در مورد معايب افزايش نقدينگي معمولاً بحثهاي زيادي صورت ميگيرد و يك نگرش عمومي وجود دارد مبني بر اينكه افزايش نقدينگي موجب تورم شده و براي اقتصاد مضر است. اگرچه در كل اين مباحث درست بوده و قابل دفاع است اما از يك منظر ديگر هم ميتوان به موضوع نقدينگي نگاه كرد.
نقدينگي به مثابه گردش خون در بدن انسان است. بدون گردش خون مناسب حيات انسان دچار مشكل ميشود. در اقتصاد هم اين موضوع صادق است. جريان نقدينگي مناسب براي سلامت اقتصادي مفيد است. آنچه كه ميتواند افزايش نقدينگي را از يك ويژگي مثبت به يك ويژگي منفي تبديل كند، استفاده نادرست از نقدينگي است.
اگر نقدينگي تزريق شده به بازار به سمت مصرف بيشتر و كالاهاي لوكس و تجملگرايي و فعاليتهاي سوداگرانه سوق يابد مخرب بوده و تورمزا است اما اگر نقدينگي به سمت فعاليتهاي مولد سوق يابد نه تنها مخرب نيست بلكه مولد ميشود.
واقعيت امر اين است كه بزرگترين اقتصاددانان و نظريهپردازان اقتصادي جهان به كشورهايي تعلق دارند كه با تزريق بيرويه پول به اقتصاد خود و حتي اقتصاد بينالملل براي كشور خويش سلطه استعماري نويني را بر ساير كشورها رقم زدهاند. چاپ و تزريق دلار در جهان نمونه بسيار روشني از اين مسئله است.
اگر افزايش نقدينگي به طور ذاتي مخرب است چرا در عمل اقتصادهاي بزرگ جهان بر مبناي افزايش نقدينگي توسعه خود را تضمين كرده و برتري خود را بر ساير كشورها تحميل كردهاند. وجود نقدينگي در اقتصاد از نگاه خرد به اين معني است كه اگر اين نقدينگي در اختيار بنگاههاي اقتصادي و كسب و كارهاي مولد قرار گيرد، اشتغال و سرمايهگذاري را افزايش داده و به نوبه خود موجب توسعه و پيشرفت ميشود.
قضاوت در مورد اينكه نقدينگي ۴۵۰هزارميلياردتوماني خوب است يا بد، بايد در چارچوبي فراتر از فرمولهاي صرفاً اقتصادي صورت پذيرد. نقدينگي از منظر مالي يك نوع دارايي است اما از نوع داراييهاي جاري. داراييها به طور كلي به دو گروه داراييهاي جاري و غيرجاري طبقهبندي ميشوند. داراييهاي جاري داراييهايي هستند كه انتظار ميرود در دوره كوتاهمدت تغيير شكل دهند. به هر حال بخش قابلملاحظهاي از داراييهاي غيرجاري نيز از طريق تبديل وضعيت داراييهاي جاري و وجوه نقد ايجاد ميشوند.
رقم ۴۵۰ هزار ميليارد تومان بايد با جمع كل داراييهاي غيرجاري مقايسه شود تا بتوان در مورد خوب يا بد بودن آن قضاوت كرد. واقعيت امر اين است كه در سطح كلان كشور، رقم داراييهاي غيرجاري نيز در سالهاي اخير رشد قابل ملاحظهاي داشته است. ساختوساز در حوزه مسكن در سالهاي اخير هم در بخش مسكن مهر و هم در بخش خصوصي و ساختو سازهاي انفرادي مردم افزايش زيادي داشته است. لذا داراييهاي غيرجاري در اين حوزه افزايش داشته است. در ساير جنبههاي عمراني كشور نيز همين مسئله قابل مشاهده است. در منطق مديريت مالي براي تحليل وضعيت نقدينگي از نسبت وجه نقد به كل داراييها استفاده ميشود. با در نظر گرفتن تحليل رقم نقدينگي مذكور و حتي افزايش آن در صورت مديريت صحيح ميتواند موجب رونق اقتصادي شود. بنابراين صعود نرخ رشد نقدينگي به طور ذاتي داراي پيامدهاي نگرانكننده براي اقتصاد ايران نخواهد بود. افزايش نقدينگي لزوماً دليلي براي نوسانات ارزي نخواهد بود. اگر نقدينگي موجود در بازار توسط روشهاي سرمايهگذاري مناسب جذب نشود، بديهي است دارندگان نقدينگي ممكن است آن را به هر جايي كه برايشان سودآور است سوق دهند.