
عضويت در شوراي عالي انديشه راهبردي بسيج استان سمنان، مسئول طرح شجره طيبه صالحين و معاون تربيت و آموزش پايگاه مقاومت بسيج صاحبالامر(عج) سمنان، كسب رتبه يك آزمون كتبي دكتري دانشگاه امام صادق(ع) و سرگروه طرح انديشه اسلامي (كتب شهيد مطهري) دانشگاه امام صادق(ع) تنها بخشي از افتخارات عبدالمحمد كاشيان است. با او كه بسيجي منتخب جشنواره حضرت علياكبر(ع) در عرصه مساجد و هيئتهاي مذهبي است، دقايقي همكلام شديم تا درباره تأثير متقابل بسيج و مساجد به گفتوگو بنشينيم.
براي شروع خودتان را به طور كامل معرفي كنيد؟
بنده عبدالمحمد كاشيان هستم، متولد سال ۱۳۶۵، در حال حاضر دانشجوي دكتري علوم اقتصادي و استاد دانشگاه امام صادق(ع) هستم و ساكن سمنان، ولي نزديك به ۹ سال است كه در تهران مشغول به تحصيلم. در سال ۱۳۹۱ به لطف خدا و عنايت اهلبيت(ع) به عنوان نفر دوم جوان برتر در عرصه اجتماعي جشنواره حضرت علياكبر(ع) در شاخه فعالان مساجد و هيئتهاي مذهبي انتخاب شدم.
چطور شد كه حائز اين رتبه شديد؟
رتبهاي كه در اين جشنواره به دست آمد، مربوط به فعالان در مساجد و هيئتهاي مذهبي بود. فعاليتهايي كه در اين زمينه داشتيم سبب شد اين مقام را به دست آورم، البته فعاليتهاي ديگري چون فرهنگي، تحصيلي و ورزشي هم در اين زمينه بيتأثير نبود.
اگر امكان دارد به فعاليتهاي ديگرتان هم اشاره كنيد؟
تأليف و ترجمه دوكتاب و همين طور تأليف ۱۶ مقاله علمي پژوهشي، ترويجي، تخصصي و همايشي از جمله فعاليتهاي بنده است. اكثر اين مقالات در حيطه اقتصاد است ولي برخي از آنها مربوط به مسجد و پايگاههاي بسيج است كه سعي كردهام تلفيقي از مسائل اقتصادي مرتبط به مسجد و پايگاههاي بسيج را تبيين كنم، همچنين عضويت در شوراي عالي انديشه راهبردي بسيج استان سمنان، مسئول طرح شجره طيبه صالحين و معاون تربيت و آموزش پايگاه مقاومت بسيج صاحبالامر(عج) سمنان نيز هستم كه اين پايگاه به دليل فعاليتهاي خوب و ابتكارات زيادي كه از خود نشان داد، به عنوان پايگاه نمونه بسيج كشور انتخاب شد.
آيا حضور شما به عنوان يك جوان بسيجي در محيط مسجد توانسته است بر موفقيتهايتان بيفزايد؟
مسلماً همين طور است. اگر بخواهم مصداقي بگويم به صورت تيتروار برخي موفقيتهايم مواردي از اين دست را شامل ميشود: مسئول اعتكاف جوانان و نوجوانان شهرستان سمنان از ۱۳۸۷ تاكنون بودهام، مدير نشريه الكترونيكي رايحه وصال از سال ۱۳۸۶ تاكنون هستم كه ۱۱ شماره از آن و قريب به ۳۰ هزار نسخه تكثير شده است، معاونت آموزشي و روابط عمومي دفتر اعزام مبلغ دانشگاه امام صادق(ع) براي مدت يكسال بودهام، بيش از هفت مقام استاني و شهرستاني در مسابقات قرآن و اذان در پرونده كاري خود دارم، دانشجوي ممتاز علمي دانشكده معارف اسلامي و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) در سال تحصيلي ۸۶- ۱۳۸۵ بودهام، مسئول و سرگروه طرح مطالعاتي اقتصاد اسلامي دانشكده معارف اسلامي و اقتصاد دانشگاه امام صادق(ع) نيز بودم، كسب رتبه يك آزمون كتبي دكتري دانشگاه امام صادق(ع) و سرگروه طرح انديشه اسلامي (كتب شهيدمطهري) دانشگاه امام صادق(ع) هم از ديگر موفقيتهايم است، همچنين به زبانهاي انگليسي و عربي تسلط دارم و در دوره آموزش مكالمه عربي خارج از ايران نيز شركت كردهام. اينها بخشي از موفقيتهايي بوده كه در چند سال اخير به بركت فعاليت در مسجد نصيب من شده است چراكه معتقدم مسجد نه تنها محيطي براي عبادت كه محلي براي پرورش همهجانبه انسان است.
جايگاه مسجد در جامعه اسلامي و به خصوص رشد و قوام نظام اسلامي چيست؟
مسجد جايگاه بسياري ويژهاي در جوامع اسلامي دارد. اگر نگاهي به سيره حكومتي رسول اكرم(ص) و اميرالمؤمنين(ع) داشته باشيم، ميبينيم كه در زمان ايشان مسجد به عنوان محور تمامي امور قرار گرفته است. حضرت علي(ع) مسجد را به عنوان مركز حكومت خود معرفي ميكند، در مسجد قضاوت ميكند، مسجد را مركز تجمعات مردم قرار ميدهد و بسياري ديگر از فعاليتهاي خود را در مسجد انجام ميدهد، حتي در تمدن اسلامي و مخصوصاً در دوره شكوه مجدد آن در صفويه، مسجد به صورت هوشمندانهاي به عنوان محور شهرسازي قرار ميگيرد و تأثير زيادي در گسترش فرهنگ اسلامي ميگذارد. در دوران انقلاب اسلامي و دفاع مقدس مسجد نقش بسيار مهم و آغازكنندهاي ايفا ميكند و محور همه تحولات قرار ميگيرد، حتي امروز در كشورهاي اسلامي و در فرآيند بيداري اسلامي، مساجد نقش مهمي ايفا ميكنند. نهايتاً اينكه خداوند متعال خانه خود را مسجد قرار ميدهد و اين براي همه ما درس بزرگي است. امروز كه سيطره تمدن و فرهنگ عريان غرب تأثير زيادي بر زندگي ما گذاشته است، توجه به مسجد بيش از پيش اهميت دارد. مسجد ميتواند محلي براي صله ارحام باشد، مشكلات خانوادگي ميتواند در مساجد حل شود، كساني كه در معيشت خود مشكل دارند ميتوانند نيازهاي خود را در مسجد رفع نمايند، مسجد ميتواند محلي براي اجتماعات مردم باشد، محلي براي آموزش و پرورش، محلي براي تزكيه نفس، محلي براي فعاليتهاي تفريحي، محلي براي فعاليتهاي اجتماعي و امثال اين مسائل. از بعد اقتصادي نيز مسجد ميتواند نهاد بسيار مهم و تأثيرگذاري در تقويت سرمايه انساني و سرمايه اجتماعي محسوب شود.
بسياري از فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي را ميتوان خارج از مسجد نيز انجام داد، فرق انجام اين امور در مسجد با جاهاي ديگر چيست؟
مهمترين فرق مسجد با ديگر مراكز فرهنگي و اجتماعي، بعد معنوي آن و ارتقاي بعد افقي و عمودي توأمان انسانهاست كه اين ويژگي در هيچ جاي ديگري مانند مسجد وجود ندارد. بر اساس سنتهاي الهي مسجد داراي اثرات تكويني زيادي است. به عنوان مثال در روايات آمده است كه حضور در مسجد جز عمر انسان محسوب نميشود و چه چيزي بهتر از اين. كدام مركز فرهنگي و اجتماعي را سراغ داريد كه چنين ويژگياي داشته باشد. از طرفي بخش عظيمي از فرهنگ ما با مسجد گره خورده و تفكيك آن از مسجد دشوار است. نماز جماعت و اعتكاف دو نمونه بسيار مهم آن هستند. از طرفي واجبات ديني سبب ميشوند كه مردم در مساجد حضور فعال داشته باشند و همين فرصت بسيار مناسبي براي گسترش فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي است كه در هيچ نهاد فرهنگي و اجتماعي ديگري چنين پتانسيلي وجود ندارد. انجام بسياري از فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي نيازمند شكلگيري نهادها و مراكز متعددي است كه عمدتاً زير نظر دولت مديريت ميشوند اما ويژگي مساجد اين است كه اولاً مديريت آن در دست خود مردم است و ثانياً همزمان ميتواند مركز چندين فعاليت قرار گيرند. سخن در اينباره بسيار زياد است و بايد كتابها در اين زمينه نوشته شود.
