
مجيد مجيدي در چند روز گذشته باب جديدي از فعاليتهاي فرهنگي را پيش روي هنرمندان ايراني باز كرد. اين كارگردان برجسته كشورمان در سخنرانياي كه در اجلاس عدالت و برابري در شهر استانبول تركيه داشت، حرفهايي زد كه شايد تاكنون چندين و چند بار از زبان مقامات كشوري و مسئولان دولتي شنيدهايم، اما بيان آن از زبان يك كارگردان و سينماگر بسيار جالب و در عين حال تأثيرگذار بود.
مجيد مجيدي در يك سخنراني كوتاه به چندين مورد اساسي درباره مسائل روز جهان و به خصوص امت اسلامي اشاره كرد؛ مسائلي كه هم اكنون جهان اسلام را در برگرفته است و تأثيرات آن در اكثر كشورهاي جهان به وضوح ديده ميشود. مباحثي مانند توهين به پيامبر (ص)، بحران سوريه، انقلاب مردم مظلوم بحرين، مسئله پرونده هستهاي جمهوري اسلامي و امثالهم. اين سخنان از آن جهت تأثيرگذار بود كه مجيدمجيدي يك هنرمند است و هنرمند با همه دانشي كه از سياست و مسائل سياسي بايد داشته باشد، آلوده به سياست نيست. سياستمداران هرچقدر هم كه وجهه مردمي داشته باشند اما جنبه سياسي بودن اعمالشان بر كل رفتار آنها سايه مياندازند. از نگاه مردم سخنان يك سياستمدار شايد جذاب باشد اما به دليل تكرارهاي پياپي تأثير خود را از دست داده است. مردم تشنه شنيدن حرفهاي نو و از زبان افرادي جديد هستند.
متأسفانه در كشور ما تاكنون به چند دليل از ظرفيت هنرمندان در بيان واقعيتهاي سياسي و اجتماعي كشور كمتر استفاده شده است، ابتدا اينكه مديران فرهنگي و تصميمگيران عرصه تبليغات سياسي نظام جمهوري اسلامي، بر توان و عملكرد ابزارهاي ديگري به غير از هنر تكيه دارند، از نظر آنها ديپلماسي موفق فقط در سطح وزيران امورخارجه و ديپلماتهاي رسمي كشور معني و مفهوم پيدا ميكند و اگر قرار باشد حرف و سخني در دفاع از مواضع سياسي جهموري اسلامي گفته شود، بايد اين حرفها از مجرايي چون دولت و سخنگويان آن باشد تا ساير مردم جهان با آراي رسمي حكومت اسلامي آشنا شوند. اين برخورد شايد باعث وحدت رويه در بيان سياستها و مشي جمهوري اسلامي، كارآمد باشد، اما تكيه صرف به آنها باعث عدمتوجه به ظرفيتهاي ديگر ديپلماسي ميشود.
از سوي ديگر هنرمندان و اهالي فرهنگ و ادب، سعي ميكنند كه خود را كمتر در جريان وقايع سياسي داخلي و بينالمللي قرار دهند، آنها تاكنون به گونهاي رفتار كردهاند كه گويا علاقهشان به دخالت در مسائل كشو و منافع ملي جمهوري اسلامي در بعد بينالمللي حتي از شور و اشتياق يك فرد عادي جامعه نيز كمتر است. اين نظر كه سياست مختص اهل سياست است و شأن هنر بالاتر از دخالت در مسائل سياسي است، باعث شده تا كمتر ردپايي از هنرمندان ايراني در مسائل سياسي و اجتماعي ديده شود. امروزه مهمترين حركت اجتماعي هنرمندان ايجاد يا مشاركت در برنامههاي خيريه و كمك به نيازمندان است. شايد هم در زمان انتخابات برخي از هنرمندان فقط براي مدت كوتاهي تا رأيگيري در ستادهاي انتخاباتي حاضر شوند تا مردم را براي رأي دادن به كانديدايي خاص ترغيب كنند و دوباره به همان سكوت خود پناه ميبرند. در صورتي كه يك هنرمند با هنري كه دارد مسئوليت بالاتري نسبت به افراد عادي در قبال جامعه و ميهن خود به دوش ميكشد. اينكه هنرمندان در محافل خصوصي خود مانند جزايري دور افتاده از جامعه گرد هم بيايند و نسبت به هيچ مسئلهاي واكنش نشان ندهند نميتواند نشانهاي از تعهد هنري يك هنرمند در برابر مسئوليت اجتماعي وي باشد.
سخنان مجيد مجيدي در استانبول ميتواند نمونه بسيار خوبي از يك حركت آگاهانه باشد؛ حركتي كه برخلاف حضور هنرمندان در تبليغات انتخاباتي، جنبه حزبي و گروهي دارد و نه مانند ديالوگهاي مرسوم در ميان ديپلماتها از نوعي استاندارد و عرف رايج تبعيت ميكند. مجيدي در تركيه به راحتي از حقوق مردم سوريه گفت، بدون آنكه از واكنش سياستمداران ترك ناراحت شود. او از مسئله هستهاي دفاع كرد، بسيار راحتتر از آنكه يك مقام وزارت امورخارجه بخواهد آن را بيان كند. مجيدي كارمند رسمي وزارت امورخارجه نيست اما تأثير سخنراني چنددقيقهاياش بازتابي بيش از حضور مقامي دولتي داشت. زباني كه مجيدي با آن صحبت كرد براساس منطقي بود كه حتي دشمنان جمهوري اسلامي نيز نميتوانند به راحتي آن را نفي كنند.
هنرمندان ايراني شايد درزمينه تواناييهاي فردي و هنري چيزي از برجستهترين هنرمندان جهان كم نداشته باشند، اما در بهرهگيري از اين ظرفيتها در خدمت به منافع ملي كشورشان بسيار عقبتر از ساير هنرمندان جهاني هستند. نگاهي به سابقه فعاليتهاي هنرمندان هاليودي يا ورزشكاران برجسته امريكايي در راه كمك به پيشبرد سياستهاي دولت امريكا ميتواند نمونه بسيار خوبي از به كارگيري تمام ظرفيتها جهت رسيدن به حداكثر هدفها باشد. يك بازيگر هاليوودي در درجه اول خود را يك امريكايي ميداند كه بايد در راه منافع ملي كشورش قدم بردارد و از زمينه هنرياش به عنوان ابزاري جهت انجام بهتر وظيفه نگاه ميكند. در صورتي كه در كشور ما هنرمند در درجه اول به مفهوم هنر براي هنر دقت ميكند و سعياش در اين است كه اگر هنري دارد آن را صرف بالاتر بردن شهرت و محبوبيت خود به كار گيرد يا آن را پيلهاي كند حائل ميان جامعه ايراني و خودش تا در تنهايي، خود را وقف هنر كند، بيآنكه قدمي را در راه نظام و اهداف آن بردارد. با آنكه مجيدي تكنمونهاي از توان هنرمندان ايراني براي ورود به عرصههاي نو بود، اما ميتوان آن را به عنوان يك الگوي مناسب توسعه داد و در ميان ساير هنرمندان گسترش بخشيد تا در آينده شاهد اقدامات ساير هنرمندان در پاسداري از حريم منافع ملي باشيم.