كيفم پر بود از مدارك. انگار جنگلي از مدارك اصل و كپي را با خودم حمل ميكردم. بايد امروز كار تكميل مدارك را هر جور شده تمام ميكردم وگرنه وام ۳۰ ميليون رياليام به سال ۹۲ موكول ميشد. پشت باجه نشستم و مدارك مورد نياز را به مسئول باجه بانك دادم. با اينكار كيفم چنان لاغر اندام شده بود كه از روي پايم ليز ميخورد!
مسئول باجه نگاهي به مدارك كرد و دو فرم روبهرويم قرار داد و گفت پر كن. بعد نوبت ضامن شد كه بايد فيش حقوقي، گواهي كسر از حقوق، اصل و كپي شناسنامه، كارت ملي و غيره را تحويل ميدادم.
من كارمند سادهاي هستم كه از جبر زمانه يا بيلياقتيام نتوانستهام دسته چكي براي خود دست وپا كنم. از طرفي چون بايد يك برگه چك و حدود ۵ ميليون تومان سفته تحويل بانك ميدادم، به ناچار به يكي از آشنايان نزديك رو انداختم و گفتم: فلاني شرمنده ميتوني يك برگه چك با كپي و اصل مدارك شناسايي را فلان روز و فلان ساعت با خودت به بانك. . . . بياوري؟
روز پنجشنبه آشنايم هم آمد. با اينكه مريض حال بود، ولي براي رضاي من و خدايش دسته چك نازنينش را از كيف بيرون كشيد و امضا كرد و رفت.
تازه يادم رفت بگم كه اين وامي كه قرار شده بود بگيرم را اداره با كلي رايزني با بانك و امضاي تفاهمنامه جور كرده بود كه ديگر نيازي به اخذ دو ضامن رسمي نباشد!
بعد از آن همه امضا و اثر انگشت، از مسئول باجه پرسيدم آقا كي انشاءلله واريز ميشه؟مسئول هم گفت:حالا بايد بره كميسيون و اگر مداركتون تأييد شد، شايد اينور سال بهتون وام رو بديم.
اين داستان واقعي خيلي از اقشار جامعه امروزي ماست. دريافت وامهاي كوچك يك تا ۴ ميليون تومان اين روزها با وجود كاهش ارزش پول ملي و گراني بيشتر شبيه ميدان نبردي است كه بايد با مراقبت و دعاي خير خانواده از روي مينهاي مدارك و استعلام و ضامن رد شد!
اما واقعاً بانكها براي چه منظوري بايد وام بدهند و اگر وام نميدهند يا سختگيرانه رفتار ميكنند، چرا بايد در كشور شكل بگيرند؟ برخلاف تصور بسياري از مردم، بانكها بدون دادن وام زنده نميمانند. بانك با پرداخت وام، اصل و سود پول خوبي به چنگ ميآورد. به ويژه اينكه بانكهاي قديميتر چه دولتي و چه خصوصي منابع ارزانقيمت دولتي يا وام ۴ درصد خارجي را به بانك خود وارد ميكنند و سود ۲۰ تا ۲۵ درصدي ميگيرند.
با وجود تذكر رئيس كل بانك مركزي و ابلاغ بخشنامه رسمي به بانكها و مؤسسات مالي و اعتباري مجوزدار، هنوز هم بانكها ساز خود را ميزنند و اكثراً از فرد متقاضي دو ضامن رسمي يا در بهترين حالت يك ضامن رسمي و چك معتبر اخذ ميكنند.
اما جالب اينكه تعدادي از بانكها در عطش پرداخت وام كلان و چندين ميليارد توماني ميسوزند. دليلش نرخ سود بالا، وجود برخي رانتها در پرداخت وام و دردسر كمتر است. اما در اين بين گناه افرادي كه نه پارتي دارند و نه ارتباطات خاص چه ميشود؟