کد خبر: 492643
تاریخ انتشار: ۰۱ آبان ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۱
با آنكه اين روزها تلويزيون به دليل همه‌گيرشدنِ سريال‌هاي فارسي‌زبانِ ماهواره‌اي و برنامه‌ها و شبكه‌هاي برون‌مرزي از روزهاي اوج دورافتاده هنوز برگِ برنده قدرتمندي دارد كه مي‌تواند هر از گاهي رو كند. اين برگ برنده، كارگرداني است به نام «سيروس مقدم» كه گرچه سال‌هاست براي رسانه ملي، مجموعه‌هاي تلويزيوني مي‌سازد اما طي سال‌هاي اخير چنان موفق بوده كه حتي عامه مردم كه سريال‌ها را به اعتبار هنرپيشه‌هاي مشهورش مي‌شناسند و بر آن اساس طبقه‌بندي مي‌كنند، ديگر نام «سيروس مقدم» را هم به خاطر سپرده‌اند و با شنيدن نام او، منتظر تماشاي يك سريال جنجالي ديگرند، ولي به واقع مقدم چگونه به اين درجه از اعتبار و شهرت رسيد؟ چرا ناگهان كارگرداني كه تا يك دهه پيش، كمتر كسي او را مي‌شناخت، ناگهان اين‌گونه پركار و به چشم اميد تلويزيوني‌ها تبديل شد؟ 

براي دستيابي به چنين جايگاهي، مي‌توان دو دليل اصلي آورد: نخست آنكه مقدم ذائقه و سليقه مردم را در سال‌هاي اخير خوب شناخت و درك كرد كه آنها چگونه داستان‌هايي را با كدام خط روايي مي‌پسندند و دوم، او در ساختار فني و كيفي سريال‌هاي تلويزيوني تغيير و تنوعي اساسي ايجاد كرد كه تا پيش از او كمتر كسي دست به چنين ريسكي زده بود. البته مي‌توان دليل سومي هم به موفقيت‌هاي آقاي كارگردان افزود و آن اين‌كه مقدم با پايين‌آوردن زمان و هزينه توليد مجموعه‌هاي تلويزيوني، سريال‌سازي را براي سازمان مقرون به صرفه و نگراني آنها را از خالي ‌ماندن آنتن در هر زمان و مناسبتي رفع كرد. بررسي جداگانه هر يك از اين سه دليل، خالي از لطف نيست. 

از نرگس تا ثريا 

تاريخ نشان داده تماشاگران حرفه‌اي تلويزيون در ايران، علاقه عجيبي به سريال‌هاي خانوادگي و ملودرام‌هاي اجتماعي دارند. از زماني كه مجموعه تلويزيوني «آينه» در دهه ۶۰ با اقبال روبه‌رو شد تا سريال مناسبتي «نيمه پنهان ماه» به كارگرداني «مجيد جعفري» در دهه ۷۰ و پس از آن آثاري مثل «پدرسالار» (اكبر خواجويي) و «زيرِ تيغ» (محمدرضا هنرمند) در سال‌هاي ۷۲ و ۸۵ همه و همه جزوِ مجموعه‌هاي خيابان‌خلوت‌كن بودند. در اين حيص و بيص، سريالي از تلويزيون پخش مي‌شد كه به سرعت توانست توجه مخاطبان تلويزيون را به خود جلب كند و آغازي باشد براي پخش آثار متفاوت در تلويزيون. «پليس جوان» در زمان خود، جزو كارهاي ماندگار تلويزيون بود كه حتي ستاره خوش‌آتيه‌اي مثل «شهاب حسيني» را به سينما و تلويزيون ايران معرفي كرد. سيروس مقدم، كارگردان آن مجموعه، در قالب يك داستان پليسي، توانسته بود به خانه‌هاي مردم عادي وارد شود و قصه‌هايي از جنس خود آنها برايشان بگويد. او پس از «پليس جوان»، اين روند را در تمام آثار آتي‌اش ادامه داد، به علاوه آن كه در داستان‌هاي بعدي، چاشني غم، عشق، دين و عرفان، خشونت و خيانت را نيز افزود تا بتواند طيف گسترده‌اي از تماشاگران مختلف را با انواع سليقه‌ها مجذوب آثارش كند و در اين مهم، موفق هم شد.
 
مجموعه تلويزيوني «نرگس» با وجود ضعف و حاشيه‌هايي كه داشت، به خاطر خط اصلي داستان و شخصيت‌پردازي ماهرانه‌اش تا آن حد گُل كرد و ناگهان نام «پوپك گلدره» را سرِ زبان‌ها انداخت. در «اغما» عبور از خط قرمزهاي معنوي مانند دوزخ، برزخ، بهشت و ارائه تصاوير مردم‌پسند از ملائكه بود كه آن را ماندگار كرد. «پايتخت» و «تا ثريا» نيز هر كدام ويژگي‌هاي مشابهي براي جذب مخاطب داشتند. مجموعه نوروزي «پايتخت»، با دو رويكرد طنز و تراژدي، هر تماشاگر عام و خاصي را راضي كرد و «تا ثريا» با وجود تلخي بيش از حد، از پربيننده‌ترين تماشاگران سال‌هاي اخير جعبه جادويي بودند. سيروس مقدم با هر سريالي كه مي‌ساخت، اعلام مي‌كرد حرفِ تازه‌اي براي گفتن دارد. 

دوربين نَه، نزديك‌بين 

سبك كارگرداني و تصويربرداري در سريال‌هاي تلويزيوني هم يكي از مواردي است كه تا پيش از ورود «سيروس مقدم» به تلويزيون، در ذهنِ تماشاگران با الگويي ثابت شكل گرفته بود اما با شروع به كار اين كارگردان، ناگهان استانداردها و قواعد مرسوم به هم ريخت و نه تنها او، كه ناگهان بسياري از مجموعه‌سازان تلويزيوني، به سبك تازه‌اي از كارگرداني رو آوردند كه مي‌توان از آن با عنوان «سبك سيروسيم» ياد كرد. بيشترين و مهم‌ترين نكته در اين سبك، شيوه استفاده از دوربين براي ثبت تصاوير است. سيروس مقدم غير از دو يا سه كار نخست خود كه به شيوه كلاسيك و با قاب‌هاي ثابت و بي‌حركت تصويربرداري و پخش شد، ناگهان از جايي به بعد تغيير سبك داد و در باقي ساخته‌هايش دوربين را از روي پايه و تراولينگ برداشت و در دستان تصويربردارش گذاشت تا از اين پس آزادانه بتواند تصاوير دلخواهش را بگيرد. اين تغيير تكنيكي، دو دستاورد مهم براي مقدم به همراه داشت: يكم اينكه كارگردان ديگر مجبور نبود درگير و نگرانِ راكوردهاي حركتي بازيگران يا ورود و خروج‌هاي بي‌موقع و ناهماهنگ آنها در كادر باشد. ضمن اينكه تصويربرداري دوربين روي دست، به دليل تداوم ضبطِ يك سكانس، سبب ارتقاي كيفي بازي‌ها و تناسب حسي بازيگران در آثار او شد. 

دوم آنكه مقدم در آثار اخيرش از دوربين بيشتر به جاي يك ابزار نزديك‌بين استفاده كرد و هرچند كه اين كار او با انتقادات تند و مخالفت‌هاي شديد منتقدان روبه‌رو شد، ولي از سوي اغلب مخاطبان عام، به خصوص جوان‌ترهاي آوانگاردپسند مورد استقبال قرار گرفت. او در اين شيوه نوظهور (در كشور ما البته)، تصويربردارش را وا مي‌داشت تا جايي كه تصوير ناواضح نشود، دوربين را به اشيا و افراد نزديك كند و همه چيز را در حالتي درشت‌تر از حد واقعي و به نوعي اغراق‌آميز نشان دهد. اين شگرد تازه همراه بود با انتخاب زاويه و كادرهاي عجيب و غيرمعمول در ساخته‌هاي مقدم. مجموعه‌هاي «اغما»، «تا ثريا»، «پايتخت» و «ديوار» مهم‌ترين آثار او با اين سبك تصويربرداري هستند. با آن‌كه مقدم خود بنيانگذار اين سبك بود، چنين شيوه‌اي به سرعت در تلويزيون باب شد و كارگردان‌هاي ديگري نيز از آن بهره بردند. 

سرعت زياد و مخاطب پرحجم 

بودجه و زمانِ مناسب براي تهيه و توليد برنامه‌هاي تلويزيوني، به خصوص اگر سريال‌هاي طولاني باشد، هميشه يكي از حياتي‌ترين مسائل توليدكنندگان و مديران صدا و سيما بوده و هست. طبيعي است كه به دليل حجم فشرده، زحمتِ فراوان و زمانِ بالاي چنين كارهايي، مديران توليد و تهيه‌كنندگان ترجيح مي‌دهند كار را به دست كساني بسپرند كه در كمترين زمان، پرتماشاگرترين برنامه را تحويل آنها دهد. اين از ويژگي‌هاي بارز كارگرداني «سيروس مقدم» است؛ مردي كه گرچه به ندرت از روي صندلي كارگرداني‌اش برمي‌خيزد، اغلب ساخته‌هايش در رده پربيننده‌ترين محصولات سيما قرار مي‌گيرند. رمز اين سرعت در توليد، هيچ ربطي به همكاري با عوامل و بازيگران حرفه‌اي و كاربلد ندارد. در واقع آنچه سبب مي‌شود مقدم هميشه گزينه نخست مديران شبكه‌ها براي پركردنِ آنتن باشد، آشنايي او ابزار لازم و مؤثر در پيشرفت هرچه سريع‌تر و بهتر كار و توانايي‌اش در به كارگيري آنهاست. ضمن اين‌كه براي ساختِ مجموعه‌هاي تلويزيوني، مي‌توان هميشه روي حضور و همكاري مقدم حساب كرد. 

او حالا ديگر به آچار فرانسه محبوب تلويزيوني‌ها تبديل شده. مردي كه در تمام فصول سال، آمادگي دارد تا سريالي را در كوتاه‌ترين زمان توليد كرده و روي آنتن بفرستد، آن هم با ضمانتِ موفقيت و جذبِ گسترده تماشاگر. از نوروز گرفته تا محرم و ماه رمضان و دهه فجر و هفته فلان و بهمان، سيروس مقدم سريال‌هايي با موضوع و محتواي مربوطه مي‌سازد و برنامه شبكه‌ها را تأمين مي‌كند. هرچند كه اين ريتم تند، گاهي كار دستش مي‌دهد و گاف‌هاي ناجور و غيرقابل‌ توجيهي سر از كارهايش درمي‌آورند، ولي گويا ديگر تماشاگران هم به اين گاف‌ها عادت كرده‌اند و اصلاً اگر سريالي از مقدم ببينند و در آن اِشكال و اشتباهي نيابند، آن سريال برايشان لذت‌بخش نخواهد بود و راضي‌شان نمي‌كند. تمام آثاري كه مقدم در سال‌هاي اخير روانه آنتن كرده، بازده‌هاي مادي، معنوي و فرهنگي موفقيت‌آميزي براي او، عواملش و شبكه پخش‌كننده داشته‌اند؛ چراكه اين سريال‌ساز متبحر، رگِ خواب تهيه‌كنندگان را يافته و مجموعه‌اي را كه براي رسيدن به كيفيت مطلوب بايد با وسواس و زمانِ كافي كارگرداني شود، در زماني كوتاه با بازيگران مشهور، لوكيشن‌هاي دشوار، تصويربرداري‌هاي خاص و جلوه‌هاي ويژه منحصر به فرد مي‌سازد و در نظرگرفتنِ همه اين شرايط، يك نتيجه مهم براي سرمايه‌گذار مجموعه دارد؛ ساختِ سريال ارزان تمام مي‌شود اما سود هنگفتي نصيب كارگردان و شركاي ديگر مي‌كند. اين‌گونه است كه نام «سيروس مقدم»، امروز در صدرِ انتخاب هر شبكه و مدير و تهيه‌كننده‌اي قرار دارد و هر جا سخن از اعتبار (و بازگشتِ سرمايه) است، نامِ «سيروس مقدم» مي‌درخشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار