كاملاً روشن است كه از جهات تفصيلي اين تحولات در كشورهاي مختلف داراي تفاوتهاي اساسي است، اما نميتوان اشتراكات آنها را كه از جنبههاي مختلف قابل احصا و بازشناسي است، ناديده گرفت.
اين اشتراكات آنچنان برجسته است كه با وجود برخي ويژگيها و رفتار بازيگران سياسي، به ويژه پس از كسب قدرت، هنوز نتوانسته پتانسيل و انرژي متراكم درون جبهه بيداري اسلامي را كم فروغ نمايد و با وجود افزايش برخي ابهامات و پيچيدگيها، اين باور عمومي وجود دارد كه زلزله «بيداري اسلامي» آنچنان براي سران غرب و حاكمان مرتجع عرب منطقه، نگرانكننده بوده است كه آنها براي برونرفت از فضاي ايجاد شده ترجيح ميدهند با بهكارگيري برخي كلمات و ادبيات نامأنوس، همچون «بهار عربي» و «تغييرات سطحي و گذرا» از عمق تأثيرگذاري اين تحول بزرگ كه ميرود بنيان نظام سلطه و ارتجاع را بر افكند، بكاهند.
غافل از آنكه عامل مهم اين تحولات ريشه در تراكم بحرانهاي تاريخي دارد؛ بحرانهايي كه در نتيجه برخي ويژگيها، از جمله عدم توانايي پاسخگويي حاكمان وابسته به مطالبات مردم از يك طرف و تسليم شدن در برابر سياستهاي استكباري آنها دارد؛ سياستهايي كه از يك واحد سياسي به ظاهر مستقل، مجريان وابسته به نظام استكباري ساخته و در نتيجه موجب تحقير ملتها و دور ساختن آنها از هويت ديني و مليشان شده است. آنچه امروز در مصر پس از تصويب پيشنويس قانون اساسي پيش روي ملت انقلابي مصر قرار گرفته از همين جنس است.
صرفنظر از قدرتطلبي محمد مرسي در بيانيه معروف افزايش اختيارات رئيسجمهور، آن چيزي كه امروز از سوي مخالفان مرسي در مصر شاهد هستيم، مقابله با روح اسلامي است كه در قانون اساسي پيشنهادي مصر تبلور يافته است و اين همان چيزي است كه موجبات نگراني غرب و گروههاي سكولار و ليبرال مصري را فراهم كرده است و ملاقاتهاي پيدرپي سفير امريكا در مصر با مخالفان مرسي را بايد در همين راستا ارزيابي كرد.
نبايد فراموش كرد كه جنبشهاي جديد در كشورهاي عرب منطقه مبارزات خود را تمسك به مفاهيم آشناي اسلامي مانند ستيز با ظلم و بيعدالتي پيش ميبرند، به خصوص اينكه در پيشاپيش اين جنبشها، بعضاً شخصيتها و چهرههايي حركت ميكنند كه در تاريخ كشورهاي منطقه به عنوان شاگردان مكتب جنبش احياي تمدن اسلامي و منتقدان جدي غرب شناخته شدهاند و همواره منادي تفكر جنبش بيداري اسلامي در اعصار گذشته در زندانها بودهاند. طبيعي است با چنين ظرفيت و تعريفي از بيداري اسلامي و حركت اصيل مردم در اين مسير، عدول از تعريف بيداري اسلامي و برداشت آن به هر نوع بيداري اعم از انساني و... خطاي فاحش است و اين برداشت قطعاً ناشي از عدم شناخت نسبت به تمدن اسلامي و حاملان آن، يعني همان شخصيتهايي است كه در طول اعصار گذشته رنجهاي بسياري را متحمل شدهاند تا بتوانند چنين تحول بزرگي را رقم زنند.
آنچه مسلم است ايران اسلامي به عنوان امالقراي جهان اسلام و بزرگترين حامي آشكار بيداري اسلامي در منطقه، بر خود وظيفه ميداند به تناسب نقش و جايگاه خود، هم از جهت نرمافزاري و تبيين موضوع بيداري اسلامي پيشقراول اين حركت عظيم باشد و هم از لحاظ سختافزاري براي برقراركردن محيط مناسب تبلور اين انديشهها، حداكثر تلاش خود را مصروف دارد.
از اين رو اجلاس جهاني اساتيد دانشگاهها و بيداري اسلامي به عنوان سلسله همايشهاي نرمافزاري در حوزه بيداري اسلامي از سوي جمهوري اسلامي به همت دبيرخانه بيداري اسلامي و بسيج اساتيد طراحي و به مرحله اجرا درآمد و با اين اجلاس كه به عنوان پنجمين اجلاس بينالمللي بيداري اسلامي است، طبعاً جمهوري اسلامي بزرگترين حركت و وظيفه انقلابي خود را انجام داده است.
با ظرفيتسازياي كه تاكنون ايران اسلامي در خصوص همگرايي انديشمندان و شخصيتهاي بيداري اسلامي، اعم از زنان و جوانان انجام داد، امروز حلقه تكميلي اين پازل بزرگ با تجمع ۷۰۰ شخصيت دانشگاهي از ۷۰ كشور جهان كه قطعاً نقش بسزايي در تئوريپردازي و هدايت نسل جوان در محيطهاي دانشگاهي دارند، تكميل گرديد.
اكنون اگر هم غرب بخواهد نميتواند آتش اين حركت انقلابي را خاموش كند. تنها نگراني از اين روند، به انحراف رفتن رهبران و نخبگان سياسي است كه وارد قدرت شدهاند و ميخواهند با بده و بستانهاي سياسي، اندوختهاي را كه به همت جوانان فراهم شده است به مسير بيراهه سوق دهند و اين همان نگراني بزرگي بود كه رهبر بصير و نكتهسنج انقلابمان در همايش بيداري اسلامي و شخصيتهاي جهان اسلام در تهران به آن اشاره فرمودند. چيزي كه امروز در مصر شاهد آن هستيم از همين جنس نگرانيهاست و اتفاقاً اينجا حيطه نفوذ و تأثيرگذاري اساتيد دانشگاههاي جهان اسلام است تا از اين انحراف بزرگ كه ميرود كار بزرگ بيداري اسلامي كه توسط جوانان رقم خورد را به نابودي بكشاند، جلوگيري كنند و همايش ديروز و امروز اساتيد دانشگاههاي جهان اسلام از اين حيث داراي اهميتي مضاعف است.