کد خبر: 494738
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۱ - ۰۲:۱۷
شمسه: توضیحات مربوط به یک کلمه غریب یا عبارت دشوار، گاه به صورت افزوده‌ای بر یک بخش ظاهر می‌گردد. دوازده نمونه از این افزوده‌ها هست که با عبارت «وما ادریک» آغاز می‌گردد. سپس به دنبال آن توصیف یا توضیحی به میان می‌آید. این مسئله روشن است که بعضی از این توصیف یا توضیح‌ها در زمان‌های بعدی افزوده شده، زیرا ربط معنایی با کلمه ی عبارتی که در اصل برگرفته شده، ندارد.


قرآن هنگامي اين لفظ را به كار مي‌برد كه استثنائي و شگفت‌ انگيز و «ناشناخته» و عظيم بودن چيزي را، برساند. حادثه، واقعه و پديده‌‌اي كه بشر نه آن را ديده و نه مانندش را مشاهده كرده، براي بشر قابل فهم نيست. و بشر براي آن، لفظي درست نكرده است. در چنين جاهائي مي‌فرمايد «و ما ادريك». يعني با چه بياني بگويم و با كدام كلماتي شرح دهم. البته ما معتقديم كه پيامبر (ص) هم توان دريافت اينگونه مطالب را داشته و هم به آنها علم دارد. مراد از حرف «ك» شخص پيامبر نيست. بلكه «انسان» است: يعني اي انسان با كدام لفظ و بيان، اين موضوع را برايت شرح دهم.


بعضي جاها پشت سر «ما ادريك» توضيحاتي آمده ليكن بصورت كلي و ميان كلمات. ظاهراً حكمت اساسي در اين عبارت توجه دادن مخاطب است كه توقعش را كم كند و بداند كه بعضي چيزها را نخواهد فهميد. در این بررسی خواهید فهمید که بیشترین مفاهیم تاکیدی در این زمینه مربوط به معاد و قیامت و عذابهاست که باید به عظمت وجود آنها و حقانیت آنها پی برد.


۱/وَ مَا أَدْرَاک مَا الحَْاقَّةُ(۳) و تو چه مى دانى آن روز تحقق یابنده چیست ؟ سوره حاقه


تعبیر به ((ما ادراک ماالحاقة )) باز هم براى تاءکید بیشتر روى عظمت حوادث آن روز عظیم است ، تا آنجا که حتى به پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) خطاب مى شود که تو نمى دانى آن روز چگونه است ؟ و حقیقت همین است که درک حوادث قیامت براى ما زندانیان زندان دنیا امکان پذیر نیست ، همانگونه که درک مسائل مربوط به دنیا براى جنینى که در شکم مادر است با هیچ بیانى میسر نمى باشد.(تفسیر نمونه جلد ۲۴ صفحه ۴۳۶)


جمله الحاقة ما الحاقة به غير از بزرگداشت قيامت چيز ديگري نمي‏خواهد بفهماند ، و با تكرار نام آن اين تفخيم و بزرگداشت را افاده مي‏كند .


و ما أدريك ما الحاقة - خطاب در اين جمله به هر كسي است كه قابل خطاب باشد ، و در آن علم به حقيقت روز قيامت را از همه مخاطبين نفي مي‏كند ، مي‏فرمايد : تو نمي‏داني قيامت چيست ؟ و اين تعبير كنايه است از كمال اهميت آن روز و نهايت درجه عظمتش ، و شايد منظور از روايتي هم كه از ابن عباس نقل شده همين باشد ، اوگفته : هر جا در قرآن جمله ما ادراك - تو نمي‏دانستي آمده رسول خدا (صلي‏ الله‏ عليه‏ وآله ‏و سلّم‏) آن را درك كرده و هر جا جمله ما يدريك - تو نمي‏داني آمده آن جناب آن مطلب را واقعا نمي‏داند خلاصه كلام اينكه اولي كنايه است از عظمت مطلب و دومي تصريح است .( ترجمة الميزان ج : ۱۹ص : ۶۵۴


