
پس از ۲۵۰۰سال دوران متحجرانه شاهنشاهي با تشكيل حكومت اسلامي در ايران، انتظار آن ميرفت كه قوانين اسلامي و مكتب تشيع بهطور كامل اجرايي شود كه البته بعضي از اين قوانين الحق والانصاف هم ازهمان ابتدا نهادينه و برخي ديگر به تدريج درجامعه جاري شد كه خود نشاندهنده برقراري نظامي اسلامي دركشوربود؛ قوانيني كه اجراي كامل آنها به نوعي ضامن سلامت و بقاي جامعه ديني ماست، به همين دليل دشمنان ازهمان ابتداي تولد انقلاب به لطايفالحيلي سعي در تخريب آن در اذهان عمومي جهان داشتند تا مبادا الگويي براي كشورهاي ديگر باشد اما دركناراين قوانين، سنن پيامبر اسلام (ص) و اهل بيت(ع) كاملكننده قوانين ديني بوده كه متأسفانه تا حدودي نسبت به اجراي آن كوتاهي داشتهايم؛ سنتهايي كه در رشد و بالندگي جامعه اسلامي تأثيربسزايي دارند كه نشناختن اين سنن اسلامي ازسوي جوانان ونسل كنوني انقلاب معضلاتي را به همراه دارد و نشان از كمكاريهاي مراكز فرهنگي دراين عرصه است.
يكي ازاين موارد مهم اسلامي، اذان است كه شايد استمرارآن در جامعه اسلامي باعث مهجوريت و غفلت از اهميت آن شده است، مانند شب و روز كه تكرار آن براي ما از اهميت آن كاسته است، مگر خسوفي يا كسوفي شود تا پي به لزوم آنها ببريم. اذان امري است كه در جامعه اسلامي نه تنها نماد ونشان براي برپايي نمازميباشد بلكه تأثيرات مستقيم وغيرمستقيمي بر جامعه خواهد گذاشت اما با وجود اهميت درمحلهاي بسياري هستند كه اذان به گوش آنها نميرسد و اصلاً متوجه نميشويم كه وقت نماز رسيده يا نه.
اين درحالياستكه روايات متعددي درمورد صداي اذان از سوي ائمه معصومين(ع) آورده شده است، مانند اينكه درگوش فرد عصباني اذان بگوييد آرام ميشود يا اينكه در گوش نوزاد تازه متولد شده اذان و اقامه گفته شود و. . بسياري ازتازه مسلمانان وايرانيان متدين خارج ازكشور يكي از مسائل آرامشبخش در اسلام را صداي اذان ميدانند كه درخارج از كشور محروم هستند. مليسا كارتر يكي ازتازه مسلمانان و مديران هاليوودي ميگويد: ازچيزيهايي كه درايران با وجود غربت و نبود خانواده، نزديكان و آشنايانم، همواره تسليبخش من بوده است، همين صداي خوش اذان در سه وقت نماز است كه آرامشم ميدهد.
احمد حنيف دي. جي شيعه شده كانادايي هم قبل از اينكه براي هميشه ايران را ترك كند، با ناراحتي ميگفت: ديگرمن وخانوادهام صداي اذان را از مسجد يا حرم حضرت معصومه (س) نميشنويم، اين براي ما خيلي دردناك و ناراحت كننده است، ما ديگر از اين نعمت محروم ميشويم. شما ايرانيها بايد قدر آن را بدانيد، چون براي لحظهاي از اين دنيا جدا ميشويد و يك حس روحاني و پرواز به آدم دست ميدهد كه درامريكا از آن خبري نيست.
در واقع اذان پرچم اسلام در كشورهاي مختلف محسوب ميشود نه منارههاي بزرگ. متأسفانه در كشورما برخي سنن غلط در حال شيوع است، چنانچه مساجد زيادي هستند كه متصديان ساخت وساز براي ساختن مناره براي آنها هزينههاي سنگين متقبل ميشوند كه گاه مساجدي تا مدتها بهخاطر همين قضيه نيمهكار ماندهاند ولي حاضرنيستند فردي خوشصدا را براي اذان به اين مهم بگمارند، درحاليكه مصاديق زيادي وجود دارد، از افرادي كه تنها با شنيدن اذان يك مؤذن خوشصدا به اسلام روي آورند يا برعكس باصداي مؤذن بدصدا ازاسلام منزجرشدهاند.
يكي ازمعضلاتي كه دركشوروجود دارد كمكاري مراكز ديني و فرهنگي نسبت به بيان اهميت و اشاعه فرهنگ اذان درجامعه است. با توجه به اينكه پخش اذان از راديو و تلويزيون كه عمدتاً ضبطي است وبرخي هم از صداهاي بسيارقديمي هستند، اذانگويي بهصورت زنده ومستقيم صورت نميگيرد.
دراسلام به طورمشخص اذان زنده تأكيد شده است ازسوي ديگر افراد بااذان گفتن به يك فرد عملياتي دراسلام تبديل ميشوند. همين اذان گويي هرچند بسيارساده و روتين شده اما تأثيرات زيادي بر فرد وجامعه خواهد گذاشت.
به ياد ميآوريم كه حتي چند وقت پيش يكي از خبرنگاران اروپايي كه درمصر براي گزارش رفته بود، با شنيدن اذان ناخودآگاه به گريه افتاد. تصاوير و فيلم اين اتفاق در فضاي سايبري اثرات زيادي بهجا گذاشته است اما چرا ما كه درجامعه شيعي و حكومتي اسلامي هستيم به اين فريضه مهم و اساسي توجه جدي نميكنيم و درنهادينهسازي اين اصل مهم ديني كار درخوري نداشتهايم؟! به نظر ميرسد با توجه به اينكه ايران كشوري توريستي و چهارراه تمدنها قلمداد ميگردد، بايد به اين مسئله يعني اذان توجه بيشتري شود تا بهعنوان تابلويي نيكو از ايران اسلامي، در ميان كشورهاي ديگر مطرح گردد، زيرا متأسفانه استفاده از نمادهاي غربي نه فقط در كشورهاي اسلامي بلكه در جامعه خودمان هم رسوخ كرده و به يك امر معمولي درآمده است، چه از نظرمهندسي و چه از نظر نماد سازي، لذا پيشنهاد ميشود در شهرها بهخصوص شهرهاي بزرگ برخي ازميادين و جايگاههاي شهر براي گفتن اذان به صورت زنده تعبيه شود.
اين بسيار زشت است در كشوري كه ادعاي امالقراي جهان اسلام دارد، نمادهاي ديني اين چنيني كمرنگ است، صد البته قرار نيست نمادها را تنها درمعماري بدانيم بلكه با هزينه كم ولي تاثير زياد ميشود كاركرد، مثلاً در كشورهاي مختلف لباس يك نماد است شايد براي همين است امام خامنهاي سالها پيش در مورد لباس ملي تأكيد داشتند اما در اين زمينه كمكاري شد.
دراين رابطه به غير از ميادين شهرها ميتوان درمحلههايي كه مسجد نيست مكانهايي را مانند تريبون ايجاد كرد كه چندان هم فضا اشغال نميكند ولي براي مؤذن مناسب است تا با صداي خوب و زنده اذان بگويد؛ كاري كه سالهاي دورانجام ميشد و كمكم به دليل رنگ و بوي زندگيها به سبك غربي كمرنگ و محو گرديد، برخلاف تصوربرخي ازمسئولان غربزده اين امرنه تنها زشت نيست بلكه احياي سنت پيامبر اسلام(ص) درجامعه اسلامي است، البته بايد گفت اين پيشنهاد قبلاً به يكي ازمسئولان شهراصفهان هم داده شده بود، او كه فردي مذهبي بود ميگفت مسئولان بااين كارصددرصد مخالفت ميكنند و قابل اجرا نيست! امامطمئناً براي اجراي كارهاي زيبا وبديع هميشه مخالفاني وجود خواهد داشت بهخصوص درشهرهاي بزرگ كه مصاديق غربي بيشتر خودنمايي ميكنند، پس در اين نوشتار از تمام مسئولان و دلسوزان درخواست ميكنيم كه در هر جايي هستند براي اقامه نماز و اذان آنطور كه در شأن جامعه اسلامي ماست، آستين همت را بالا بزنند، شايد چنين فعاليتي را بتوان در يك شهر كوچك به اجرا درآورد و آن را الگويي براي ساير شهرهاي كشور قرار داد، زيرا حركت براي احياي اذان و حركتي جهادي و بزرگ است.