بسيج چگونه ميتواند مساجد را تبديل به پرورشگاه يا محلي براي كادرسازي نظام نمايد؟
تقريباً در ادبيات نظري غرب، وجود افرادي كه همزمان هم داراي تعهد باشند و هم داراي تخصص، محال است، به عبارتي چون فرض ميشود كه هر كسي به دنبال منافع شخصي خود است، نميتوان باور داشت كه افراد تعهد لازم براي كار خويش را دارند ولو اينكه تخصص زيادي داشته باشند اما در ادبيات اسلامي، ويژگي يك مدير توانا، تعهد و تخصص در كنار يكديگر است، چراكه از انسان تعريف ديگري داريم. مهمترين ويژگي مسجد، تربيت انسانهايي است كه هم تعهد داشته باشند و هم تخصص. طبيعتاً مقتضيات زمان و شرايط روز جامعه اقتضاي آن دارد كه بسيج بتواند ساختار، اهداف و برنامههاي خود را متناسب با اين نوع كادرسازي بروز نمايد. امام خامنهاي فرمودند اگر از من بپرسيد كه از جوانان چه ميخواهيد، ميگويم تحصيل، تهذيب و ورزش. اينها اركان بسيار مهمي براي كادرسازي هستند. امروز نيروهاي ارزشي انقلاب بايد افراد تحصيلكرده، مهذب و ورزشكاري باشند. كوتاهي در هر يك از اين امور، حتماً در امور ديگر اثر منفي خواهد گذاشت. پايگاههاي بسيج ميتوانند در هر يك از اين سه ركن مؤثر باشند. به شخصه پايگاههاي بسيجي را ميشناسم كه به برگزاري كلاسهاي علمي مثل نجوم، روباتيك، رايانه و كلاسهاي كمك درسي مبادرت ميورزند، مربيان به وضعيت تحصيلي اعضاي گروه خود توجه دارند، موفقيتها را تحسين ميكنند و افراد را مورد تشويق قرار ميدهند و در شكستها با اعضاي گروه خود همدردي كرده و آنها را در مسيرشان راهنمايي ميكنند، ضمن اينكه به فعاليتهاي تفريحي، ورزشي و اردويي آنها توجه زيادي دارند، به تربيت و پرورش ابعاد معنوي آنها نيز اهميت فراواني ميدهند و با تقسيم كار بين آنها، روشهاي مديريتي را به بچهها ميآموزند. به عنوان نمونه در پايگاه بسيج صاحبالامر سمنان كه خود در آن فعاليت ميكنم اين رويكرد را مدنظر قرار دادهايم، نميگويم خيلي موفق بودهايم اما شواهد نشان ميدهد اين رويكرد بيتأثير بوده است. به نظر من يكي از روشهاي كادرسازي يعني همين، يعني اينكه بتوانيم نيروهاي متعهد و متخصص بسازيم. اين ظرفيت در مساجد و پايگاههاي بسيج وجود دارد و نبايد از آنها غفلت كرد، البته شرط و شروطي دارد كه بايد با آنها توجه شود.
نسبت بين بسيج و مسجد را چطور تعريف ميكنيد؟
استاد بزرگوار آيتالله شهيد مطهري كه سلام و درود خدا بر ايشان باد، در تبيين آيه اليوم اكملت لكم دينكم، نكته ظريفي ميفرمايند: ايشان ميفرمايند كه بين اتمام و اكمال تفاوت وجود دارد. خانهاي را در نظر بگيريد كه همه لوازم آن آماده شده است و كار بناي ساختمان آن به پايان رسيده است. به نظر ايشان اين خانه به اتمام رسيده است ولي كمال ندارد. اكمال اين خانه زماني است كه كسي بيايد و در آن مستقر شود و به خانه روح ببخشد. اگر مساجدي ساخته شوند و كسي از آنها استفاده نكند، اين مساجد تمام هستند ولي كمال ندارند. به نظرم مهمترين نقش بسيج در مسجد، دميدن روح كمال در آن است. بسيج ميتواند مسجد را زيبا جلوه دهد. براي هر سني برنامهاي داشته باشد. شورو نشاط را به مساجد ببخشد. برخي از مساجد ما صرفاً به محلي براي رفت و آمد پيرزنان و پيرمردان تبديل شده است، اين مساجد روح ندارند و انسان وقتي به آنها ميرود، خيلي احساس خوبي ندارد، بسيج ميتواند اين فضا را عوض كند، ميتواند به مسجد روح ببخشد و سبب كمال آن شود.
