
گروه جهادي عمار بسيج دانشجويي دانشگاه جامع علمي كاربردي در سال ۱۳۹۰ در منطقه بندپي شرقي شهرستان بابل بيش از ۱۳ كيلومتر حفاري و لولهگذاري كرد و توانست به روستاهاي محروم آبرساني نمايد. اين گروه جهادي در سال ۱۳۹۱ توانست با افتتاح بزرگترين پروژه آبرساني اردوهاي جهادي كشور به طول ۲۰ كيلومتر و تأمين آب شرب مصرفي شش روستا آبرساني نمايد. با محمد پور خرمي يكي از فعالان اين عرصه به گفتوگو نشستهايم:
لطفاً خودتان را به طور كامل معرفي و نحوه آشنايي و كيفيت حضور خود را در گروه جهادي عمار بيان بفرماييد. محمد پورخرمي هستم، متولد ۱۳۶۲، فارغالتحصيل رشته مهندسي تكنولوژي ساخت و توليد- گرايش قالبسازي از دانشگاه جامع علمي كاربردي. توفيق خدمتگزاري در مركز بسيج دانشجويي دانشگاه جامع علمي كاربردي استان تهران را دارم و از ابتدا تشكيل گروه جهادي عمار در حد توان و بضاعت حضور داشتم.
برگزاري و حضور در اردوهاي جهادي چه تأثيري در روحيه افراد دارد؟ مقام معظم رهبري در ديداري با دانشجويان در ماه مبارك رمضان فرمودند يكي از مأموريتهاي مجامع دانشجويي نخبهپروري است. يكي از جايگاهها و موقعيتهاي مناسبي كه ميتوان به ازاي خدمت در شجره طيبه بسيج، به اين مهم دست پيدا كرد، همين اردوهاي جهادي است. چراكه در اين اردوها هر فرد با قبول مسئوليتي بايد به رغم كميها و كاستيها به بهترين وجه مديريت نموده تا با كمترين امكانات بهترين بهرهوري را داشته باشد. يا در نگاهي ديگر عرصه خوبي براي پرورش نيرو است. يعني هم خود فرد و هم ساير عوامل تحت نظارت، رشد عقلي و فكري پيدا كرده و در زمينههاي اجرايي نيز ارتقا پيدا ميكنند. من در اين اردوها تلاشم بر اين است تا در جايگاهها و مسئوليتهاي مختلف انجام وظيفه كنم، به عنوان مثال در كارگروه عمراني، كارگروه فرهنگي آموزشي، كارگروه تداركات و پشتيباني و... چراكه هميشه در نظرم بود كه خودم را به گونهاي آماده سازم تا در هر زمينهاي بنا بر نياز بتوانم ثمربخش باشم به معني واقعي، نمونه كوچكي از مديريت در آينده را ميتوان تجربه نمود. از پنجره خودسازي نيز حائز اهميت است. چون مشكل خيلي از جوانها نداشتن خلوت، همراه با معنويت است. دانشجويان در اين اردوها فرصت دارند كه دقايق و ساعاتي از روز را با خود خلوت كنند، به اعمال خويش رسيدگي كنند، حاسبوا قبل ان تحاسبوا را انجام دهند، از ماديات شهري جداشده و به آغوش طبيعت آمده و با خيالي آسوده به آينده بينديشند.
آيا با سيستماتيك شدن يا به نوعي دولتي شدن اين اردوها موافقيد؟ تجربه خوبي در دست نيست. چراكه بعد از دفاع مقدس وزارتخانهاي تحت اين عنوان وجود داشت كه در دولت قبل با وزارت كشاورزي ادغام شد. با دولتي شدن اين حركت روحيه دانشجويي و سادگي از بين ميرود، هرچند كه ممكن است به لحاظ پشتيباني و تداركات بهتر شود اما آن روحيه صميميت و رفاقت و در عين حال معنويت از بين خواهد رفت و به يك فرآيند كاملاً سازماني و ساختاري تبديل شده كه به نظر مفيد فايده نخواهد بود.