
سالهاي سال است كه اين پرچمها آنجايند. حال آنكه طبق قانون اين بخش از بريتانيا، ايرلنديها حق دارند تنها روزهاي خاصي در سال – كمتر از ۲۰ روز- اين پرچمها را در اهتزاز نگه دارند و در مابقي سال اجباري به برافراشته بودن آنها در اين مكانها نيست. قانوني كه مورد تأييد لندن نيز هست. ناگفته نماند ايرلند شمالي، اسكاتلند و ولز به همراه انگليس و برخي متصرفات پراكندهاش در سراسر جهان، نظير جزايري در اقيانوس اطلس و آرام، اتحاد موسوم به بريتانيا را تشكيل ميدهند. پس از آنكه اسكاتلنديها موفق شدند لندن را وادار به قبول همه پرسي استقلال اين كشور در آيندهاي نه چندان دور نمايند، تحركات استقلالطلبانه در ايرلند شدت يافت. آنها سالهاست براي استقلال از ملكه انگليس، مبارزات خونيني كردهاند. نام خياباني در تهران «بابيسندز» است. او مبارزي بود كه پس از دو ماه اعتصاب غذاي مداوم، در حمايت از جدايي ايرلند، در زندانهاي انگلستان كشته شد.
با اجراي قانون پرچم، طرفداران اندك اتحاد بلفاست و لندن كه برخلاف انبوه مردم ايرلند و به ويژه ارتش جدايي طلب كه براي استقلال، سالهاي سال به جنگ مسلحانه و كشتار سربازان انگليس نيز دست زد، به خيابان آمدند. چند جايي را آتش زدند، از جمله تعدادي از اتومبيلهاي مردم را، با پليس درگير شدند و دهها تن از طرفين نيز مضروب و مجروح و بازداشت شدند. درگيريهاي پراكنده هنوز ادامه دارد. به نظر ميرسد خورشيد امپراتوري ملكه در حال افول است. پس از اسكاتلند، حال ايرلنديها كه سابقه طولانيتري در مبارزات استقلالطلبانه دارند، دست به كارشده و زمزمههاي جدايي را سر ميدهند. لندننشينان به درستي دريافتهاند كه به زير كشيدن پرچم انگليس، پس از دههها در ايرلند، اگرچه استفاده از يك حق قانوني است، اما آنها از به يادآوردن اين حق توسط مردم ايرلند، آن هم پس از دههها هراسان شدهاند. بعيد نيست پس از اين دو، به زودي تحركاتي نيز در «ولز» براي استقلال آغاز شود.اگر اين دو بخش از انگلستان امروز جدا شوند، چيزي از يال و دم و اشكم روباه انگليسي نخواهد ماند، اگر چه همچنان مغز پيرو حيلهگر آن، همچنان در لندن به حياتش ادامه خواهد داد!