چطور ميشود مسجد را به عنوان اركان اصلي جامعه اسلامي جا انداخت و نقش بسيج در اين مسير چيست؟
اين مسئله ابعاد مختلفي دارد و بيان همه ابعاد آن در اين مختصر امكانپذير نيست. با اين حال ميتوان يك تقسيمبندي كلي براي رسيدن به اين هدف مطرح كرد. بخشي از وظايف بر عهده دولت، نمايندگان مجلس و مسئولان است و برخي ديگر به عهده مردم و به طور خاص بر عهده بسيج است و برخي ديگر از وظايف بر عهده حوزههاي علميه است. اگر بخواهيم مسجد به عنوان ركن اساسي جامعه اسلامي باشد، مسئولان وظيفه دارند كه تمهيدات خاصي براي احداث مساجد و نوسازي آنها داشته باشند. بسياري از مناطق شهري ما از جمله در تهران مسجد ندارند، پروژههاي بسيار خوب مسكن مهر افتتاح ميشوند، ولي از ساخت مساجد در آنها خبري نيست يا اينكه با تأخير به آنها پرداخته ميشود. در مهندسي شهرسازي و معماري ما خبري از جايگاه مسجد نيست. در دوره صفويه مسجد به عنوان محور شهرسازي قرار ميگرفته و مساجد در وسط شهر ساخته ميشد و بعد در لايه دوم اماكن تجاري و بازارها ساخته ميشدند و نهايتاً در لايه سوم خانهها قرار داشتند. اين نوع ساخت و ساز با خود يك معنا دارد و آن اين است كه مسجد محور است، بازاري بايد به مسجد برود و احكام مبادله ياد بگيرد «الفقه ثم المتجر» يعني اول فقه ياد بگيريد بعدا سراغ تجارت برويد معنايش همين است. شما بازاريهاي قديم را ببينيد، ميزان و حسابشان چگونه بوده؟ واقعاً چه دليلي داشته، جز اين بود كه اينها پيوند عميقي با مسجد داشتهاند. آيا ميتوان در شرايط فعلي از بازاري انتظار داشت كه بدون هيچ آموزشي و بودن هيچ ارتباطي با مسجد حساب و كتابش درست باشد؟ اين وظيفه بر عهده دولت است و بايد به آن توجه زيادي كند. ضمن اينكه وزارت فرهنگ و ارشاد نيز بايد بخش عمدهاي از فرآيند فرهنگسازي را از طريق مساجد پيگيري كند. الان هنر در مساجد ما غريب است. آيا فيلمها بايد صرفاً در سينما اكران شوند يا اينكه مساجد به عنوان پايگاههاي مردمي نيز ميتوانند پذيراي اكران برخي از فيلمها باشند؟ از قبيل همين هنرهاي نمايشي، هنرهاي تجسمي و صنايع دستي. چرا از مساجد به عنوان پايگاهي براي ترويج هنر استفاده نميشود. آن هنري كه بايد به عنوان ابزاري مهم در دست افراد متعهد باشد، نبايد به عنوان ابزاري در دست افراد نااهل باشد و از آن براي تضعيف فرهنگ، سياست و اقتصاد ما استفاده نمايند. مردم نيز نقش مهمي دارند و آن اينكه با حضور خود، به مساجد اهميت دهند و البته بخشي از منابع مالي مورد نياز مساجد را تقبل كنند كه بحمدالله در شرايط فعلي اين روند بسيار خوب انجام ميشود و هزينه مالي مساجد را مردم متحمل ميشوند. بسيج نيز همانطوري كه عرض شد وظيفه دارد روح كمال را در مسجد بدمد و آن را با نشاط و باطراوت جلوه دهد. اين كار تأثير زيادي در جذب مردم به مسجد دارد. نهايتاً حوزههاي علميه نيز وظيفه دارند در تربيت روحانيون تأثيرگذار كوشا باشند. آنها را با ادبيات روز دنيا آشنا كنند و افرادي كارآمد، به روز و پرتوان در مساجد بگمارند. تأثيري كه يك روحاني خوب ميتواند داشته باشد، با هيچ چيز ديگري قابل قياس نيست.
