
فروش اين فيلم در ۹ روز اول اكران به ميزان ۴۳ ميليون تومان بوده است. با آنكه اخبار ترجيح دادند ۷ ميليون تومان اضافه به فيلم بدهند و در تيتر خبري ديروز خود رقم فروش فيلم را ۵۰ ميليون تومان اعلام كنند، غلامرضا فرجي مدير پخش و بازاريابي مركز خدمات سينمايي سوره در گفتوگو با مهر از «استقبال راضي كننده» مردم از فيلم بوسيدن روي ماه خبر داد، اما خارج از تمام اين تعارفات مرسوم كه بيشتر بعد رواني كار را پوشش ميدهند، اين فيلم هيچ موفقيتي در گيشه نداشته است كه كسي بخواهد از آن راضي باشد.
هنوز يادمان نرفته كه در آخرين روزهاي سال گذشته و از ابتداي سال تيم رسانهاي پشتيبان فيلم بوسيدن روي ماه، چنان هجمه تبليغاتي به راه انداخته بودند و خود را محقترين فيلم براي اكران نوروزي اعلام ميكردند كه گويا با عدم نمايش آن مردم ايران در نوروز ۹۱ يكي از بهترين وقايع زندگيشان را از دست دادهاند. بعد از آن هم هر وقت قرار بود فيلمي در نوبت اكران قرار داده شود دوباره داد و بيداد دوستان به هوا ميرفت كه ما را بياوريد.
حتي اين تقلا كردنها در پوستر فيلم هم نمود پيدا كرد و نوشتند كه ميخواستيم در بهار بياييم و نگذاشتند و... فيلم بوسيدن روي ماه درست مانند شاگرد تنبل كلاس است كه به جاي درس خواندن فقط پررويي ياد گرفته و ادعا جمع كرده است، حالا هم درست سر جلسه امتحان وقتي نوبت به هنرنمايياش رسيده، دارد نشان ميدهد تمام منم منم گفتنهايش جز طبل تو خالي نبوده است.
وقتي تبليغات پرحجم فيلم را در سطح شهر و رسانههاي گوناگون از جمله تلويزيون ميبينيم ياد مثال معروف « مشك آن است كه خود ببويد / نه آنكه عطار بگويد» ميافتيم. اين فيلم همه حرف هايش را براي تبليغات گذاشت و هر چه عطار گفت و گفت هيچ بويي از فيلم بلند نشد كه نشد. پرداختن به موضوع دفاع مقدس خوب است و هيچ كس منكر نيت سازندگان فيلم در اداي احترام به مادران شهدا نيست اما چگونگي بيان مسئله است كه ميتواند فيلمي را در نظر مردم جذاب و قابل ديدن كند. خيلي وقتها بهترين ايدهها در بدترين نوع اجرا سوخت ميشود و كاري ميكنند كه بعد از آن هم كسي سراغ آنها نرود و برعكس يك ايده ساده ميتواند با پرداختي نو آنچنان به چشم بيايد كه تا مدتها در اذهان باقي بماند.
بهتر نبود عزيزان سازنده بوسيدن روي ماه، ادعاهايشان را در حد فيلمي كه ساختهاند نگه ميداشتند؟ اين فيلم ابتدا پيش فروش بليت داشت كه مشخصاً استقبالي از آن نشد، بعد رو به بليت نيم بها آورده است، احتمالاً بايد منتظر بليتهاي رايگان فيلم باشيم تا حداقل وقتي براي اكران بوسيدن روي ماه در سينماها هزينه ميشود، فيلم براي صندليهاي خالي اكران نشود و چند نفر به صرف رايگان بودن فيلم از وقت خود بگذرند و بيايند در سينما دوساعت احساس كسالت كنند و بروند. بوسيدن روي ماه نمونهاي از مديريت غلط دولتي در سينماي تجاري است؛ كساني كه بيحساب خرج ميكنند و فيلم ميسازند و هيچ بازگشت سرمايهاي ندارند، اما باز هم به دليل روابط سفارش ساخت فيلم جديد را ميگيرند و چرخه ناسالم فيلم در ايران را ادامه ميدهند.