رهبر انقلاب مدتها پيش به كارگزاران فرهنگي نظام توصيه كردند كه به دنبال «نهضت ترجمه» باشند. آنها كه رفت و آمدي به ديگر ممالك دارند بيش از هر كس اين نياز بزرگ را در مييابند. ما باور داريم كه شعارها و آرمانهاي ما اصيلند و آسماني. پس اگر درست به دنيا معرفي شوند بيگمان تمام فطرتهاي سالم را به سوي خود جذب خواهند كرد. در اين راه ما نيازمند تحرك در دو محور اصلي رسانه و ترجمه آثار هستيم. بسيار پيش آمده وقتي سخن از سينماي انقلاب و نوع آرماني آن ميشود، گفتهام اگر ما آنقدر عرضه و توان داشتيم كه اسطورهاي چون امام(ره) را همانطور كه بود به جهان معرفي كنيم، به خدا قسم بيشترين تأثير را بر اذهان جهاني داشتيم. دقت كنيد باز تأكيد ميكنم، «همانطور كه بود!» نه كم و نه زياد، نياز به هيچ فيلم فاخر چند دهميلياردي و درام و قصهاي هم نيست. همين «صحيفه نور» را با حواشي زماني و مكاني و... آن ترجمه كنيد، بدهيد دست مردم دنيا. دريغا كه ما حتي در يك معرفي كاملاً معمولي و به قول اهالي سينما، رئال هم از حقيقت انقلاب و آرمانها و قهرمانانمان به جهان،لااقل تا امروز ناتوان بودهايم.
چندي پيش در خبرها خواندم كه به همت «بنياد ملاصدرا» در «سارايوو» دو بخش نخست كتاب آشنايي با علوم اسلامي در دو مجلد «منطق و فلسفه» و «كلام و عرفان» به زبان صربي ترجمه و در آنجا عرضه شده و سپس همان كتابهاي ترجمه شده را در سينماي «عرفان و مسيحيت در اسلام» در «بلگراد» پايتخت صربستان عرضه كردهاند. جالب آنكه در همانجا و در شهرك دانشجويي اين كشور پروفسور «يروتيچ» نظريهپرداز شهير صرب درباره آنها سخنراني جالبي كرده است.
در همان خبر خواندم كه «مركز علوم ديني قلم»در بلگراد به عنوان مركزي شيعي در مناطق صربنشين اروپا كارش را شروع كرده تا اين نهضت ترجمه جرقههايش در مناطقي از جهان زده شود. خدا ميداند حتي اگر آثار ادبيات كلاسيك فارسي ما به درستي به دست مردم جهان برسد، نگاه آنها هم به ما و هم به حيات مادي و معنوي خودشان نيز تغيير خواهد كرد و مگر وقتي خميني بزرگ(ره) از صدور انقلاب سخن ميگفت، جز اين ميخواست. نهضت ترجمه در كنار آثاري كه شناسنامه آرماني انقلاب ما محسوب ميشوند ميتواند به كتب عرفاني و جهانشمولتر نيز برسد كه همانا از بستر آنهاست كه عدالتخواهي انقلابي ما برميخيزد و براي جهانيان معنا ميشود. اين آثار حساسيت كمتري را هم در گام نخست برميانگيزند. به ياد داريد همين كه شمهاي از نسيم تفكر مولانا در غرب وزيدن گرفت، تب مولاناشناسي و پرداختن به انديشههاي او تمام كره زمين را فرا گرفت و جهان سالي را به نام سال مولانا ناميد. جالب آنكه در همين كنفرانس كه ذكرش در آغاز اين نوشته رفت يكي از اساتيد سرشناس صرب در باب «ابعاد عرفاني ادبيات فارسي به ويژه در منطق الطير عطار» سخنراني كرده است. اين همان جادويي است كه از آن حرف ميزنم. بازوي رسانهاي مملكت نيز بايد اين سربازان نهضت ترجمه را ياري دهد تا مخاطب عام در غرب عمق اين فرهنگ را دريابد و آن روز خواهيد ديد اين اكسير با آن جانهاي زنگار گرفته چه خواهد كرد. پس نگذاريد اين جرقهها خاموش شوند. همه مدد كنند تا آنها به شعلههاي بلند بدل گردند كه در سايه انوارشان حقيقت الهي اين انقلاب و شعارهاي آسمانياش بر جهانيان آشكار شود.