کد خبر: 490515
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۱ - ۱۸:۰۰
بررسي نقطه نظرات كارشناسان درباره احساس خوشبختي
مختار يحيي‌پور
ظريفي مي‌گفت: «اگر ليلي و مجنون در دنياي معاصر زندگي مي‌كردند، فقط براي يك لحظه حرف زدن با يكديگر، كلي زجر نمي‌كشيدند و فقط با فشار دادن يك دكمه موبايل مي‌توانستند ساعت‌ها دور از چشم اغيار، با هم حرف بزنند، اما نتيجه‌اش اين مي‌شد كه امروز اصلاً ليلي و مجنوني در تاريخ نداشتيم!»
تكنولوژي ارتباطات، قاعدتاً بايد به انسان‌ها امكان ايجاد ارتباط بيشتر و آسان‌تر را داده باشد، اما واقعيت تلخ اين است كه انسان معاصر هر چه از وسايل ارتباط جمعي استفاده بيشتري مي‌برد، تنهاتر مي‌شود و از هر زمان ديگري تنهاتر است! درد تنهايي بشر را بايد در چه عواملي جست‌وجو كرد؟ انسان متكي بر تكنولوژي، متأسفانه از اساسي‌ترين نياز خود، يعني توانايي ايجاد رابطه با خود، جهان پيراموني و رابطه با خداوند باز مانده و گرفتار اضطراب و هراس دردناكي شده است. تنوع بهت‌آور مواد مخدر در سراسر جهان و گرفتار شدن ميليون‌ها نفر به اين مواد و مصرف حيرت‌انگيز انواع داروهاي آرام‌بخش، به خوبي نشان مي‌دهد بشر، صنعت و رفاه مادي را كه در واقع فقط وسيله رسيدن به زندگي راحت‌تر است، به جاي هدف گرفته و تمام عمر و استعداد خود را صرف چيزهايي مي‌كند كه فقط بر خستگي و تنهايي و اضطراب او مي‌افزايند. 

جامعه‌شناسان و روان‌شناسان در پي يافتن پاسخ‌هاي كاربردي براي حل اين مشكل بزرگ، تحقيقات جالبي را انجام داده و به نتايج ارزشمندي رسيده‌اند.
اين يافته‌ها به انسان‌ها كمك مي‌كنند تا در كنار رفاه ظاهري و رشد امكانات زندگي، ريشه‌هاي مشكلات روحي خود را بشناسند و بتوانند با حل آنها، به آرامش و رضايت خاطر كه منشأ خوشبختي و خلاقيت است، برسند، بدون توسل به خشونت يا خودخوري و خشم، مسائل را حل كنند، روابط خود را سرشار از شادي و رشد سازند و از تكنولوژي ارتباطات بيشترين بهره را بگيرند. روابط شاد و سازنده به انسان اين امكان را مي‌دهند كه فشارهاي رواني را به بهترين وجه ممكن، مديريت كرده و از آسيب‌هاي رواني حاصل از آنها بركنار بماند. بر خلاف تصور عامه مردم، اين مشكلات و مصائب نيستند كه انسان‌ها را دچار اختلالات رواني مي‌سازند، بلكه نداشتن مهارت براي مواجهه با آنهاست كه باعث ايجاد انواع بيماري‌هاي روحي و رواني مي‌شود. 

انساني كه مهارت‌هاي لازم براي گذران يك زندگي سرشار از فايده و شادماني را مي‌آموزد، در مديريت امور مالي و معيشتي خود دچار نوسان‌هاي شديد و آسيب‌رسان نمي‌گردد، اعضاي خانواده‌اش را مي‌شناسد و با هر يك رابطه متناسب با سن و موقعيت او برقرار مي‌سازد، علل نابساماني‌ها را درك مي‌كند و به جاي گله‌گزاري و انتقاد مخرب، در پي جلب همكاري ديگران براي حل مشكلات بر‌مي‌آيد. او به خوبي قادر است هيجانات و احساسات خود را مديريت كند و به عواطف ديگران، پاسخ مناسب بدهد. تمام تلاش او در زندگي صرف حفظ سلامت جسم و روانش مي‌گردد، زيرا خوب مي‌داند بدون داشتن چنين سلامتي، دستيابي به سعادت، ممكن نيست. او به خوبي آگاه است كه تنش‌هاي دروني، حاصل جهل انسان نسبت به مسائل گوناگون است و خوشبختي و شادماني هر كسي نسبت مستقيم با آگاهي‌هاي او دارد. 

بديهي است مهارت با دانستن فرق دارد. انسان با خواندن كتاب رانندگي، نمي‌تواند راننده شود. زندگي نيز ميدان مبارزه‌ شيرين با مشكلات و پيدا كردن پاسخ براي سؤالات بي‌شمار است، بنابراين تنها با به كارگيري اين مهارت‌هاست كه مي‌توان به نتيجه مطلوب رسيد و انباشتن ذهن از اطلاعاتي كه به كار گرفته نمي‌شوند، تنها اتلاف وقت و عمر و انرژي و خستگي جسم و روح است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار