کد خبر: 519468
تاریخ انتشار: ۱۹ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۶:۰۰
مديركل آمارهاي بانك مركزي:
علي طالب‌زاده_ مهدي مهرپور
اين موضوع آنقدر اهميت دارد كه رئيس كل بانك مركزي آن را يكي از دغدغه‌هاي خود در سال ۹۲ بيان كرده است. اما در اين بين برخي مدعي‌اند كه تورم اعلامي با واقعيات تفاوت دارد و نرخ اعلامي با احساس مردم متفاوت است. در همين‌باره با عليرضا مقتدايي مديركل آمارهاي اقتصادي بانك مركزي گفت‌وگو كرده‌ايم. 

برخي وقتي بانك مركزي نرخ تورم را مثلاً ۲۸ درصد اعلام مي‌كند عده‌اي مي‌گويند اين رقم درست نيست و عدد تورم بالاتر است، نظر شما چيست؟ 

به ياد دارم اين سؤال را حدود ۵ ـ ۴ سال پيش هم از من پرسيديد. اينكه چرا وقتي يك سازمان رسمي آماري را منتشر مي‌كند عده‌اي ادعا مي‌كنند اين آمار درست نيست و حقيقت چيز ديگري است. از اين ادعا و از سؤال شما مي‌توان نتيجه گرفت كه اين داستان متعلق به امروز و حال حاضر نيست؛ماجرا قديمي است. سال‌هاست زماني كه توسط يك مجموعه تخصصي كه با تكيه بر تخصص، تجربه و دانش آمار توليد مي‌كنند فرقي ندارد كجا باشد بانك مركزي، مركز آمار يا هر سازمان ديگري آمار منتشر مي‌شود، عده‌اي مي‌گويند اين آمار را قبول ندارند. 

اما بنده معتقدم كساني كه چنين ادعاهايي دارند يا نحوه محاسبه نرخ تورم را نمي‌دانند يا اگر مي‌دانند قصد دارند بي‌دليل بر آمار و ارقام اعلام شده خدشه وارد كنند. به اين نكته توجه كنيد كه با حدس و گمان نمي‌توان شاخص‌هاي آماري را محاسبه كرد. در اين بحث بيشتر منظورم بر نحوه محاسبه تورم است. تورم يك مقوله محاسباتي است. روش‌هاي استانداردي هم براي محاسبه آن تبيين و طراحي شده كه در صورت عدول از آن ساختار محاسبه و اعتبار آن مخدوش مي‌شود. لذا بنده فكر مي‌كنم بايد از خود كساني كه نسبت به نرخ تورم اعلام شده توسط بانك مركزي شك و ترديد دارند پرسيد دليلتان براي اين ترديدها چيست؟ چه روشي را براي محاسبه پيشنهاد مي‌كنند؟ بنده بارها عرض كردم محاسبه شاخص تورم در بانك مركزي همواره براساس استانداردهاي بين‌المللي صورت مي‌گيرد و مختص ما هم نيست. محاسبه تورم داراي يك روش علمي و واحد است. كساني كه با روش علمي محاسبه تورم آشنا هستند استدلال‌هاي ما براي آنها مقبول مي‌باشد. نحوه محاسبه نرخ تورم در بانك مركزي جمهوري اسلامي نيز بر اساس همان روش علمي و كارشناسي شاخص تورم است و هيچ تفاوتي با معيارهاي بين‌المللي ندارد و ما هميشه آماده‌ايم در اين خصوص توضيحات كامل ارائه دهيم. 

در همه جاي دنيا تعداد كالاهايي كه براي تورم محاسبه مي‌شود همانند ايران است؟ 

اتفاقا مي‌خواستم به اين نكته اشاره كنم. تعداد اقلام مورد قيمت‌گيري در سبد شاخص تورم از اهميت ثاني برخوردار است. اهميت اول عوامل ديگري است. اهميت اول، پوشش كامل هزينه‌هاي خانوارها از نظر جغرافيايي و متناسب بر اساس جمعيت شهر، پوشش زماني و مكاني قيمت‌گيري، سازگاري نظام جمع‌آوري اطلاعات با اهداف و دقت و صحت در جمع آوري داده‌هاست. اين عوامل در محاسبه تورم مهم است و گرنه در محاسبه شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي همه اقلامي كه خانوار بر اساس بودجه‌اش مصرف مي‌كند در سبد شاخص تورم مورد ملاحظه قرار مي‌گيرد. به عبارت ديگر ضرايب اهميت بر مبناي كل كالاها و خدمات مصرفي خانوارها محاسبه مي‌گردد و اقلام سبد، نماينده ساير كالاها مي‌باشند و تغييرات قيمت ساير كالاهاي همگن از تغييرات قيمت كالاهاي مشابه برآورد مي‌شود. در اينجا بايد از همكاري صميمانه منابع اطلاعاتي كه با حوصله و سعه صدر به همكاران ما كمك مي‌كنند تا يك محاسبه مؤثر شكل گيرد و اطلاعات اخذ شود تشكر و سپاسگزاري داشته باشم. 

در همه جاي دنيا از همين طبقه بندي استفاده مي‌كنند كه ما استفاده مي‌كنيم؟ 

بله، تقريبا همه كشورهاي دنيا از همين نوع طبقه‌بندي براي محاسبه تورم استفاده مي‌كنند. هم روش محاسبه نرخ تورم و هم طبقه‌بندي يكسان است تا قابليت مقايسه داشته باشد. تنها تفاوتي كه مي‌تواند داشته باشد در زمينه بومي كردن برخي اقلام است اما روش‌ها داراي استاندارد مشخص است. بنابراين هر قلم كالا و خدمتي كه يك خانوار مصرف مي‌كند در يكي از اين طبقات جا مي‌گيرد. ممكن است يك خانوار ايراني در يك ماه ۸۰۰ قلم كالا و خدمت را مصرف كند، تمام اينها احصا شده و در طبقات دوازده‌گانه محاسبه تورم قرار مي‌گيرد. حالا ضرايب اهميت هم براي هركدام از گروه‌هاي دوازده‌گانه مشخص شده و محاسبات شاخص تورم طبق روال انجام مي‌شود. 

چند نوع فرمول براي محاسبه تورم در حال حاضر وجود دارد؟ 

شاخص‌هاي عمومي پاشه، فيشر و لاسپيرز هستند كه در محاسبه تورم مورد استفاده قرار مي‌گيرند. 

بانك مركزي معمولاً از چه شاخصي براي محاسبه تورم استفاده مي‌كند؟ 

لاسپيرز با سال پايه ثابت. 

در دنيا چه؟ 

در دنيا هم معمولاً از شاخص لاسپيرز استفاده مي‌كنند. 

مركزآمار از چه شاخصي استفاده مي‌كند؟ 

آنها هم لاسپيرز استفاده مي‌كنند. در شاخص لاسپيرز به دليل اينكه سال پايه را سالي قبل از زمان حال در نظر مي‌گيرند اقبال عمومي در حوزه تصميم‌گيري براي استفاده از آن بسيار زياد است چراكه استفاده‌كننده مثلاً در مقطع زماني نزديك به ماه بهمن مي‌خواهد بداند كه تورم دي ماه چه عددي است؟ و برمبناي آن تصميم‌گيري كند. اگر بخواهيم از شاخص پاشه به جاي لاسپيرز براي محاسبه تورم استفاده كنيم بايد امسال به پايان برسد و وزن‌هاي امسال محاسبه بشود بعد برمبناي ضرايب اهميت امسال شاخص را محاسبه كنيم كه شاخصي ديرهنگام است و با تأخير حداقل ۱۸ ماه به دست خواهد آمد. البته ناگفته نماند براي فعاليت‌هاي پژوهشي برخي اوقات از شاخص پاشه استفاده مي‌كنند اما براي فعاليت‌هاي تصميم‌گيري از شاخص لاسپيرز استفاده مي‌كنند. 

آقاي مقتدايي شايد اين سؤال را كسان ديگري هم از شما پرسيده باشند، آيا بانك مركزي ضرايب و وزن كالاها و خدمات را هر وقت كه دوست داشته باشد مي‌تواند تغيير دهد؟ من اين سؤال را از آن جهت مي‌پرسم كه برخي مي‌گويند بانك مركزي هر وقت كه تورم روند صعودي به خود مي‌گيرد براي جلوگيري از افزايش اين نرخ، ضرايب را كم و زياد مي‌كند؟ 

نه درست نيست. اينها حرف‌هاي رسانه‌اي است. از نظر فني كاملاً غير قابل انجام و از نظر حرفه‌اي ناممكن است. تغيير ضرايب بر اساس استانداردهايي است كه در زمان خودش بايد انجام شود. 

سؤالي كه در اين ميان مطرح مي‌شود تفاوت احساس مردم با آمارهاست. آمارها چيز ديگري اعلام مي‌كند اما احساس مردم چيز ديگري مي‌گويد. دليل اين دو نوع نگاه چيست؟ 

من خواهشم از رسانه‌ها اين است كه در اين مقوله خيلي دقت كنند.
وظيفه آنها در اين وادي خيلي مهم است. رسانه‌ها براي افكار عمومي روشن كنند پديده‌هايي را كه قابل اندازه‌گيري هستند را در حوزه احساس وارد نكنند. همين مقوله‌اي كه شما از آن به عنوان تفاوت نام برديد نمونه‌اي از اين ادعاست. براي مثال بنده از شما مي‌پرسم طول اين اتاق چقدر است؟ شما يك عددي را به صورت تقريبي حدس مي‌زنيد، مثلاً هفت متر. اما وقتي با متر و به صورت فني اندازه‌گيري مي‌كنيد متوجه مي‌شويد با عدد حدسي شما تفاوت دارد. شما كدام را قبول مي‌كنيد عدد حدسي يا عدد منتج از وسيله اندازه‌گيري؟ بنابراين معيار اندازه‌گيري ممكن است با احساس متفاوت باشد. به اين نكته توجه كنيد كه اصولاً در ذهن ما از لحاظ رواني كالايي كه گران شده نمود بيشتري پيدا مي‌كند يا كالايي كه ارزان شده است؟ به عنوان مثال در هنگام تهيه بليت هواپيما هنگامي كه مشاهده مي‌شود قيمت بليت از ۱۰۰هزار تومان به ۲۰۰هزار تومان رسيده، در اين حالت مي‌گويند ببينيد تورم چقدر زياد شده و.... اما وقتي فرد مورد نظر براي خريد كالاي ديگري مثلاً ميوه به مغازه مي‌رود و قيمت ميوه ثبات داشته است ذهنش از اين ثبات قيمت عبور مي‌كند و فقط افزايش قيمت را در ذهن خود مرور مي‌كند. بنابراين با ملاحظات مذكور مي‌توان نتيجه گرفت تفاوت احساس با آمار رسمي يك مسئله كاملاً طبيعي است،چراكه انسان‌ها براي رسيدن به حداكثر مطلوبيت، نياز دارند كه توانايي تامين اقلام مورد نياز خود را داشته باشند و زماني كه با ناتواني تامين نياز‌ها مواجه مي‌شوند به مرور به حذف كالاهاي گران شده از الگوي مصرف خود مي‌پردازند و حذف اولين كالاي گران شده احساس تورم بيش از عدد اعلام شده را به‌وجود مي‌آورد. از طرف ديگر آشنايي با مفهوم ميانگين موزون و محاسبات تورم دليل مهم ديگري است كه باعث اين اختلاف مي‌شود. فرض كنيد قيمت كالايي در دي ماه سال ۸۹ برابر ۵ هزار ريال باشد، در دي ماه سال ۹۰ ۱۰ هزار ريال برسد و همين كالا در دي ماه سال ۹۱ به ۱۵ هزار ريال افزايش پيدا كند. به نظرشما با يك حساب سر انگشتي قيمت اين كالا چقدر افزايش داشته است؟ 

اگر بخواهيم سرانگشتي حساب كنيم حول و حوش ۲۰۰درصد درست است؟ 

قيمت سه برابر شده و رشد قيمت طي دو سال ۲۰۰ درصد. اما از لحاظ محاسبات نرخ تورم رشد قيمت كالا ۶۶ درصد در سال مي‌شود نه ۲۰۰درصد، چراكه اين قيمت به صورت بطئي تغيير نموده است و يك سير قيمت از ۵ هزار ريال تا ۱۵ هزار ريال را طي دو سال پيموده است و بايد با استفاده از مفهوم ميانگين پاسخ را اصلاح نمود. در اين مثال متوسط قيمت در سال اول ۷۵۰۰ ريال و متوسط قيمت در سال دوم ۱۲۵۰۰ است كه از حاصل تقسيم ۱۲۵۰۰ به ۷۵۰۰ عدد ۶۶ درصد رشد سالانه به دست مي‌آيد. منظورم اين است محاسبه به اين سادگي نيست. اينجا افتراق بين محاسبات سرانگشتي و محاسبات دقيق نمايان مي‌شود. 

ببينيد اغلب مردم معتقدند الان كه بيشتر كالاها در يكي دو سال اخير با روند صعود قيمتي مواجه شده و گراني به اوج رسيده چرا تورم ۲۸ درصد است؟ گلايه مردم اين است. 

تورم ۲۸ درصد به معني اين است كه تغييرات سطح عمومي قيمت‌ها در دوازده ماه گذشته نسبت به دوازده ماه قبل از آن ۲۸ درصد است. البته برخي از كالاها ممكن است در چند ماه اخير خيلي بيشتر از اين مقدار افزايش قيمت داشته است ولي روي هم رفته در دوره مذكور اثر تغييرات قيمت و ضريب اهميت اقلام و زمان رخ داد افزايش قيمت، ۲۸ درصد بوده است. طبيعي است كه قيمت برخي از اقلام ممكن است خيلي بيشتر از ۲۸ درصد و تعدادي نيز كمتر از ۲۸ درصد افزايش داشته است ولي برايند همه اين تغييرات با احتساب وزن اقلام ۲۸ درصد است. من فكر مي‌كنم وقتي با ادبيات موضوع آشنا باشيد و مفاهيم آن را بدانيد ابهامات رفع مي‌شود. 

شما گفتيد در اندازه‌گيري تورم، مردم بيشتر كالاهايي را در محاسبات مورد توجه قرار مي‌دهند كه گران شده است. آيا كالايي در اين يكي دو سال اخير وجود داشته روند كاهش قيمتي را دنبال كند؟ 

فكر مي‌كنم قيمت ميوه‌ها از ثبات بيشتري برخوردار بودند. 

آقاي مقتدايي شما مسئول آمارگيري در بانك مركزي هستيد، همچنين مسئول مستقيم اعلام نرخ تورم دركشور. با مشكلي در اين باره از سوي كساني كه شما را مي‌شناسند مواجه نشديد؟ مثلاً همسر، فرزندان يا دوستان و آشنايان؟ تا حالا كسي از شما درباره غيرقابل لمس بودن تورمي كه اعلام مي‌كنيد گله نكرده است‌؟ 

اگر راستش را بگويم چرا، خيلي وقت‌ها با گلايه‌هايي مواجه شده‌ام. اما سعي كرده‌ام به آنها با دقت پاسخ دهم. تقريبا در خيلي از جاها كه مي‌روم از من درباره محاسبه تورم مي‌پرسند. من هم از اين موقعيت استفاده مي‌كنم تا اطرافيان را نسبت به اين موضوع قانع كنم. اگر روش‌هاي علمي توضيح داده شود ذهن منطقي قبول مي‌كند. 

تورم محرمانه هم داريم؟ 

خير، اگر منظور شما اين است كه در محاسبات تورم ۲ نرخ داشته باشيم كه يكي محرمانه و ديگري غير محرمانه باشد اينطور نيست. تورم يك نرخ دارد و آن هماني است كه اعلام عمومي مي‌شود. چنانچه محرمانه باشد اصلاً اعلام نمي‌كنيم اما زماني كه اعلام كرديم يعني همان يك نرخ تورم است و نرخ ديگري وجود ندارد.



نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار