سفر اين گروه نتيجه تلاش خانواده عرفات و به خصوص سهي عرفات، بيوه ياسر عرفات، از ماهها قبل است و درخواست قضايي سهي در ماه سپتامبر سرانجام زمينه سفر اين گروه را فراهم كرد و در نهايت، مقامات تشكيلات خودگردان اجازه نبش قبر عرفات را دادند تا خانواده او دست به كار بشوند. از زمان مرگ عرفات در ۱۱ نوامبر ۲۰۰۴ تا كنون شايعات در مورد علت مرگ او وجود داشته و خانواده او هميشه بر كشته شدن او تأكيد داشتند و تحقيقات اخير آزمايشگاهي از سوي موسسه فيزيك پرتوي در دانشگاه لوزان، احتمال مسموميت او به وسيله پلونيوم را تقويت كرد. اين تحقيقات سهي عرفات را بيشتر از گذشته ترغيب كرد تا پرونده شوهر خود را پيگيري كند، اما زماني جسد عرفات از قبر بيرون آورده ميشود كه ميراث او اسير حملات و زيادهخواهيهاي اسرائيل و بازيهاي سياسي جانشين او شده و در اين ميان، نوار غزه مقتل فلسطينيان و صحنه مقاومت است.
محمود عباس قصد دارد تا در ۲۹ نوامبر طرح خود را براي ارتقاي جايگاه فلسطين به عنوان كشور ناظر در مجمع عمومي سازمان ملل به رأي بگذارد و از هم اكنون به عربستان و مصر سفر كرده تا رأي موافق ملكعبدالله، پادشاه عربستان و محمد مرسي، رئيسجمهور مصر را به دست آورد. از سوي ديگر، امريكا سرسختانه با اين طرح مخالفت كرده و باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، طي تماس تلفني به محمود عباس گفته كه از اين طرح او حمايت نخواهد كرد. با وجود اين تماس تلفني اما به نظر ميرسد كه عباس به بازي سياسي خود بسيار اميدوار است تا آنكه بتواند طرح خود را در مجمع عمومي به كرسي بنشاند و او در حالي چنين تلاشي دارد كه چند وقت پيش حق بازگشت آوارگان فلسطيني به سرزمين مادريشان را منكر شد. او كه با شبكه تلويزيوني ۲ اسرائيل مصاحبه ميكرد به صورت تلويحي حق بازگشت آوارگان را منتفي دانست و حتي گفت كه خود او به فكر بازگشت به صفد، محل تولدش در شمال اراضي اشغالي ۱۹۴۸ نيست. پس از اين سخن عباس بود كه گروههاي مختلف فلسطيني و از جمله دولت حماس در نوار غزه به شدت به آن واكنش نشان دادند و اسماعيل هنيه، رئيس دولت غزه، سخنان او را تحريكآميز و به منزله ناديده گرفتن حقوق حدود ۶ ميليون آواره فلسطيني دانست و گفت: «هيچ فرد يا گروهي حق ندارد از يك وجب خاك فلسطين يا از حق بازگشت آوارگان فلسطيني كه به زور سرنيزه از سرزمين فلسطين خارج شدهاند، عقبنشيني كند». موقعيت عباس بعد از آن سخنان در ميان افكار عمومي فلسطينيان به شدت مخدوش شد و او براي ترميم وجهه خود به اين بازي سياسي روي آورده و در حالي اين بازي را پيش ميبرد كه غزه در روزهاي اخير عرصه تاخت و تاز نظاميان فلسطيني شده و نيروهاي مقاومت فلسطيني در مقابل آنان ايستادگي ميكنند.
عباس رو به بازي سياسي آورده بدون توجه به واقعيت كنوني در غزه و در آن سو، مبارزان فلسطيني به دور از بازي سياسي و با كمترين امكانات نظامي از غزه و مردم آن دفاع ميكنند. اكنون كمتر كسي است كه دو سوي متناقض سرزمين فلسطين را نداند، در يك سو تشكيلات خودگردان است كه تنها به چانهزني سياسي دل خوش كرده و در سوي ديگر، حماس و مبارزين فلسطيني هستند كه مقاومت را تنها راه حل فلسطين ميدانند. در اين ميان چيزي كه به تازگي روي داده، مصر و محمد مرسي به عنوان رئيسجمهور آن است كه سعي دارد تعريفي تازه به نمايش بگذارد. درگيري فعلي در غزه را ميتوان نخستين محك براي مرسي به شمار آورد، زيرا از زمان دستيابي او به مقام رياست جمهوري تا كنون، شدت درگيريهاي غزه به اين شدت نبوده و با اين وضعيت است كه مرسي ميتواند نشان دهد تا چه اندازه حاضر به حمايت از فلسطين و آرمان آن است. روزنامه اسرائيلي معاريو گزارش داده كه مصر با جديت به دنبال برقراري آتشبس در غزه است و به تلآيو هشدار داد كه در صورت حمله زميني اسرائيل به غزه، قاهره نيز پاسخ قوي خواهد داد. گويا اين پيام قاهره از سوي برخي از مقامات تلآويو جدي گرفته شده و رئيون ريولين از مقامات اسرائيل خواسته تا به موضع مصر در قبال غزه توجه داشته باشند. اينك بايد ديد كه مصر در صورت تداوم حملات ارتش اسرائيل چه خواهد كرد و مرسي چه گزينههايي را دنبال ميكند. تهديد فراخواندن سفير از تلآويو نخستين گزينهاي است كه معاريو نيز به آن اشاره كرده است، اما آيا مرسي جداي اين گزينه سياسي حاضر خواهد شد تا به صورت عملي نيز از فلسطينيان غزه حمايت كند؟ اين پرسشي است كه زمان به آن پاسخ خواهد داد، اما روشن است كه اين گزينه بسيار محدودتر از آن است كه اسرائيل را تحت فشار قرار دهد و مرسي بايد در معادلات خود گزينههاي جديتري را بيابد تا آن كه بتواند در عمل و نه در حرف از فلسطين حمايت كند.