راهكارهاي نحوه تعامل صميمانه مسجد و بسيج چيست؟
به نظرم پنج مسئله اساسي وجود دارد كه بايد به آنها توجه زيادي شود: يكي از علل مهم و اساسي كمرنگ شدن تعامل مسجد و بسيج، تفكيك آن دو از يكديگر است. چه اشكالي دارد كه برخي از بسيجيان در شوراي مسجد حضور داشته باشند و برخي از مسجديان در بسيج فعال باشند. در مسجدي كه بنده فعاليت ميكنم، همه اعضاي هيئت امناي مسجد از بسيجيان هستند و فرقي بين برنامههاي خود و برنامههاي بسيج قائل نميشوند. همين امر سبب شده است كه در سطح شهر، مسجد صاحبالامر به عنوان يك مسجد مناسبي كه با بسيج تعامل خوب دارد شناخته شود. از طرفي ساختار عمده هيئت امناهاي مسجد به گونهاي است كه معمولاً افراد مسن و با تجربه در هيئت امنا حضور دارند ولي بسيج را بيشتر جوانان شكل دادهاند. خب همين امر ميتواند منشأ برخي از تفاوت نظرها شود؛ چراكه رويكردها و برداشتهاي دو نسل متفاوت، اختلاف دارد. يك راه براي نحوه تعامل بهتر در بين آنها استفاده از افراد باتجربه در پايگاههاي بسيج و اجازه حضور جوانان خوشفكر در هيئت امناست يا اينكه حداقل در جلسات يكديگر شركت و نظرات خود را مطرح نمايند. يكي از مهمترين اركان هر مسجدي، روحاني آن مسجد است. در اهميت روحاني مسجد همين بس كه برخي از روحانيها در شهرهاي مختلف توانستهاند هزاران نفر را جذب خود كنند. شما تصور كنيد در همه مساجد چنين روحانيهايي وجود داشته باشند، ببينيد چه تحولي در مساجد ايجاد ميشود. چرا بحث روحانيت را مطرح كردم، به اين دليل كه در هر مسجدي، آن كسي كه حرف اول و آخر را بايد بزند روحاني مسجد است، در واقع اگر اعضاي شوراي بسيج و هيئت امناي مسجد تحت نظر و مشاوره روحاني مسجد اقدام به فعاليت نمايند، خيلي از اختلافات حل ميشود. مسئله بعدي در نحوه تعامل صميمي بين مسجد و بسيج، تقسيم وظايف و معين بودن وظيفه هر يك از دو طرف است. در واقع اگر طرفين به وظايف خود و ديگري آشنايي داشته باشند يا اينكه در همان ابتداي امر تقسيم كار كرده باشند، اين مسئله تنشها را بسيار كاهش ميدهد. مسئله بعدي، داشتن نيتهاي خوب و الهي است، اگر همه افرادي كه در بسيج و مسجد فعاليت ميكنند هدفشان خدا باشد و نيت خالصانهاي داشته باشند، طبيعتاً رابطهها بهتر ميشود و هر جا هم كه اختلافي پيش آيد، همين نيت به حل اختلاف حتماً كمك خواهد كرد.
نقش بسيج و مسجد براي تحقق مطالبات رهبري همچون توليد ملي و افزايش جمعيت را چطور ارزيابي ميكنيد؟
بسيج و مساجد هميشه در خط مقدم دفاع از انقلاب بوده و انشاءالله خواهند بود و پيگيري مطالبات رهبري را جزء لاينفك وظايف خود ميدادند و از آن كوتاه نخواهند آمد. امروز ساختار و ماهيت بسيج با گذشته تفاوت زيادي دارد، امروز افراد پرتوان و دانشمند زيادي در بسيج و مساجد فعاليت ميكنند و نقش آنها در تحقق مطالبات رهبري بسيار پررنگ است. فعاليتهاي علمي در بسيج بسيار پررنگتر شده است و به لطف خدا در آينده نيز بهتر خواهدشد. بسيجيان و مسجديان، ضمن اينكه مطالبات رهبري را خوب تحليل كرده و خود در حد توان تلاش ميكنند، فعاليت مسئولان را هم رصد ميكنند و هر كجا لازم باشد وارد عمل ميشوند. بعُد رسانهاي مساجد بسيار قدرتمند و غيرقابل توصيف است، بسيجيان و مسجديان از اين بُعد غافل نيستند و به عنوان يك رسانه قوي در بيان و خواستههاي رهبري و راه وصول به آنان كوتاهي نميكند. اتاقهاي فكر در بسيج به اين موضوع ميپردازند و هميشه مطالبات رهبري جزو اولويتهاي ايشان بوده و خواهد بود.
و حرف آخر.
در پايان از خداوند متعال ميخواهم كه رهبر عزيز ما را در ظل توجهات حضرت بقيهاللهالاعظم موفق و منصور بدارد و عزت ايشان را روز افزون بگرداند و مردم عزيز ايران را باعزتتر و استوارتر از هميشه بگرداند و ما را در شناخت و عمل به وظيفهمان موفق بدارد.