۲/وَ مَا أَدْرَاك مَا الْقَارِعَةُ(۳) و تو چه می دانی كه حادثه كوبنده چیست؟ سوره قارعه


و سؤال از حقيقت قارعه در جمله ما القارعة - قارعه چيست با اينكه معلوم است كه چيست، به منظور بزرگ نشان دادن امر قيامت است ، و اينكه بيست و هشت حرف الفباي گوينده ، و دو سوراخ گوش شنونده نمي‏تواند به كنه قيامت پي ببرد ، و به طور كلي عالم ماده گنجايش حتي معرفي آن را ندارد و به منظور تاكيد اين بزرگداشت مجددا جمله را به تعبيري ديگر تكرار كرد و فرمود : و ما ادريك ما القارعة . ترجمة الميزان ج : ۲۰ص :۵۹۵


بـسـيـارى از مـفـسـران گـفته اند كه ((قارعة)) يكى از نامهاى قيامت است ، ولى درست روشن نساخته اند كه آيا اين تعبير اشاره به مقدمات قيامت مى باشد كه عالم دنيا درهم كوبيده مى شود.


و يا اين كه منظور مرحله دوم ، يعنى ; مرحله زنده شدن مردگان ، و طرح نوين در عالم هستى است ، و تعبير به ((كوبنده)) به خاطر آن است كه وحشت و خوف وترس آن روز دلها را مى كوبد.


ولى روى هم رفته احتمال اول مناسبتر به نظر مى رسد، هرچند در اين آيات هر دو حادثه پشت سر يكديگر ذكر شده است.(تفسیر نمونه)


۳/وَ مَا أَدْرَاك مَا هِيَهْ‏(۱۰) و تو چه دانی "هاویه" و دوزخ چیست؟ سوره قارعه


و ما ادريك ماهيه ضمير هيه به كلمه هاويه بر مي‏گردد ، و هاء زيادي كه در آخرش آمده هاء وقف است ، و جمله مورد بحث تفسيري است كه عظمت و فخامت امر آن آتش را بيان مي‏كند .ترجمة الميزان ج : ۲۰ص :۵۹۷


«هاوِیَة» از ماده «هُوِىّ» به معنى افتادن و سقوط کردن است، و آن یکى از نام هاى «دوزخ» مى باشد; چرا که گنهکاران در آن سقوط مى کنند، و نیز اشاره به عمق آتش دوزخ است.

و اگر «أُمّ» را در اینجا به معنى «مغز» بگیریم، «هاویة» به معنى سقوط کننده مى باشد، ولى تفسیر اول صحیح تر و مناسب تر به نظر مى رسد.

«حامِیَة» از ماده «حَمْى» (بر وزن نفى) به معنى شدت حرارت است و «حامیة» در اینجا اشاره به سوزندگى فوق العاده آتش دوزخ است.

به هر حال، این جمله که مى فرماید: «تو چه مى دانى هاویه چیست؟ هاویه آتش سوزان است»، تأکیدى است بر این معنى که، عذاب قیامت و آتش دوزخ فوق تصور همه انسان ها است. تفسیر نمونه


۴/وَ مَا أَدْرَاك مَا سقَرُ(۲۷) و تو چه ‏دانى دوزخ چيست ؟ سوره مدثر


سقر در اصل از ماده سقر ( بر وزن فقر ) به معنى دگرگون شدن و ذوب شدن بر اثر تابش آفتاب است ، سپس به عنوان يكى از نامهاى جهنم انتخاب شده است ، و كرارا در آيات قرآن آمده ، و انتخاب اين نام اشاره به عذابهاى هولناك دوزخ است كه دامان اهل خود را مى‏گيرد ، بعضى نيز آن را نام يكى از طبقات و دركات هول‏انگيز دوزخ دانسته‏اند .


