کد خبر: 493007
تاریخ انتشار: ۰۴ آبان ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰
چند و‌چون نقش‌آفريني در مجموعه ديوار درگفتگوي «جوان» با ‌امير حميدزاده
محدثه‌السادات ميرفندرسكي
امير حميدزاده در نقش حسام بان، يكي از اقوام جميل و همباندي‌هاي او اين بار سومين تجربه خود را پس از سريال‌هاي «تا ثريا» و «چك برگشتي» با سيروس مقدم رقم زد. البته تجربه موفقي نيز بود. نكته جالب توجه درباره نقش‌هايي كه حميدزاده آنها را به تصوير كشيده اين است كه در تمامي اين سه، نقش‌كاراكترهاي خلاف و تا حدودي خاكستري را ايفاگر بوده است.

آقاي حميدزاده تا به حال در چه كارهايي به عنوان بازيگر حضور داشتيد؟ 

در كارهايي چون «تا ثريا»، «چك برگشتي» و «ديوار» به كارگرداني آقاي مقدم حضور داشتم. 

چه اتفاقي پاي شما را به حيطه هنر كشاند؟ 

علاقه‌ام به بازيگري پاي مرا به اين حرفه باز كرد. در سال ۸۲ وارد اين حيطه شدم، البته نبايد تشويق‌هاي پدر و مادرم را در اين زمينه ناديده گرفت. 

چطور شد كه براي نقش حسام بان انتخاب شديد؟ 

سعيد نعمت‌الله حساسيت خاصي روي انتخاب بازيگران داشت و طي صحبت‌هايشان با آقاي مقدم من براي نقش حسام بان انتخاب شدم. به هر ترتيب در دو كار قبلي آقاي مقدم نيز حضور داشتم و با اين گروه آشنا بودم. 

تا به حال نقش‌هايي كه از شما ديده‌ايم به نوعي منفي بوده‌اند. اين علاقه باطني خودتان است؟ 

ما چيزي به نام نقش منفي، سياه و سفيد نداريم بلكه خاكستري‌اند. هر سه اين نقش‌ها به من پيشنهاد شده بود و من هيچ وقت براي انتخاب نقش‌هايم سفيد يا سياه مطلق را در نظر نمي‌گيرم، من بازيگرم و هر نقشي كه پيشنهاد شود را بايد به نحو احسن ايفا كنم. در كل در اين نقش‌ها خيلي جنب و جوش و تحرك هست كه در اين كارها بايد ديالوگ‌ها را جا‌به‌جا كنيد كه خداي نكرده به كسي برنخورد در كل حساسيت بالايي دارد. 

حسام بان خلافكاري بود كه علاوه بر نسبت فاميلي‌اي كه با جميل داشت، عضو باند او نيز بود. چقدر اين كاراكتر به خودتان نزديك بود؟ 

اين نقش هيچ شباهتي به من نداشت. او فردي است كه از جامعه محروم مانده و به او هيچ كمكي نشده. واقعاً من اين نقش را در جامعه ديده‌ام. 

چقدر اين نقش را درك كرديد؟ 

بايد بگويم تمام افرادي كه در باند جميل حضور داشتند، با افراد خلافكار در ارتباط بودند. ما روزهاي ابتدايي كه براي تحقيق پيرامون اين نقش‌ها به اداره آگاهي رفته بوديم افرادي را ديديم كه واقعاً معتقد بودند اگر چهار سال به زندان بيفتند، در حقيقت چهار سال از زندگي عقب افتاده‌اند! و اين برايمان واقعاً تعجب آور بود. 

