
وي در حال حاضر رئيس كميسيون عمران مجلس است و معتقد است كه گراني بليت هواپيما اتفاقي است كه بايد آن را حل كرد. وي ميگويد در حال حاضر به هيچ وجه شرايط واقعي نيست و مجلس و به ويژه كميسيون عمران براي اين مقطع در حال رايزنيهاي ويژه با نمايندگان دولت براي رفع مشكلات اين بخش است...
بدون مقدمه ميروم سر اصل مطلب، به عنوان رئيس كميسيون عمران مجلس چرا قيمت بليت هواپيما تبديل به يك كالاي بسيار لوكس شده است؟عكس العمل مجلس عجيب نبود اما كارايي خاصي هم نداشت!
وقتي قيمتگذاري غير استانداردي براي ارز وجود دارد، بحران مقطعي براي كشور مطرح ميشود. در اين شرايط تزريق ارز از هم سوي دولت در بازار قطع شد و بالطبع ارز قيمت بالايي پيدا كرد. البته به تدريج اين وضعيت در حال ساماندهي است اما به هر حال بحران و نوسان همچنان وجود دارد. ايرلاينهاي كشور كاملاً به ارز وابستگي دارند و اكنون شرايط واقعي نيست. بر همين اساس افزايش قيمت بليت هواپيما اولين عكس العمل ما نسبت به افزايش غافلگيرانه و بر اساس عدم ثبات جامعه در خصوص نرخ ارز دراين شرايط است. مشكلات مختلف در اين بخش بيشتر از آن است كه تنها مخالفتهاي ما بتواند كار خاصي انجام دهد. زماني كه كميسيون مبادلات تنظيم شد و در آن به تدريج حالت تعادلي پيدا كرد ميتوان در موضوعات دخالت كرد. قطعا در آينده نرخ ارز حالت تعادلي بيشتري پيدا خواهد كرد و ما اصلاحيهها را در اين باره به زماني واگذاركرديم كه تعادل بيشتري در بازار ارز برقرار است.
پس اين همه مخالفتهاي علني مجلس با اين افزايش چه بود؟بسياري از اعضاي كميسيون عمران كاملاً موضع گرفتند. با توضيحاتي كه داديد پس انتقادات دركجا بود؟
انتقاد مجلس در حال حاضر به افزايش قيمت در حالت كلي نيست بلكه انتقاد به اين امر است كه افزايش ۷۰ درصدي قابل توجيه نيست. بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه نرخ ساعت ـ صندلي هواپيما در مسافرتهاي خارجي كه همه هزينهها بر اساس ارز است و قيمت بليت هواپيما بر اساس مدلهاي روز پيش بيني ميشود كه چه ميزان است، درصد افزايشي كه مورد نظر مجلس است، افزايش ۳۰درصدي است كه رقم قابل قبول محسوب ميشود و در اين شرايط تا به يك تعادل قابل قبول در بازار ارز بتوان رسيد بايد افزايش به اين ميزان باشد. به همين علت وزير و مسئولان هواپيماهاي كشوري و ايرلاين هايي كه ميتوانند در اين زمينه صاحب نظر باشند را به كميسيون دعوت كرديم تا بتوانيم هزينهها را مورد بررسي قرار دهيم تا كميسيون بتواند به يك نظر قطعي در اين زمينه دست يابد.
بنابراين مجلس در اين ميان يك وظيفه صرفا مشورتي ايفا ميكند و نميتواند تعيين تكليف كند. حال كه قيمتها به اين حجم وسيع بالا رفته است آيا ۷۰ درصد هم افزايش كيفيت خواهيم داشت؟ما كه بعيد ميدانيم!
