
به گزارش خبرنگار ما، صبح روز يك شنبه، دوم مهرماه مرد ميانسالي به كلانتري ۱۳۴ شهرك غرب رفت و پليس را از ناپديد شدن ناگهاني پسرش باخبر كرد. وي گفت: پسرم شهباز، مدير يك شركت خدماتي است. او ظهر روز گذشته بعد از اينكه مبلغ ۵۰ ميليون تومان براي پرداخت حقوق كاركنانش در بانك واريز كرد، به طور مرموزي ناپديد شد. هرچه هم با گوشي او تماس ميگيرم جواب نميدهد تا اينكه پيامكي برايم فرستاد كه نوشته بود، تصادف كرده و در بيمارستان بستري است. او از من خواست يك ميليون تومان به حسابش واريز كنم. من بلافاصله به بيمارستاني كه گفته بود رفتم اما مسئولان بيمارستان گفتند پسرم آنجا بستري نشده است. من هم با نگراني با تلفن همراه پسرم تماس گرفتم اما خاموش بود. با دلشوره به تمام بيمارستانها سرزدم اما از او خبري نشد و حالا احتمال ميدهم اتفاق ناگواري برايش افتاده باشد.
بعد از مطرح شدن اين شكايت، پرونده به دستور قاضي در اختيار كارآگاهان مبارزه با آدم ربايي قرار گرفت. تحقيقات اوليه تيم پليسي نشان داد، دوم مهرماه دختر جواني در كرج از حساب عابر بانك پسر گمشده مقداري برداشت كرده است . بنابراين كارآگاهان بلافاصله دختر جوان را شناسايي كردند. زماني كه مأموران به خانه متهم مراجعه كردند، مادر وي گفت: دخترم شراره يك ماه است به خانه نميآيد. يك ماه پيش پسر شروري به خواستگاري دخترم آمد. بعد از تحقيق متوجه شدم خواستگار دخترم پسر خلافكاري است، بنابراين به او جواب رد دادم اما او به زور دخترم را با خودش برد و تهديد كرد اگر شكايت كنم، مرا ميكشد. من از ترس به پليس شكايت نكردم.
در بررسيهاي مأموران مشخص شد شهروز كه اوباش محلهاي در جنوب تهران است، از چندي پيش خانهاي اطراف خيابان كميل اجاره كرده و با دختر جوان زندگي مخفيانهاي را شروع كرده است.
كارآگاهان با كنترل محل تردد شهروز و شراره سرانجام هر دو را در حالي كه قصد درگيري با پليس داشتند، دستگير كردند. شراره به مأموران پليس گفت: من از حساب شهباز برداشت نكردهام و او را نميشناسم اما در بازجوييهاي بيشتر هر دو راز جنايت را برملا كردند.
شهروز در ادعايي گفت: من خواستگار شراره بودم تا اينكه متوجه شدم مقتول هم به وي علاقهمند است. چندين بار به او تذكر دادم و تهديد كردم كه فكر شراره را از سرش بيرون كند اما او دست بردار نبود. روز حادثه به شراره گفتم با وي قرار ملاقا ت بگذارد تا تكليفش را مشخص كنم. شراره با مقتول تماس گرفت و به خانه دعوتش كرد. وقتي شهباز به خانه آمد، من و برادرم -شاپور - كه پشت پرده مخفي شده بوديم، به او حمله كرديم و با دو ضربه چاقو او را مجروح كرديم. بعد از اينكه او زخمي شد مقداري قرص در آب حل كرديم و به وي خورانديم تا آرام شود.
بعد من، برادرم و شراره به خانه خواهرم در كرج رفتيم و آنجا شراره از عابر بانك مقتول مقداري پول براي خرجيمان برداشت كرد. چند روز بعد وقتي به خانه برگشتيم، شهباز جان باخته بود. جسد وي در اين چند روز به شدت متعفن شده بود و ما براي خلاصي از وي جسد را در كمد چوبي گذاشتيم و در محدوده كلانتري ۱۱۱ هفت چنار در خرابهاي كنار زبالههايي كه در حال سوخت بود، رها كرديم تا جسد هم آتش بگيرد.
در ادامه كارآگاهان وقتي به كلانتري هفت چنار مراجعه كردند، دريافتند جسد شهباز به صورت ناشناس شامگاه جمعه هفتم مهرماه هنگامي كه در حال سوختن بود، توسط پليس كشف و با دستور بازپرس كشيك ويژه قتل براي شناسايي به پزشكي قانوني منتقل شده است.
بدين ترتيب خانواده مقتول با دعوت پليس در پزشكي قانوني جسد شهباز را شناسايي كردند. پليس همزمان با بررسي اين جنايت تحقيقات گستردهاي را براي شناسايي شاپور متهم فراري آغاز كرده است.