سپس براى بيان عظمت و شدت عذاب دوزخ مى‏گويد : تو چه مى‏دانى كه سقر چيست ( و ما ادريك ما سقر ) يعنى به قدرى عذاب آن شديد است كه از دايره تصور بيرون مى‏باشد ، و به فكر هيچكس نمى‏گنجد ، همانگونه كه اهميت نعمتهاى بهشتى و عظمت آن به فكر كسى خطور نمى‏كند. تفسير نمونه ج : ۲۵ص :۲۳۳


و (سقر) در عرف قرآن يكى از نامهاى جهنم و يا دركه اى از دركات آن است، و جمله (ساصليه سقر) يا بيان (سارهقه صعودا) است، و يا بدل از آن است و جمله و (ما ادريك ما سقر) به اين منظور آورده شده كه بفهماند سقر بسيار مهم و هراس آور است.(تفسیر المیزان)


۵/وَ مَا أَدْرَاك مَا يَوْمُ الْفَصلِ‏(۱۴) وتو چه مى‏دانى روز جدائى چيست ؟ سوره مرسلات


روز جدائى حق از باطل ، جدائى صفوف مؤمنان از كافران ، و نيكوكاران از بدكاران ، و روزداورى مطلق حق در باره همگان.


اين سؤال و جواب براى بيان عظمت آن روز بزرگ است و چه تعبير پر معنى و گويائى از آن روز شده است روز جدائيها ! سپس براى بيان عظمت آن روز مى‏فرمايد : تو چه مى‏دانى يوم الفصل و روز جدائيها چيست ؟ ( و ما ادريك ما يوم الفصل).


جائى كه پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) با آن علم وسيع و گسترده ، و با آن ديده تيز بينى كه اسرار غيب را مشاهده مى‏كرد ابعاد عظمت آن روز را به درستى نداند ، تكليف بقيه مردم روشن است ، و همان گونه كه بارها گفته‏ايم درك تمام اسرار با عظمت قيامت براى ما زندانيان قفس دنيا ممكن نيست تنها شبحى از آن را مى‏بينيم و به آن ايمان داريم . تفسير نمونه ج : ۲۵ص :۴۰۲


و منظور از (روز فصل ) روز جزا است كه در آن خداى تعالى بين خلائق فصل قضا مى كند، همچنان كه فرمود: (ان اللّه يفصل بينهم يوم القيمه ). و جمله (و ما ادراك ما يوم الفصل ) تعظيمى است از آن روز، و از وقايع آن روز. (ويل يومئذ للمكذبين ) - كلمه (ويل ) به معناى هلاكت است، و مراد از (مكذبين ) تكذيب گران روز فصل است، كه وعده اش را به ايشان داده اند چون سياق آيات، سياق رساندن اين معناست كه آن روز واقع شدنى است، و به همين منظور هم سوگند ياد شده. (تفسیر المیزان)


۶/وَ مَا أَدْرَاك مَا يَوْمُ الدِّينِ‏(۱۷)و تو چه داني كه روز جزا چيست ؟ سوره انفطار


و ما ادريك ما يوم الدين اين جمله روز جزا را بزرگ و هول‏انگيز معرفي مي‏كند ، و معنايش اين است كه : تو نمي‏تواني به حقيقت يوم الدين احاطه پيدا كني .


و اين كنايه است از عظمت ، و اينكه يوم الدين بالاتر از آن است كه قالب الفاظ بتواند آن را آنطور كه هست در خود بگنجاند ، در اين جمله مي‏توانست به آوردن ضمير اكتفاء كند ، ولي نكرده ، و مجددا كلمه يوم الدين را آورد تا بزرگي آن روز را تاكيد كند . ترجمة الميزان ج : ۲۰ص :۳۷۳


جایى که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) با آن آگاهى وسیع از قیامت و علم فوق العاده او نسبت به مبداء و معاد، حوادث آن روز بزرگ و اضطراب و وحشت عظیمى را که بر آن حاکم است به خوبى نداند تکلیف بقیه روشن است .

این سخن بیانگر این واقعیت است که ابعاد حوادث هولناک قیامت آنقدر گسترده و عظیم است که با هیچ بیانى قابل توصیف نیست ، و همانگونه که ما زندانیان عالم خاک از نعمتهاى بى پایان بهشت به درستى آگاه نیستیم ، از عذاب جهنم ، و به طور کلى حوادث آن روز بزرگ نیز نمى توانیم آگاه شویم .


