفارس كه بر بخش عمدهاي از جريان صادرات انرژي دنيا تسلط دارد. افرادي كه مديريت خانه سينما را به عهده ميگيرند ميتوانند به نمايندگي از 5 هزار عضو اين صنف، با مراكزي همچون سازمان سينمايي، بنياد سينمايي فارابي، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و... كه پول و امكانات در اختيار دارند، وارد تعامل شوند يا در مواقع لازم جنگ و ستيز و زورآزمايي كنند. حالا چنين موقعيت مهمي ارزش جنگيدن ندارد؟
چه كساني درصدد تسخير خانه سينما هستند؟
در حال حاضر دو گروه عمده درفكر تصرف خانه سينما هستند. گروه اول تركيبي از هنرمندان مطرح و شناخته شدهاي هستند كه در طول سالها و دورههاي گذشته يا در سينما يا در تلويزيون فعال بودهاند. در نقطه مقابل نيز چهرههايي همچون حبيبالله كاسهساز، محسن روزبهاني، عبدالله عليخاني، حسين فرحبخش، اصغر محبي، محمد قهرماني، جمال شورجه، محسن محسنينسب، مسعود اطيابي، مرتضي شايسته، مجيد كريمي و... حضور دارند. طيف دوم به معاونت سينمايي وقت نزديكترند و طيف اول منتقد سياستها و برنامههاي معاونت سينمايي هستند. طيف اول در اغلب موارد منتقد دولت بودهاند و اگر دوره كوتاه معاونت مرحوم سيفالله داد را در نظر نگيريم، تقريباً در 16 سال گذشته اين طيف به صورت صددرصد فعاليتهاي معاونت سينمايي را تأييد نكرده و در دورههاي مختلف بسته به ميزان سهمي كه از قدرت و امكانات دولتي در اختيار داشته، با دولت همراه بوده يا منتقد جريان دولتي بوده است. در حال حاضر رويارويي اين دو طيف كمي جنبه سياسي هم پيدا كرده است و به همين دليل اين موضوع مورد توجه شبكههاي ماهوارهاي قرار گرفته است. اين شبكهها طيف اول را گروه سينماگران اصلاحطلب و طيف دوم را در گروه سينماگران دولتي طرفدار حكومت طبقهبندي ميكنند و رويارويي اين دو طيف را به رويارويي حاكميت با جريان اصلاحطلبي تلقي كرده و بر همين اساس براي خودشان تحليل ميكنند حال آنكه اين تحليل غلط است زيرا وقتي به فهرست طيف اول مراجعه ميكنيم، با اسامي مختلفي مواجه ميشويم كه هميشه در حال فعاليت در سينما و تلويزيون هستند و هيچگاه روي بيكاري را هم نميبينند.
آيا همه سينماگران در تجمعهاي اعتراضي شركت ميكنند؟
پاسخ اين سؤال تقريباً «خير» است. تاكنون دو تجمع عمده از سوي اين دو طيف برگزار شده است. تجمع اول از سوي سينماگران طيف اول در مقابل خانه سينما برگزار شد و طيف دوم نيز تجمعي در مقابل وزارت ارشاد برگزار كردند. در هر دو تجمع افراد مختلفي غايب بودند. علت هم ساده است: «در سينما نيز مانند اغلب حرفهها، فعاليتهاي اجتماعي افراد بر اساس منافعي كه از حضور در چنين فعاليتهايي به دست ميآورند تعريف ميشود و اگر فعاليتي براي آنها نفعي نداشته باشد، لزومي به حضور در چنين تشكلهايي نميبينند.» البته در مواردي نيز افراد در رودربايستي قرار ميگيرند و مجبور به حضور در چنين تجمعهايي ميشوند. بخش عمدهاي از افراد حاضر در اجتماع اعتراضي در مقابل خانه سينما ميدانند كه اين خانه در طول مدت فعاليت خود هيچ اقدام مؤثر و مفيدي براي اهالي خود انجام نداده است. محمدمهدي عسگرپور رئيس هيئتمديره خانه سينما يكي در ميان هر سال سريال و فيلم سينمايي ساخته است. فرهاد توحيدي عضو مؤثر ديگر گروه اول نيز به فيلمنامهنويسي پرداخته و ديگر اعضاي مؤثر آن نيز به صورت دائم يا فيلم و سريال ساختهاند يا فعاليتهاي ديگر انجام دادهاند. اندك تسهيلات و امكانات به وجود آمده براي سينماگران همچون بيمه، هديه رئيسجمهور و... نيز در زمان تعطيلي خانه سينما و از سوي طيف دوم فراهم شده است اما حتي سينماگران زيادي نيز حضور دارند كه با وجود موافقت با فعاليت طيف دوم، از حضور در تجمع آنها خودداري كردند زيرا تصور ميكنند در روزهاي پاياني دولت دهم، طرفداري از طيف دولتي ميتواند براي آنها در آينده عواقب خطرناكي داشته باشد. بخش عمدهاي از اعضاي خانواده سينماي ايران افرادي زحمتكش و پرتلاش هستند كه يا از سر عشق و علاقه يا از بد حادثه به سينماي ايران پناه آوردهاند. آنها از سينما نان ميخواهند، مسكن و بيمه و آينده. بر همين اساس علاقهاي به شركت در تجمعي كه منافع آنان را تأمين نميكند ندارند و به عبارت سادهتر «تقيه» ميكنند.
چرا گاهي اوقات در سينماي ايران تقيه لازم است؟
سينماي ايران خانوادهاي كوچك است كه بسياري از اعضاي آن يكديگر را از نزديك ميشناسند و حالا حضور در چنين تجمعي و قرار گرفتن در كنار بزرگان، اين فرصت را فراهم ميكند تا در كارهاي مختلف هواي آنها را داشته باشند. بالعكس اين قاعده نيز وجود دارد. يعني حضور در طيف دوم، ممكن است باعث شود برخي هنرمندان موقعيتهاي كاري خود را از دست بدهند. براي درك بهتر اين مسئله مثالي ميزنم. در چهار سال گذشته دولت تصميم گرفت درباره وقايع سال 88 فيلم بسازد. دو فيلم با نامهاي «پايان نامه» و «قلادههاي طلا» ساخته شد كه دستاندركاران و سازندگان حاضر در اين فيلمها پس از آن از سوي افراد مختلفي از سينماگران با تحقير، توهين و بايكوت مواجه شدند. افرادي كه در همين تجمع هم حضور داشتند و با وجود حركت اعتراضيشان! همواره و در هر دولتي جزو چهرههاي فعال هستند. اين روزها نيز در آستانه روي كار آمدن دولت جديد، باز هم زمزمههايي به گوش ميرسد و مطابق آنچه در فضاي مجازي منتشر شده، عدهاي از سينماگران درصدد تحريم چهرههايي هستند كه به زعم آنها در مقابل جنبش سبز ايستادگي كردهاند. اگر باور نداريد، تصوير اين گزارش را در سايتها با دقت مشاهده كنيد.
كليد مشكل چيست و راهحل كدام است؟
پاسخ به اين سؤال ساده است: «كليد دست حجتالاسلام روحاني است»! اما آيا كليد او هر قفلي را باز ميكند؟ آيا دولت يازدهم از اين ميزان اختلاف ميان صنوف سينمايي رضايت دارد؟ آيا طيف اول و دوم مورد تأييد جريان فرهنگي دولت آينده خواهند بود؟ دولت آينده به كدام گروه روي خوش نشان خواهد داد؟ شنيدهها حاكي است برخلاف تصور گروه اول، دولت يازدهم چراغ سبزي به طيف اول نشان نداده و حالا آنها با ترس از احتمال از دست دادن سنگرها، به دنبال فتح خانه سينما در همين دولت دهم هستند. بسياري از علاقهمندان به بازگشايي مجدد خانه سينما با خوشبيني تصور ميكنند دولت آينده زمينه آزادسازي خانه سينما را فراهم خواهد كرد. آنها ميگويند: «وقتي وزير ارشاد دولت دهم با يك امضا حكم به تعطيلي خانه سينما داده قطعاً وزير ارشاد دولت يازدهم ميتواند با يك امضاي ديگر حكم به بازگشايي خانه سينما بدهد.» البته اين ديدگاه بيش از حد خوشبينانه است و وقوع آن بستگي تام و تمام به اين مسئله دارد كه تا چه اندازه وزير آينده ارشاد مدافع و در راستاي ديدگاههاي اين افراد باشد. بر فرض انتخاب وزيري مطابق با خواست سينماگران، آيا ميتوان اطمينان داشت وزير آينده به روالي غيرقانوني تن دهد و تصميمهاي مديران پيشين را كه حداقل در ظاهر قانوني است نقض كند؟
نكته جالب توجه اين است كه در ميان ليدرهاي جريان اول، چهرههايي همچون محمدمهدي عسگرپور، منوچهر محمدي و همايون اسعديان حضور دارند كه از نظر فكري و سياسي نزديك به جريان پيروز انتخابات يازدهم نبوده و از محمدباقر قاليباف حمايت كردهاند. عسگرپور ساخت فيلم انتخاباتي قاليباف را به عهده داشت و بر اين اساس در معادله احتمالي، از اين منظر نيز احتمال حاكم شدن اين جريان در سينماي آينده ايران وجود ندارد.
حتي شنيده ميشود رئيسجمهور منتخب اخيراً تقاضاي ديدار با سه عضو مؤثر جريان اول را نيز رد كرده و آنها را به مشاوران خود حواله داده است. جريان دوم اين روزها تلاش ميكند بر مدار قانون حركت كند و جريان اول به دنبال بهرهگيري از فشار رسانهاي و فضاسازي مطبوعاتي براي تحميل امري غيرقانوني است. هر دو طرف نيز تمايل دارند در همين دولت دهم تكليف كار يكسره شود. علاوه بر اين دو جريان، گروه كثيري از سينماگران نيز حضور دارند كه بيعلاقه به اين حواشي، صرفاً به دنبال خدمات صنفي هستند. آنچه شنيده ميشود اين است كه دولت يازدهم به هر دو گروه پيشنهاد حل و فصل مشكلات را داده است تا اختلافها برطرف و چنددستگيها مرتفع شود. به نظر ميرسد اگر اين مسئله محقق نشود، احتمال زيادي وجود دارد كه جريان سومي بر اين بازي حاكم شود؛ هميشه چيزهايي هست كه ما نميدانيم.