دقيقا مسئله مهم همين است. زماني كه براي ايرلاينها نرخي اعلام ميشود، بايد الزاماتي نيز از سوي آنها اعلام شود، به طور مثال نميتوان قيمت را بالا برد ولي در خصوص افزايش خدمات مطلبي اعلام نكرد. در گذشته وقتي افزايش قيمت هواپيما مطرح ميشد، گفته ميشد كه چه خدمات و كيفيتي قرار است افزايش يابد كه شامل پرواز بموقع و بقيه خدمات ايمني و احترام به مسافرين است. سؤال مهم اين بود كه به چه ميزان تعهد خواهيد داشت، يا اينكه هر روز قرار است خدمات و كيفيت را پايين بياوريد. در آينده ميگوييم كه چقدر شركتهاي هواپيمايي در مقابل افزايش ۷۰ درصدي قيمت بليت بايد خدمات ارائه بدهند. به نظر من تا تحقق اين مسئله به زمان واقعي نياز داريم تا بفهميم اين مسئله تا چه ميزاني عملياتي شده است.
انتظار مجلس از دولت در اين زمينه چيست؟
ما انتظارمان از دولت و هيئت وزيران اين است كه وقتي شما نرخ را افزايش ميدهيد بايد كيفيت و بهبود خدمات را نيز بررسي كنيد. وقتي شما ميخواهيد قيمت را افزايش دهيد، آيا كماكان در مورد آموزش پرسنل و مهمانداران و احترام به مسافران و تغذيه توجه خواهيد داشت و چه استانداردهايي را تعريف ميكنيد؟ اينها مواردي است كه بايد به آن توجه صورت گيرد اگر ما به جايي نرسيم كه دولت استانداردها را رعايت كند و بر مديريت سالم ايرلاينها تأكيد كند و اگر قرار باشد كه دولت به صورت يك جانبه به تورم دامن بزند، بايد از طريق مجامع قانوني و مقررات قانوني در مقابل هرگونه افزايشي مقاومت و اقدام كنيم.
مجلس دقيقاً چه كاري براي مردم در اين حوزه ميتواند انجام دهد؟
اگر ما به اين موارد برسيم كه اين نرخها غير كارشناسي است، قطعا از لحاظ مقررات و قوانين موجود و اختيارات نظارتي اقدامات لازم در مقابل اين اقدام دولت به عمل ميآورد تا حقي از مردم ضايع نشود. البته من شرايط فعلي را براي تشديد اختلافات و ايجاد جو سياسي در جامعه مطلوب نميدانم ولي به قدري ما رابطه نزديكي در تعاملات مديريتي خود داريم كه بدون اين تنشها بتوانيم تا حدي مسائل را مطرح و حل كنيم. به هر حال براساس واقعيات موجود نيز وزارتخانه بايد كار كارشناسي مجلس را قبول كند. نكته مهم اين است كه قيمتهاي جديد ممكن است تورم جديد در فروردين ماه ايجاد كند و اين هم موضوع مهمي است كه دركميسيون به زودي بررسي و نتيجه آن را مشخص ميكنيم. بنابراين بايد اجازه دهيد كه جلسات كميسيون تشكيل و موضوعات مورد بررسي قرار بگيرند. كميسيون تخصصي و وزارتخانه ذي ربط بايد مسائل خود را از طريق مذاكره و جلسات كارشناسي حل كنند.
آيا در صورتي كه مجلس به اين نكته رسيد كه قيمتها به صورت غير كارشناسانه ۷۰ درصد افزايش يافته است ميتواند دولت را وادار به كاهش نمايد؟
خير، الزامي نيست و اين اختيارات بر عهده هيئت وزيران و شوراي اقتصاد و شوراي عالي هواپيمايي كشوري است.
مشكلات زيادي بر كشور در حوزه حمل و نقل حاكم است. اين همه سوانح جادهاي اخير همگي اين سؤال را مطرح ميكند كه آيا ادغام وزارت راه و مسكن اشتباه نبود؟ در حال حاضر بُعد مسكن در وزارتخانه پررنگ تر از راه به نظر ميرسد؟
جلسه گذشته به سوانح جادهاي اختصاص داشت. تمام دستگاهها مانند وزارت راه و شهرسازي، پليس راه و كارخانههاي سازنده خودرو در اين زمينه دعوت شده بودند. قطعا بايد عوامل مختلفي كه در سوانح دخيل هستند مورد بررسي قرار گيرند. البته در مورد اين سوانح ما بايد منتظر اين باشيم كه پليس كار كارشناسي انجام دهد و البته آن چيزي را كه پليس دركميسيون اعلام كرد اين بودكه اتصالات اين اتوبوس استاندارد نبوده و حتي ستونهاي اتصالي سقف به شاسيها ممكن بود اشكالات استانداردي از نظر استحكام داشته باشد. بنابراين صنعت بايد در اين زمينه پاسخگو باشد و عوامل مؤثر صنعت و درصد تاثير و درصد نظارت بر اتوبوسها و ساخت و ساز اتوبوسها و وسايل نقليه يكي از عوامل است. اين مسئله به وزير چندان ربطي از اين بُعد ندارد. البته عامل انساني در اتفاقات اخير بسيار مؤثر بوده است. چرا نبايد راننده در اتوبوس حامل دختران مسافر راهيان نور به اخطارهايي كه چراغهاي هشدار دهنده اتوبوس در خصوص ترمز اعلام مشكل ميكرد، توجه كند. گويا چندين بار اتوبوس دانشآموزان را نگه داشته است زيرا اتوبوس تقريباً مدل جديد بوده و اين بيتوجهي يا از آموزش يا از عدم توجه راننده بوده كه ميتوانست از اين شرايط جلوگيري كند.
بنابر اين از نظر شما عامل جادهاي اهميت چنداني ندارد؟
اين طور نيست. درحوادث اخير عامل سوم اين شرايط جادهاي است، بنابراين همه اين عوامل بايد مورد كارشناسي قرار گيرد و درصدهاي تاثيرگذاري در اين سانحه علتيابي شوند و سپس درجهت رفع آن معايب و مشكلات اقدام يا تصميمگيري كنيم. درنتيجه اعلام نظر در اين زمينه زود است كه بگوييم همه تقصيرها بر عهده وزارت راه يا جاده است. عوامل ديگري نيز در اين زمينه تاثيرگذار هستند كه كميسيون اين گزارشات را به كميته حمل و نقل ارجاع داد تا در اين زمينه رسيدگي كند و سپس گزارش جامع خود را به كميسيون بدهد. درآن صورت ما ميتوانيم تصميمات لازم را در اين زمينه اتخاذ كنيم.
بنابراين تخصصها در وزارتخانهها چندان مهم نيست؟ قبول نداريد كه درس وزارت فعلي راه و شهرسازي بعد شهرسازي مهمتر از ابعاد حمل و نقل و جادهاي است؟
اگر به تمام وزارتخانهها توجه كنيد هيچ يك از اين موارد در تخصص خود آنها نيست. يكي تحصيلات عمران، ديگري معماري و باقي هم به همين شكل است. وزير راه در اين زمينه و دربخش مسكن و جاده مانند هم تلاش ميكند و فردي فعال است ولي اتفاقات رخ داده سانحه است. البته بايد اين نكته را بگويم كه همه اين بررسيها در اين خصوص است كه ازنظر تخصصي، سانحه چه مقصراني دارد و علتيابي كند كه هر يك چه ميزان در سانحه مقصرند وگرنه مجلس در صورتي كه تشخيص دهد، گزارشات قابل قبول نيست ميتواند دستور تحقيق و تفحص را صادر كند و در اين زمينه وارد شود.
در حال حاضر كارها چقدر پيشرفت كردهاند؟
در حال حاضر درمورد سانحه قطار كميته بررسي سانحه كه قانونا در راه آهن تشكيل ميشود، بايد گزارشات اوليه خود را به كميسيون ارائه دهد و رسيدگي به اين امرهم در فضايي طبيعي مسير خود را طي خواهد كرد. بايد در برابر مردم خاضع بود و اشتباهات را پذيرفت. اين مسئله درست است كه نبايد اين سانحه اتفاق بيفتد و رسيدگي به اين امر بايد اولين كار باشد.
مسكن مهر در روزهاي اخير يكي از اخبار مهم حوزه عمران بوده است. وزير راه و شهرسازي گفته است مردم وقتي مسكن مهر را تحويل ميگيرند بايد به جان احمدي نژاد دعا كنند. آيا مسئولان بابت خانههاي مسكن مهر منتي سر مردم دارند؟مسكن مهر از لحاظ كارشناسي و معماري سؤالات زيادي دارد؟
اينكه براي مردم يك قدم برداشته شود بايد شكرگزاري كرد. اينكه دولت در زمينه مسكن مهر تلاش ميكند اگر چه اكنون قيمتها هنوز غيرمتعادلند و رشد آن نيز اغراقآميز است، باز هم جاي شكرگزاري دارد. در ميان اين همه نوسانات به يكباره درتهران يك نقطه از آن ده يا پانزده ميليون تومان شود يا در برخي از نقاط ديگر شهري قيمتها به شدت غير متعادل ميشوند. بررسي اين نكته از اهميت زيادي برخوردار است. ولي ما ميتوانيم قيمت مسكن مهر را كه براي نيازمندان است به رقم ثابتي حفظ كنيم. درحال حاضر مسكن مهر است كه توانسته اين شرايط را تا حدي تثبيت كند. نرخ پيمانهاي مسكن از سيصد يا سيصد و پنجاه هزار تومان افزايش پيدا نكرده و اين امر در ثبات قيمت تاثيرگذار است و به سمت نقطه تعادلي عرضه و تقاضا پيش ميرويم. در اين شرايط خدا را شكر ميكنيم و به جان همه خادمين ملت نيز دعا ميكنيم. ما بر سر مردم براي اينكه وظيفهمان را انجام دهيم منت نميگذاريم. خدمت به مردم وظيفه مسئولان است و ما بايد به اين وظيفه نيز افتخار كرده و خدا را هم بابت اين مسئله شكر ميكنيم كه در وضعيتي قرار گرفتهايم كه ميتوانيم به مردم خدمت كنيم ولي از مردم انتظار نداريم كه براي ما دعا كنند.
اما حقيقت را نبايد كتمان كرد؟برخي معتقدند اراضي مسكن مهر در محلهاي مناسبي جانمايي نشدهاند؟
اين كه ميگويند اراضي مسكن مهر و ساختها و سازها بر روي گسل است، اشتباه است. اگر به صورت شاخص، ما مطالعهاي در اين بخش داشته باشيم، عموما تهران روي گسل است. وقتي ما در روي مناطق زلزلهزده دوباره مسكن ميسازيم، يعني به اين مسائل فقط مربوط به مسكن مهر نيست. اين گسلها چه در تهران و چه در شهرهاي ديگر و حتي در شمال تبريز منطقه ارسباران يا جنوب تبريز و از سلماس و غيره ايجاد ميشود و از طبس گرفته كه از شرق ميآيد و از تهران ميگذرد و به غرب ميرود و وارد تركيه ميشود عموما ما اين مشكل را در همه كشور داريم. بنابر اين نميشود كه اصلا مسكن نسازيم.
اما اگر زلزله جدي است بايد بيشتر دقت كرد!
ولي عقيده من اين است كه كشور را بايد مجهز به سيستمهاي هشداردهنده كنيم و اين امر امكان پذير است. با سيستمهايي كه فعلا وجود دارد ميتوانيم آگاهي دهي زودتر از تخريب و مقاومسازي در برابر زلزله ۸ريشتري و بالاتر را انجام دهيم. اين ايده، ايدهاي قابل توجه است كه ما بگوييم كه مطالعات زمين شناسي دقيقي داشته باشيم و ساخت و سازها را به خارج از گسل هدايت كنيم.
با توجه به اينكه شرايط زلزله سنجي در كشور ما كاملاً دقيق نيست و از سوي ديگر هم مقاومسازي خوبي اتفاق نيفتاده است، به نظرتان در اين زمينه تا چه اندازه ميتوان موفق بود؟
بله اما درخصوص زيرساختها به طور مثال نواقصي كه در بخش زيرساختي داريم بايد مرتفع شوند اما اين به معناي متوقف كردن كارها نيست و نبايد اصل موضوع را از بين برد. بايد برويم آن نقصها را جبران كنيم و در كنار اين مسئله پروژههاي جديد را هم با استانداردهاي درست بسازيم. مثلاً براي شهرجديد پرند كه نقطه و پايتخت ساخت و ساز شهري مسكن مهر نيز هست، درحال هدايت قطار شهري به آنجا هستيم، فرودگاه را نيز به آن سمت هدايت ميكنيم و اعتقاد من اين است كه همزمان بايد زيرساختهاي آب و برق و گاز و حمل و نقل را هم در اين شهرها فراهم كنيم و اگر اين امر با تأخير انجام گيرد نبايد مسكن مهر را تعطيل كنيم. اين امر صحيح نيست و همه موارد را بايد با يكديگر به صورت همزمان پيش برد. ما چه در ساخت و سازهاي روستايي يا مقاومسازي خانههاي شهري اگر بتوانيم بر اساس برنامه يك ميليون مسكن روستايي را مقاومسازي كنيم و ساخت وسازهاي شهري را به يك ميليون واحد برسانيم كه مطابق قانون برنامه است مشكلات اين حوزه حل ميشود. هر دولتي هم كه پس از اين بيايد بايد در چارچوب اين برنامه حركت كند حتي اگر ما بتوانيم قانون برنامه را در خصوص روستاهايمان اصلاح كنيم بهتر است زيرا با توجه به آثار تخريبي كه زلزله ارسباران داشت بايد توجه بيشتري به روستاها داشته باشيم و استانداردسازي كنيم و در وضعيت ساخت و سازها و بافتهاي روستاييمان تحولي ايجاد و آن را تبديل به بافتهاي جديدي كنيم تا در برابر زلزلهها مقاومت كنيم. به نظر من مسئله ساخت خانههاي مناطق زلزلهزده در روزهاي اول كه ۴۵روزه مطرح شد بحثي غيركارشناسي بود.
به نظر ميآمد چنين حرف هايي در روزهاي زلزله بيشتر به اصطلاح جو دادن بود. درست است؟
تقريباً ميتوان گفت اطلاعاتي كه داده شد، اطلاعات صحيحي نبود ولي نميتوان خدمات دولت وسرعت عملشان را ناديده گرفت. درست است كه بنياد به فاصله ده روز، ساخت و ساز خود را شروع كرد اما اسكان اضطراري و چادرهاي توزيع شده و هلال احمر و پشتيباني و خدماتي كه انجام شد كم نظير بودند، من درتمام مراحل زلزله منجيل و خرم آباد و وان تركيه و سيل پاكستان بودم. درهيچ يك از اين مناطق زلزله زده، خدمات به اين صورت نبود. سه ماه از زلزله گذشته است و ما درمورد ديوارچينيها به ۹۵۰۰ واحد و زدن اسكلت به ۱۲ هزار و۱۰۰ واحد رسيده كه همگي اين موارد حاكي از يك تلاش كم نظير در جهت بازسازي مناطق زلزله زده شمال غرب كشور است. وقتي نمايندگان منطقه و مردم در برخي بخشها اعتراض كردند و مسئولان متوجه شدند كه آسيبها تهديدآميز است، سريعا كانكسها و چادرها در اختيار مردم قرار گرفت و به علت اينكه فصل سرما نزديك است، از نظر گرمايش نيز برخي از مشكلات حل خواهد بود. در زلزله وان تركيه اين چادرها به تعداد ۴۰۰ تا در اردوگاه منطقه زلزله زده برپا شد و در سرما با همين چادرها سر كردند. بنابراين ساخت و سازهاي دائم، موقت و پشتيبانيهايي كه نهادها به ويژه بنياد انجام دادند و پشتيبانيهايي كه در استان در مورد اين مناطق صورت گرفت قابل احترام و تحسين است. البته نكته مهم اين است كه هنوز بخشهايي جا مانده هم داريم و اقداماتي هم نشده است.
ميزان اين اقدامات چه اندازه مجلس را قانع كرده است. تعدادي از نمايندگان نسبت به برخي از اقدامات انجام شده و انجام نشده اعتراض دارند؟
وقتي ما به ۹ هزار واحد برسيم كه سقف زده شود، قابل سكونت ميشود و اين كار تا به حال انجام شده است. اگر سيستم گرمايش مناسبي هم در آن صورت گيرد و نازك كاريها انجام گيرد، خانهها قابل سكونت خواهند بود. عدد ما نيز همين است و بايد به اين امر توجه كرد كه اين مهلت سه ماهه اتفاق افتاده بود كه اقدامات آنها قابل تقدير است.
اما در حال حاضر مشكل گراني مصالح ساختماني نيز مزيد بر علت شده است كه هم در خصوص بازسازيها و هم در مورد مسكن مهر صداي سازندهها را درآورده است؟
من فكر ميكنم كه عمده توليدكنندگان باعث گراني نبودهاند مگر چه اتفاقي افتاده است؟جالب است كه عمده توليدات ما داخلي است. وقتي قراردادهايي كه درمورد توليد وساخت مسكن و حتي در مورد كانكسها درمنطقه با توليد كنندگان بزرگ و با نرخ طبيعي بسته شده است و ما مشكل كارخانههاي توليدي نداريم چرا بايد اين كارخانهها يكدفعه قيمت خود را بالا ببرند. بنابراين درآن برهه نظر من اين بود كه خرده فروشها به گراني دامن ميزنند.
به هر حال فروشنده از سود بيشتر بدش نميآيد اما نهادهاي نظارتي گويا اين روزها وظيفه نظارتي شان را دوست ندارند. اين طور نيست؟
وظيفه وزارت معدن، بازرگاني و تجارت اين است كه اين موارد راكنترل كند و با توجه به تثبيت قيمت ارز دولت بايد دقت بيشتري كند تا يك عده نخواهند از اين بازار آشفته به نفع خود استفاده كنند زيرا اين وظيفه دولت است ومجلس نظارت را قطعا انجام خواهد داد. انتظارما بيشتر بر نظارت بازرگاني و كنترل قيمتها است و در مورد كلان و با توجه به قيمت تمام شده، كارخانههاي توليدي بايد قيمتهاي واقعي را به دست آورند.
به نظرتان بعد از اين دولت سياست مسكن مهر ادامه مييابد؟
در هر حال دولتها كه روي كار ميآيند هر يك سياستهاي مربوط به خود را اعمال ميكنند. دولت كنوني يعني دولت نهم و دهم در خصوص مسكن مهر و ثبات قيمت مسكن تلاش كرد و تا حدي موفق هم بود.
اما ركود اين حوزه خيلي هم خوب نيست، شبيه يك بمب ساعتي ميشود عرضه و تقاضاهاي روي هم انباشته شده بدون به دست آوردن مدل واقعي. اين مسئله چطور قرار است اصلاح شود؟
براي اينكه ما بتوانيم از ركود خارج شويم بايد به بخش مسكن رونق بدهيم. مهمترين بخشي كه بيشترين اشتغال را دارد همين حوزه است. يعني اگر ما بخواهيم ركود را در جامعه تعريف كنيم بايد بگوييم ركود در بخش مسكن و اگر رونق اقتصادي را تعريف كنيم بايد بگوييم رونق مسكن، بنابراين در حوزه مسكن بايد قدرت خريد مردم وتسهيلات ساخت را بالا برد. فكر نكنيم كه وقتي ما تسهيلاتي را براي ساخت و سازها فراهم ميكنيم و اين بودجه صرف امور جاري شود به تورم ميانجامد. براي حل اين مشكل به نظر من هر چه توليد و عرضه مسكن را تشويق كنيم، اين مهمترين بخشي است كه ميتواند به اشتغال و رونق اقتصادي جامعه كمك كند. در بسياري از كشورهاي دنيا اگر كسي بخواهد مسكن را تامين كند، ۷۰ يا ۸۵ درصد تسهيلات را دولت در اختيارخريدار قرار ميدهد و همين مسئله منجر به افزايش قدرت خريد مردم و در نهايت توليد مسكن ميشود، توليد مسكن در بسياري از بخشها به معني افزايش اشتغال است.
بنابراين سياست مسكن مهر فقط براي كنترل قيمت به كار برده نشده است؟
بله ـ بنابراين به نظر من اگر اين روال را در پيش گيريم مسكن ركود جامعه را به رونق تبديل ميكند و همچنين مردم قدرت خريدشان بالا ميرود و خريد و فروش نيز رونق مييابد ولي اگر اين سياستها را اعمال نكنيم همچنان در ركود خواهيم بود. اگر تعادل بين عرضه و تقاضا فراهم نشود دور از انتظار نخواهد بود كه قيمت مسكن افزايش يابد. وقتي كه توليد كم ميشود و تقاضا افزايش يابد قطعا مشكلات تورمي در جامعه خواهيم داشت و اين روي ساير بخشها اثر ميگذارد.
دولت صادرات تعداد زيادي از محصولات را ممنوع اعلام كرده است. فكر نميكنيد اين هم يكي از عوامل كاهش رونق اقتصادي است. اين همه تلاش كرديم تا توليد كننده جرات صادرات داشته باشد و حالا. . .
دولت تعدادي از اقلام توليدي داخل را به عنوان ممنوعالصادرات اعلام كرده است. به هر حال متأسفانه هميشه كاري را انجام ميدهيم و سپس فكر ميكنيم كه نقاط مثبت و منفي آن كدام است. مثلاً ميخواهيد پتروشيمي را ممنوع كنيد، مهمترين صادرات و رونق اقتصادي ما و ارزآوري كشور پتروشيمي است. ما كه از بيرون تحريم هستيم و دنيا ما را تحريم كرده است، در داخل نيز با برخي از تصميماتمان آنها را تشديد ميكنيم كه بگوييم اين صادرات صورت نگيرد. دولت چند مورد را اصلاح كرده است. انتظار بر اين است كه در مواردي كه براي كشور ارزآوري به همراه دارد تصميمي گرفته شود كه بتوانيم صنعت داخلي را توسعه دهيم. بايد اين اقلام را آزاد كنيم. در مواردي كه توليدات براي ما استراتژيك است مثل گندم و آرد ميتوان آن را در شرايط خاص محدود كرد. اما در خصوص ساير اقلام چنين فكري نميكنم.
اما ميگويند كه به خاطر تحريم اين برنامهريزي شده است و ارز به علت تحريمها كمتر به داخل وارد ميشود و شايد همه تصميمات تبعات همين موضوع باشد. اين طور نيست؟
نه، در حال حاضر در شرايط تحريم هستيم از تحريم كه خارج نشدهايم. مشكل آنجا بود كه با توجه به تحريم دولت به صورت ناگهاني عرضه ارز را قطع كرد. شما نميتوانيد يكدفعه دارو يا مواد غذايي را قطع كنيد. به نظر من دولت درآن قضيه مرتكب اشتباه شد ولي اكنون با يك برنامه صحيح در خصوص ارز مبادلاتي و اولويتبندي جلو ميرود. اين فعاليت از قبل منطقيتر شده است.
منكر كمبود ارز در كشور هستيد؟
ما مشكل داريم و من منكر آن نيستم اما اگر منابع هم وجود داشته باشد در حال حاضر مشكل جابهجايي آنها هم وجود دارد بنابراين، اين برنامه رياضتي را دولت و مجلس بايد تدبير كنند اما گاهي تصميماتي كه گرفته ميشود شرايط را سختتر ميكند.