در مورد ساير نقش‌هايتان ما به ازاي بيروني‌شان را ديده بوديد؟ 

در «چك برگشتي» نقش يك نزول‌خور را بازي كردم. ولي معنويت كار در سريال «ديوار» خيلي فرق داشت. زماني كه جميل به زندان مي‌افتد، حسام بان خودش را از جامعه محروم مي‌ديده چونكه مراد او جميل بوده و درست زماني كه جميل از زندان آزاد مي‌شود، اولين فردي كه او را مي‌بيند حسام بان است و در بخشي از ديالوگ‌هايش به جميل مي‌گويد از وقتي كه شما به زندان رفتي كرك و پر ما ريخت و چون كسي را نداشتم به دله دزدي(دزدي‌هاي بي‌ارزش) روي آوردم. شايد بتوان گفت كه جميل براي او يك مراد است. ضمن اينكه نقش حسام بان بر اساس واقعيت نوشته شده بود. من در بازي‌ام از لهجه خاصي استفاده نكردم فقط به اين دليل كه نمي‌خواستيم به قوم خاصي توهين شود. 

يك طوري مي‌توان گفت كه دزدي در اين خانواده مرسوم بوده؟ 

حسام بان به همراه زن و بچه‌هايش دزدي مي‌كند. آنها از بچگي بچه‌ها را براي دزدي پرورش مي‌دهند. انواع و اقسام دزدي‌ها در گروهي كه حسام بان در آن فعاليت مي‌كند رايج است. به گونه‌اي كه بالاترين دزدي براي اين خانواده يك افتخار است و حسام بان دزدي را يك افتخار مي‌داند. 

همانطور كه اشاره كرديد، حسام بان درست برعكس جميل دزدي را يك افتخار مي‌داند! 

بله، جميل در بخشي از ديالوگ‌هايش به حسام بان مي‌گويد فردي كه اهل دود باشد، زنش را كتك بزند، در باند من جايي ندارد و از خانواده من نيست. اگر جامعه به افرادي مانند حسام بان بدي‌اي نكرده باشد، اين افراد مي‌توانستند زندگي بهتر از اين داشته باشند. 

چقدر با قلم سعيد نعمت‌الله ارتباط برقرار كرديد؟ 

صادقانه مي‌گويم كه ايشان از ابتدا تا انتهاي تصويربرداري سر صحنه بودند. ايشان تنها نويسنده‌اي هستند كه محافظ كارهايشان هستند. مثل خيلي از نويسنده‌ها نيستند كه فيلمنامه را به صورت متني سر صحنه بفرستند. حتي غلط‌گيري كارهايشان را به كارگردان يا منشي صحنه واگذار نمي‌كنند. علاوه بر اين آقاي نعمت‌الله روي لحن گويش ديالوگ‌ها نيز تأكيد بسياري داشتند. شايد برايتان جالب باشد در اين بين تنها فردي كه اجازه بداهه‌گويي داشت، من بودم. 

بخشي از سريال «ديوار» را صحنه‌هاي اكشن تشكيل داده بود، شما در اين صحنه‌ها حضور داشتيد؟ 

بله، در سكانس دزدي از صرافي بودم. ولي در كل يادم است در صحنه چپ كردن ماشين نزديك بود كه يكي از دستياران آقاي گل سفيدي از بين بروند كه خدا را شكر اين اتفاق نيفتاد. 

همكاري با سيروس مقدم چقدر به تجربيات‌تان اضافه كرد؟ 

سيروس مقدم و سعيد نعمت‌الله در مورد انتخاب بازيگرانشان به شناخت كاملي رسيده‌اند و بر اساس روحيات من براي اين نقش مرا انتخاب كردند، بايد بگويم كه ايشان به من اعتماد كردند.
از نكته‌هاي خوبي كه در مورد شخصيت حسام بان به چشم مي‌خورد، گريم و لباس او بود.
درست است. يك شب با عجله بايد از دفتر آقاي مقدم به منزلم مي‌رفتم و بنابر فشردگي كار بايد توسط موتور مي‌رفتم. فرصتي نبود كه لباس‌هايم را عوض كنم، ناگهان در بين مسير كلانتري تجريش مرا گرفت و گفت كه شما دزدي! و اين را مديون هنر طراح صحنه‌مان بودم كه آنقدر لباس من به واقعيت نزديك بود كه حتي دوستانمان در نيروي انتظامي ما را به عنوان دزد دستگير كردند، در همين بين خوشبختانه آقاي سردار احمدي ما را شناختند و به سايرين گفتند كه اينها بازيگرند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار