
پديدهاي كه هر روز بيش از ديروز در بطن فرهنگ اجتماعي كلانشهرهاي ما ديده ميشود، مسئلهاي است به نام بازارگردي! اگر نگاهي به مراجعان روزانه بازار بزرگ تهران بيندازيم، متوجه گسترش روزافزون اين اعداد و ارقام ميشويم؛ بازاري كه با ۴۰۰ سال قدمت هر روز ميزبان هزاران نفر است. در روزگاري نه چندان دور در همين شهر تهران، از اين خبرها نبود كه گروهي در قالب دوست يا اعضاي خانواده گاه هر هفته راه مراكز خريد در پيش بگيرند. آن روزها اولا خريد به بازههاي زماني خاصي مانند عيد نوروز و ابتداي فصول جديد محدود ميشد و ثانيا اگر در ساير اوقات هم خريدي ضروري پيش ميآمد، افراد به بازار يا مغازههاي مشخص آن روزها ميرفتند و كالاي مورد نظرشان را تهيه ميكردند، اما اين روزها بازارگردي از كاركرد اصلي آن كه خريد مايحتاج است، خارج شده و بيشتر جنبه تفريحي پيدا كرده است.
نبودن تفريحات، دليل رواج بازارگردي يكي از مهمترين دلايلي كه مردم اوقات فراغتشان را به گشت و گذار در بازار و مراكز خريد شهر ميگذارند، اين است كه تفريح ديگري ندارند. در شهري مانند تهران كه تفرجگاهها و اماكن تفريحياش شايد از انگشتان دو دست هم تجاوز نكند، مردم مجبور ميشوند تعاريف تازهاي از تفريح را ايجاد كنند و نتيجهاش هم ميشود همين ماجراي بازارگردي. پديدهاي كه از مؤلفههاي شهرهاي مدرن هم است! از طرف ديگر بازارگردي تفريحي كمهزينه هم است. مگر هزينه رفتن به مراكز خريد تهران چقدر است؟ با كمترين هزينه فرد ميتواند خود را به مراكز خريد برساند و روزهاي آخر هفتهاش را با گشت و گذار در بازار و سرك كشيدن در دكورهاي روشن و رنگارنگ بگذراند و حالا در اين ميان اگر خريدي هم نكرد، نكرد! پاي صحبت كسبه بازار تهران كه بنشيني، آنچنان دل خوشي از اين پديده بازارگردي ندارند. ميگويند ۱۰ سال پيش از اين خبرها نبود، از زماني كه متروي تهران به بازار رسيد، ديگر مردم براي خريد يك جفت جوراب هم راه بازار تهران را پيش ميگيرند. همين مسئله باعث اين شلوغي بازار تهران شده است؛ ازدحامي كه الزاما به معني خريد و رونق بازار نيست.
موزهاي ۴۰۰ ساله اين روزها يكي از لذتهايي كه در كنار تفريح بازارگردي تعريف شده، ماجراي كبابتركيهاي بازار است. با اينكه مغازه فستفود به اندازهاي شلوغ است كه بايد مدتي را براي پيدا كردن صندلي خالي منتظر بماني اما به انتظارش ميارزد، البته كساني كه طرفدار غذاي سنتي هستند هم ميتوانند از چلوكبابهاي مشهور بازار كه سالهاست شهرتشان در تمام شهر شنيده ميشود استفاده كنند و به روش بازاريهاي تهران قديم چلوكباب و ديزيسنگي تهيه كنند. شايد بسياري از كساني كه بازار تهران يكي از مهمترين مراكز خريدشان است ندانند كه عمر اين بازار به ۴۰۰ سال پيش ميرسد؛ زماني كه بناي اوليهاش همزمان با ساخت برج و بارو و دروازههاي شهر تهران در دوره شاه تهماسب صفوي ساخته شد. قديميترين قسمتهاي بازار، بازار لبافها، كرجيدوزها، سراج (بافنده)ها و نعلچيهاست و چهار سوي بزرگ و كوچك بازار در زمان فتحعلي شاه قاجار ساخته شدند. آن سالها مصادف شد با توسعه شرقي و غربي بازار تا آنجا كه پس از مدتي حد فاصل بين ارگ و مسجد جامع به بخش پررونق بازار تبديل شد و معروفترين و معتبرترين سراها و تيمچهها در اين محدوده فعال شدند. ماجراي گسترش بازار در دوره ناصرالدين شاه هم ادامه داشت، البته در دهههاي گذشته تغييراتي در سازههاي بازار به وجود آمد و در حال حاضر بخشهاي قديمي و جالب توجه بازار سردر بازار در سمت سبزه ميدان، بازار امير، چهار سوق بزرگ، تيمچههاي حاجب الدوله، علاءالدوله، قيصريه و مهديه و همچنين بخشهايي از بازار كه در ارتباط با مسجد امام، مسجد جامع هستند. به ساعتهاي غروب كه نزديك ميشوي، انگار همه در حركتي هماهنگ بازار را به سمت ايستگاه مترو ترك ميكنند، دست پر يا دست خالي همه راهياند و خسته از چندين ساعت پيادهروي، بدون اينكه بدانند علاوه بر خريد و وقت گذراني، فرصت تماشاي يك موزه قديم ۴۰۰ ساله را هم داشتهاند.