تفسیر نمونه جلد ۲۶ صفحه ۲۳۵


۷/وَ مَا أَدْرَاك مَا الْعَقَبَةُ (۱۲) و تو چه مي‏داني كه منظور از كار دشوار چيست ؟ سوره بلد


و ما ادريك ما العقبة تعبير اينكه تو نمي‏داني ، كنايه است از عظمت شان عقبه ، همانطور كه اين تعبير در هر جا همين معنا را افاده مي‏كند . مراد از عقبه ، خود آزاد كردن است ، كه عملي از اعمال آدمي است.تفسیر المیزان


به اين ترتيب اين گردنه صعب العبور را كه انسانهاى ناسپاس هرگز خود را براى گذشتن از آن آماده نكرده‏اند ، مجموعه‏اى است از اعمال خير كه عمدتا بر محور خدمت به خلق و كمك به ضعيفان و ناتوانها دور مى‏زند ، و نيز مجموعه‏اى از عقائد صحيح و خالص است كه در آيات بعد به آن اشاره شده .


و به راستى گذشتن از اين گردنه با توجه به علاقه شديدى كه غالب مردم به مال و ثروت دارند كار آسانى نيست.


اسلام و ايمان با ادعا و گفتار حاصل نمى‏شود ، بلكه در برابر هر فرد مسلمان و مؤمن گردنه‏هاى صعب العبورى است كه بايد از آنها ، يكى بعد از ديگرى.تفسير نمونه ج : ۲۷ص :۲۷


۸/ وَ مَا أَدْرَاك مَا الطارِقُ‏(۲) و تو چه مي‏داني كه طارق چيست؟ سوره طارق


طارق را تفسير كرده به نجم ، يعني ستاره كه در شب طلوع مي‏كند .


و جمله و ما ادريك ما الطارق امر آن را بزرگ داشته ، مي‏فهماند كه به چيز بزرگي سوگند ياد كرده . گويا وقتي فرموده : تو نمي‏داني كه طارق چيست ! شخصي پرسيده : چيست ؟ فرموده : النجم الثاقب . ترجمة الميزان ج : ۲۰ص :


۴۲۹


طارق از ماده طرق ( بر وزن برق ) به معنى كوبيدن است ، و راه را از اين جهت طريق گويند كه با پاى رهروان كوبيده مى‏شود ، و مطرقه به معنى پتك و چكش است كه براى كوبيدن فلزات و مانند آن به كار مى‏رود.


و از آنجا كه درهاى خانه‏ها را به هنگام شب مى‏بندند ، و كسى شب وارد مى‏شود ناچار است در را بكوبد ، به اشخاصى كه در شب وارد مى‏شوند طارق گويند.


امير مؤمنان على (عليه‏السلام‏) در باره اشعث بن قيس منافق كه شب هنگام به در خانه آن حضرت آمد و حلواى شيرينى با خود آورده بود كه به پندار خام خويش قلب على (عليه‏السلام‏) را به خود متوجه سازد تا در ماجرائى به نفع او حكم كند مى‏فرمايد : و اعجب من ذلك طارق طرقنا بملفوفة فى وعائها : و از اين شگفت‏انگيزتر داستان كسى است كه شب هنگام ، در خانه را كوبيد و بر ما وارد شد ، در حالى كه ظرف سرپوشيده پر از حلواى لذيذ با خود آورده بود .


اما قرآن خودش در اينجا طارق را تفسير كرده ، مى‏گويد : اين مسافر شبانه ، همان ستاره درخشانى است كه بر آسمان ظاهر مى‏شود و بقدرى بلند است كه گوئى مى‏خواهد سقف آسمان را سوراخ كند ، و نورش بقدرى خيره كنندهاست كه تاريكيها را مى‏شكافد و به درون چشم آدمى نفوذ مى‏كند ( توجه داشته باشيد كه ثاقب از ماده ثقب به معنى سوراخ كردن است).


