
داستان سفر به بلوچستان اگرچه طولاني است و از اندوختههاي همان سه روز سفر ميتوان ۳۰ روز صحبت كرد و سه جلد كتاب نوشت، اما به قول معروف شنيدن كي بود مانند ديدن. اگر كسي به واقع قصد كشف حقيقت و كسب معنويت از سفر به اين شهرها را دارد، چارهاي ندارد غير از بستن كولهبار سفر و مشاهده از نزديك و چند لحظه نشستن كنار كودكي كه با كوچكترين هديه به اوج شادي ميرسد و در كمترين زمان حس دوستي با تو پيدا ميكند و به قدري تو را دوست ميدارد كه هنگام رفتنت با زبان شيرين كودكي قسم ميدهد به خدا كه نرو و تو را در آغوش ميگيرد و ميگويد خواهش ميكنم نرو؛ خيلي دوستت دارم؛ تورا به خدا نرو.
حتما اگر شما هم به اين سفرها برويد و برگرديد، خاطرات زيادي براي گفتن خواهيد داشت. من نيز هم كه در گروه خبرنگاران براي پوشش تلاشهاي جهادگران به مناطق محروم اعزام شدم خاطرات زيادي از آن سفر كوتاه دارم. اما اينجا قصد خاطره گوئي ندارم ومي خواهم به سوالاتي كه يكي از دوستان خبرنگار در اين سفر از ساير خبرنگاران ميپرسيد و با فيلمبرداري از آنها نظرات مختلف را مستند ميكرد، پاسخ دهم. سوال اول اين بود كه هدف از اردوهاي جهادي چيست؟ در پاسخ به اين سوال هر كدام از خبرنگاران نظراتي را بيان كردند،كه اشاره به اين نظرات خالي از لطف نيست .
در خصوص اردوهاي جهادي و اهداف آن نكتهاي كه در درجه اول به ذهن ميرسد اين است كه شخص در اين اردو «مشكلات» را به همراه «تلاشها» با هم بنگرد و انصاف را از زاويه ديد خود دور نكند. اگر مشكلات به درستي و خارج از فضاي سياهنمايي شناخته شوند، قطعا راههاي رفع آن نيز هموارتر خواهد شد. شناخت صحيح مشكلات و نگاه منصفانه به وضعيت مناطق محروم كمك بزرگي است به كشف راههاي اصولي رفع معضلات و ارائه راهكار به مسئولان جهت حل مسائل. طبيعي است كه اگر شخص با نيت و قصد سياهنمايي راهي اردوهاي جهادي شود و با هر اشكي، مشكي از مشكلات بسازد و بدون آنكه سطح پيشرفت آن مناطق پس از انقلاب اسلامي را مشاهده كند، سعي در تخريب تلاش مسئولان داشته باشد، دردي دوا نميشود و اگر هر قدمي هم براي حل آن مشكلات برداشته شود به چشم شخص غيرمنصف نخواهد آمد.
يكي از اهداف اوليه اردوهاي جهادي اين است كه شخص با حضور در مناطق محروم تفاوت «كار اجرايي» با «كار جهادي» را بشناسد. كار اجرايي مخصوص دولتمردان و مسئولان اجرايي است كه خوشبختانه در حال انجام است و در كار جهادي اگرچه همه اعم از دولت و ملت بايد سهيم باشند اما بيشتر مخصوص مردم است و بستگي به ميزان مسئوليتشناسي و دلسوزي مردم دارد. بسياري از مشكلات حاضر در مناطق محروم با كمي همت و تلاش و حس همنوعي مردم قابل حل است و بديهي است كه اگر در مسير كار جهادي، سنگهايي در راه باشد كه حل برخي مشكلات را نيازمند كار اجرايي توسط مسئولان كند، اين سنگها را ميتوان با تذكر دلسوزانه و منصفانه از راه برداشت و در ادامه مسير، مصوبههاي اجرايي را همراه با كار جهادي پيش برد. جهادگر بايد زندگي خود را به كار جهادي گره بزند و اگر چنين كند، هدف اصلي اردوهاي جهادي كه جهاد با نفس در راه خدا است، محقق ميشود.
سوال ديگري كه آن دوست خبرنگار از خبرنگاران ميپرسيد اين بود كه خبرنگار جهادي كيست؟ يكي از افراد گروه پاسخ زيبايي به اين سوال داد كه مايلم همان پاسخ را در اين سطور تكرار كنم. آن دوست عزيز گفت كه خبرنگار جهادي كسي است كه وقتي با يك دست قلمي سبك به وزن يك برگ را در دست ميگيرد تا مشكلات مناطق محروم را منصفانه به اميد حل آن موارد به گوش مردم و مسئولان برساند، آماده باشد كه اگر لازم شد با دست ديگر خود خانهاي بسازد براي نيازمندان و در اين راه تمام سختيها و سنگيني اين كار را با جان و دل بپذيرد و مانند عدهاي حاضر نباشد يك لحظه لبخند كودك روستايي را با سه هزار ميليارد تومان پول عوض كند. اين شايد كوتاهترين و در عين حال جامعترين تعريف از خبرنگار جهادي باشد كه با استفاده از آن حتي ميتوان برخي ديگر از اقشار جهادي را تعريف كرد. با اين نگاه دانشجوي جهادي نيز كسي است كه هم در صحنه علم حاضر و آماده باشد و هم در صحنه عمل و همانطور كه در صحنه علم بايد شتاب داشته باشد در صحنه عمل صالح نيز پرشتاب و پرنشاط باشد. دانشجوي جهادي در حالي كه كتاب ميخواند، اطراف خود را نيز بايد ببيند و با موقعيتسنجي هر جا كه به وجود او لازم بود در صحنه عمل حاضر شود و علم خود را به عمل صالح تبديل كند.