
يكي از مهمترين اهدافي كه صدا و سيما از تأسيس شبكههاي جديد، دنبال ميكند، كاهش بينندگان شبكههاي ماهوارهاي است. صدا و سيما به عنوان تنها مرجع رسمي و انحصاري پخش تصاوير تلويزيوني در داخل كشور بايد يك تنه به جنگ چندين شبكه ريز و درشت فارسي زبان، ترك، اروپايي، امريكايي و احياناً عربي برود كه به صورت ۲۴ ساعته در حال پخش برنامه هستند. شبكههايي كه برخي فيلمها و سريالهايشان مشتريان پر و پا قرصي در ميان بينندگان داخلي پيدا كرده است. در چند روز گذشته خبر توقف نمايش يك سريال ترك به نام «حريم سلطان» سوي شبكه ماهوارهاي GEM و بعد از آن توقف پخش برنامههاي خود شبكه براي برخي از ايرانيها خبري بود كه براي يكديگر تعريف ميكردند. داستان عشق سلطان عثماني به كنيزش و رساندن كنيز به مقام ملكه و دسيسههاي ملكه، با آنكه بيان تاريخ كشور ديگري بود اما آنقدر در ميان ايرانيها به شهرت رسيده بود كه صحبت از خرمسلطان و داستان حرمسلطان عثماني دغدغه برخي ايرانيها شده بود به طوري كه عدهاي سراغ كتاب تاريخ عثماني را از كتابفروشيها ميگرفتند.
حال قرار شده است شبكهاي در داخل كشور، مردم را از پاي ماهواره به پاي گيرنده ديجيتالي بكشاند، آيا اين شبكه از چنين ظرفيتي برخوردار است؟
نزديك به يك ماه است كه شبكه تماشا جديدترين محصول صدا و سيماي ديجيتالي، برنامههايش را روي آنتن برده است. از آخرين روز آذرماه «تماشا» روي شبكه ۲۰ گيرندههاي ديجيتالي اهالي تهران خودنمايي كرد. شايد در اين مدت هموطناني كه در ساير شهرستانهاي كشور از ديدن اين شبكه محروم بودهاند، پيگير اخبار مربوط به شبكه «تماشا» شده باشند و علاقهمند به پي بردن از محتواي برنامههاي اين شبكه باشند. براي اطلاع اين دوستان بايد گفت، تاكنون اين شبكه ساعات خود را با باز پخش سريالهاي پرمخاطبي كه طي سالهاي اخير از ساير شبكهها پخش شده، پر كرده است. آن هم سريالهايي كه تازه پخششان از چند شبكه ديگر مانند «شما»، «آيفيلم» و «جامجم» تمام شده است. از سوي ديگر شبكه «تماشا» براي آنكه مخاطبان احتمالياش هيچ كدام از قسمتهاي سريالهاي درحال پخش را از دست ندهند، يك قسمت از سريال را چند بار در طول روز پخش ميكند. سياست پخش متوالي يك برنامه در طول روز ابتكار نويي نيست، شبكههاي مختلفي در جهان هستند كه از اين سياست پيروي ميكنند، در سالهاي گذشته شبكهاي فرانسوي فيلمهاي روز جهان را در چند نوبت طي روز بازپخش ميكرد. چيزي كه باعث تمايز كار شبكه ايراني و نمونه فرانسوي ميشود اين است كه مدل غربي اقدام به پخش فيلمهاي روز جهان ميكرد نه اينكه سريالي تكراري را براي مخاطباني كه چند بار آن را از ساير شبكهها ديدهاند به صورت متوالي به روي آنتن بفرستد.
وضعيت برنامههاي اين شبكه، بيشتر شبيه مغازههاي دست دوم فروشي در محلات قديمي شهر است كه مردم در هنگام اسبابكشي يا در شب عيد وسايل به درد نخورشان را به صورت اماني به آنها ميسپارند تا اگر شد برايش مشتري پيدا شود و صاحبخانه را از شر نگهداري جنس به درد نخورش نجات دهد. با اين تفاوت كه صاجب سمساري به عنوان يك كارشناس درباره مشتريخور بودن كالا نظر ميدهد و در انتخاب چيزي كه باب ميل مردم باشد دقت ميكند اما در شبكه تماشا تا كنون چيزي كه واقعاً باب ميل مردم باشد ديده نشده است. اينكه صرفاً به جهت پخش يك سريال در شبكه اصلي و بدون لحاظ كردن بازپخش آن از ساير شبكههاي سيما، آن را به عنوان خوراك شبكه تماشا انتخاب كنيم، چه سودي براي بينندگان آن دارد؟ كسي ميتواند پاسخگوي اين مسئله باشد كه چرا مردم بايد با فاصله يكي دو سال همه سريالهاي تلويزيون را در يك شبكه ديگر براي چندمين بار ببينند؟
تلويزيون بارها نشان داده است كه ابزارهاي لازم را براي شكست دادن ماهواره دارد. برنامههاي پرمخاطبي كه از صدا و سيما پخش شده به كرات نشان داده كه ميتوان ماهواره را در خانهها تعطيل كرد. همان طور كه به صورت سنتي دوشنبه شبها برنامه نود ميليونها تماشاگر ثابت دارد كه چشمشان را از شبكه سه سيما بر نميدارند يا همين سال گذشته شبكه يك مختارنامهاي داشت كه مردم براي ديدنش سعي ميكردند حتماً بموقع به خانه برسند.
اينها نمونههايي از توانمندي داخلي است اما اين توانمنديها هيچ وقت نتوانسته است تحت يك مديريت يكپارچه درآيد و در قالب شبكههاي ديجيتالي سيما، همه نيازهاي مخاطب را پاسخ دهد چيزي كه با رسيدن تعداد شبكههاي غيراستاني به عدد ۲۰ هنوز شاهد آن نبودهايم. مخاطب داخلي زياد منتظر نميماند تا در طول زمان يك شبكه خود را در ميان بينندگانش جا بيندازد. با قدرت انتخابي كه اكنون وجود دارد، بسياري از مردم اگر از شبكهاي خوششان نيايد به راحتي از آن گذر ميكنند و به پاي برنامههاي ديگر شبكهها مينشينند و آن شبكه را به دست فراموشي ميسپارند.