در اينكه آيا منظور ستاره معينى است مانند ستاره ثريا ( از نظر بلندى و دورى در آسمان ) يا ستاره زحل ، يا زهره يا شهب ( از نظر روشنائى خيره كننده ) يا اشاره به همه ستارگان آسمان است ؟ تفسيرهاى متعددى در اينجا گفته شده،


ولى با توجه به اين كه در آيات بعد آن را به نجم ثاقب ( ستاره نفوذ كننده ) تفسير كرده است معلوم مى‏شود منظور هر ستاره‏اى نيست بلكه ستارگان درخشانى است كه نور آنها پرده‏هاى ظلمت را مى‏شكافد و در چشم آدمى نفوذ مى‏كند .تفسير نمونه ج : ۲۶ص :۳۶۱


۹/وَ مَا أَدْرَاك مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(۲) و تو چه مي‏داني شب قدر چيست ؟ سوره قدر


و ما ادريك ما ليلة القدر اين جمله كنايه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش ، چون با اينكه ممكن بود در نوبت دوم ضمير ليلة القدر را بياورد ، خود آن را تكرار كرد .



واضح‏تر بگويم ، با اينكه مي‏توانست بفرمايد : و ما ادريك ما هي ، هي خير من الف شهر براي بار دوم و بار سوم خود كلمه را آورد و فرمود : و ما ادريك ما ليلة القدر


ترجمة الميزان ج : ۲۰ص :۵۶۳


در آيه بعد براى بيان عظمت شب قدر مى‏فرمايد : تو چه مى‏دانى شب قدرچيست ؟ ( و ما ادراك ما ليلة القدر).و بلافاصله مى‏گويد : شب قدر شبى است كه از هزار ماه بهتر است ( ليلة القدر خير من الف شهر).


اين تعبير نشان مى‏دهد كه عظمت اين شب به قدرى است كه حتى پيغمبر اكرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) با آن علم وسيع و گسترده‏اش قبل از نزول اين آيات به آن واقف نبود .تفسير نمونه ج : ۲۷ص :۱۸۳


۱۰/وَ مَا أَدْرَاك مَا الحُْطمَةُ(۵) و تو چه مي‏داني كه حطمه چيست ؟ سوره همزه


و كلمه حطمة ( بر وزن همزه و نيز بر وزن لمزه و نكحة و ضحكة ) صيغه مبالغه است ، و مبالغه در حطم ( شكستن ) را مي‏رساند ، البته به معناي خوردن هم استعمال شده ، و اين كلمه يكي از نامهاي جهنم است چون جمله نار الله الموقدة آن را به آتش جهنم تفسير كرده .


و معناي آيه اين است كه : نه ، او اشتباه كرده ، مال دنيايش جاودانش نمي‏سازد ، سوگند مي‏خورم كه به زودي مي‏ميرد و در حطمه‏اش پرت مي‏كنند .


و ما ادريك ما الحطمة و تو نمي‏داني حطمه چه حطمه‏اي است ؟ ! اين جمله تعظيم و هول انگيزي حطمه را مي‏رساند . ترجمة الميزان ج : ۲۰ص :۶۱۷


حطمه صيغه مبالغه از ماده حطم به معنى درهم شكستن چيزى است ، و اين نشان مى‏دهد كه آتش سوزان دوزخ به شدت اعضاى آنها را درهم مى‏شكند ، ولى از بعضى از روايات استفاده مى‏شود كه حطمه نام تمام جهنم نيست بلكه نام بخش فوق العاده سوزانى از آن است.


فهم اين معنى كه آتش به جاى سوزاندن ، اعضا را درهم بشكند شايد در گذشته مشكل بود ، ولى امروز كه مساله شدت تاثير امواج انفجار بر همه ما واضح شده كه چگونه ممكن است امواج ناشى از يك انفجار مهيب نه تنها انسانها بلكه ميله‏هاى محكم آهن و ستونهاى عظيم ساختمانها را درهم بشكند مطلب عجيبى نيست. تفسير نمونه ج : ۲۷ص :۳۱۶


۱۱/وَ مَا أَدْرَاك مَا سجِّينٌ‏(۸) و تو چه مى‏دانى سجين چيست ؟ سوره مطففین


و منظور از سجين كتاب جامعى است كه نامه اعمال همه انسانها به طور مجموعى در آن گرد آورى شده ، و به تعبير ساده مانند دفتر كلى است كه حساب هر يك از بستانكاران و بدهكاران را در صفحه مستقلى در آن ثبت مى‏كنند ، منتها از اين آيات و آيات بعد استفاده مى‏شود كه اعمال همه بدكاران در يك كتاب بنام سجين و اعمال همه نيكوكاران و ابرار در يك كتاب ديگر بنام عليين جمع آورى مى‏شود .


سجين از ماده سجن به معنى زندان و حبس گرفته شده ، و معانى مختلفى دارد : زندان سخت و شديد ، هر موجود صلب و محكم ، وادى بسيار هولناكى در قعر جهنم ، محلى كه نامه‏هاى اعمال بدكاران در آنجا گذارده مى‏شود و آتش دوزخ.


طريحى در مجمع البحرين در ماده سجن مى‏گويد : و فى التفسير هو كتاب جامع ديوان الشر دون الله فيه اعمال الكفرة و الفسقة من الجن و الانس : در تفسير آمده است كه سجين كتابى است جامع ديوان بديها كه خداوند اعمال كافران و فاسقان جن و انس را در آن تدوين كرده است ( طريحى روشن نساخته كه منظور از اين تفسير كدام تفسير است ، از معصوم است يا از غير او).


قرائنى كه اين معنى را تاييد مى‏كند عبارت است از:


۱ -تعبير به كتاب در قرآن مجيد در اينگونه موارد غالبا به معنى نامه اعمال است.


۲ -آيه اخير كه به صورت تفسير براى سجين ذكر شده مى‏فرمايد آن كتابى است رقم زده شده ، و اينكه بعضى آيه را تفسير سجين نگرفته‏اند مسلما بر خلاف ظاهر است.


۳ -بعضى گفته‏اند كه سجين و سجيل يك معنى دارد ، و مى‏دانيم سجل ( به كسر سين و جيم و تشديد لام ) به معنى كتاب بزرگ است .


۴ -از آيات ديگر قرآن استفاده مى‏شود كه اعمال انسان در چند كتاب ثبت و ضبط مى‏شود ، تا به هنگام حساب هيچگونه عذر و بهانه‏اى براى هيچكس باقى نماند.تفسير نمونه ج : ۲۶ص :۲۵۵


مراد از كلمه (سجين ) چيزى است كه مقابل و مخالف (عليين ) باشد، و چون معناى عليين علو روى علو ديگر و يا به عبارتى علو دو چندان است، معلوم مى شود منظور از سجين هم سفلى روى سفلاى ديگر، و يا به عبارتى پستى دو چندان و گرفتارى در چنان پستى است ،و جمله (و ما ادريك ما سجين ) چيز تازه اى ندارد، جز اينكه مى خواهد مردم را از سجين بترساند، و بفهماند آنقدر سخت است كه با زبان بشرى نمى توان معرفيش كرد. تفسیر المیزان


۱۲/ وَ مَا أَدْرَاك مَا عِلِّيُّونَ‏(۱۹) و تو چه مى‏دانى عليين چيست ؟! سوره مطففین


عليين جمع على ( بر وزن ملى ) در اصل به معنى مكان بالا يا اشخاصى است كه در محل بالا مى‏نشينند ، و به ساكنان قسمتهاى مرتفع كوهها نيز اطلاق شده است ، و در اينجا جمعى آن را به معنى برترين مكان آسمان يا برترين مكان بهشت تفسير كرده‏اند .بعضى نيز گفته‏ اند كه ذكر آن به صيغه جمع به خاطر تاكيد است و به معنى علو فى علو يعنى بلندى در بلندى مى‏باشد.


به هر حال شبيه همان دو تفسير كه در آيات سابقه در باره سجين داشتيم در اينجا نيز صادق است.


نخست اينكه منظور از كتاب الابرار نامه اعمال نيكان و پاكان و مؤمنان است ، و هدف بيان اين نكته است كه نامه اعمال آنها در يك ديوان كل كه بيانگر تمام اعمال مؤمنان است قرار دارد ، ديوانى كه بسيار بلند مرتبه و والامقام است.


يا اينكه نامه اعمال آنها بر فراز آنها در شريفترين مكان ، يا بر فراز بهشت در بلندترين مقام جاى دارد ، و همه اينها نشان مى‏دهد كه مقام خود آنها فوق العاده بلند و والا است .


در حديثى مى‏خوانيم كه پيغمبر اكرم (صلى‏ الله ‏عليه‏ وآله ‏و سلّم‏) فرمود : منظور از عليين آسمان هفتم و زير عرش خدا است.


و اين درست نقطه مقابل نامه اعمال فجار است كه در پست‏ترين محل يا پائين‏ترين طبقات دوزخ قرار گرفته.


تفسير ديگر اينكه كتاب در اينجا به معنى سرنوشت و حكم قطعى الهى است كه مقرر داشته نيكان در اعلى درجات بهشت باشند.


و البته جمع ميان اين دو تفسير نيز ممكن است كه هم نامه اعمال آنها در يك ديوان كل قرار دارد ، و هم مجموعه آن ديوان بر فراز آسمانها است و هم فرمان الهى بر آن قرار گرفته كه خودشان در بالاترين درجات بهشت باشند.


سپس براى بيان اهميت و عظمت عليين مى‏افزايد : تو چه مى‏دانى عليين چيست ( و ما ادراك ما عليون).


اشاره به اينكه مقام و مكانى است برتر از خيال و قياس و گمان و وهم كه هيچكس حتى پيغمبر اكرم (صلى‏ا لله‏ عليه‏ وآله ‏و سلّم‏) نيز نمى‏تواند ابعاد عظمت آن را دريابد.


سپس خود قرآن به توضيح بيشتر پرداخته ، مى‏افزايد : عليين نامه‏اى است رقم زده شده ( كتاب مرقوم ) .


اين بنابر تفسيرى است كه عليين را به معنى ديوان كل نامه اعمال ابرار معرفى مى‏كند ، و اما بنابر تفسير ديگر معنى آيه چنين است : اين سرنوشت حتمى است كه خداوند در باره آنها رقم زده كه جايگاهشان برترين درجات بهشت باشد ( بنا بر اين كتاب مرقوم تفسيرى است بر كتاب الابرار نه بر عليين ( دقت كنيد).تفسير نمونه ج : ۲۶ص :۲۷۲


آنچه براى ابرار مقدر شده، و قضايش رانده شده، تا جزاى نيكوكاريهاى آنان باشد، در عليين قرار دارد، و تو اى پيامبر! نمى دانى عليين چيست، امرى است نوشته شده، و قضايى است حتمى و مشخص و بدون ابهام.


مفسرين در اين آيات سخنانى دارند، همچنان كه در آيات قبل داشتند، چيزى كه هست در اين آيه در خصوص كلمه (عليين ) اين را هم گفته اند كه : معنايش آسمان هفتم است، كه در تحت عرش قرار دارد، و منزلگاه ارواح مؤمنين است. و نيز گفته اند: عليين همان سدره المنتهى است، كه اعمال بدانجا منتهى مى شود.


بعضى ديگر گفته اند: لوحى است از زبرجد آويزان، در تحت عرش كه اعمال بندگان در آن نوشته شده.


بعضى ديگر گفته اند: مراتب عاليه اى است كه محفوف به جلالت است. اشكالى كه به اين سخنان وارد است همان اشكالى است كه درباره اقوال وارده در خصوص آيات گذشته كرديم و گفتيم كه هيچ دليلى بر هيچ يك از اين اقوال نيست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار