
بدون شك هشت سال دفاع مقدس از دورههاي مهم و تأثيرگذار تاريخ اين ملت است كه خانوادههاي زيادي در زمينههاي مختلف جلو و پشت جبههها درگير آن بودهاند ازجمله خانوادههاي شهدا، جانبازان، ايثارگران و رزمندگان؛ به همين خاطر يكي ازمهمترين فاكتورهاي سلامت وتوسعه سينماي ايران، موضوعات مرتبط با دفاعمقدس است كه ميتواند كارنامه ناجور فيلمفارسيهاي مبتذل قبل از انقلاب را تا حد زيادي پاك كند و بهبود بخشد ولي متأسفانه درهمان سالهاي اول به اين قضيه پرداخته شد و بعد از آن كمكم سينماي دفاع مقدس دچار افول و كمتوجهي گشت، نميدانيم شايد براي خيليها، موضوعش قديمي وخشونتبار شده بود كه تصميم گرفتند فيلمهايي با ژانر اجتماعي و عشقهاي مثلثي، مربعي و امثالهم را به خورد جامعه بدهند كه به قول برخي آقايان سينمايي، جوانپسند و پرفروش بودند.
اين درحالياست كه سينماي غرب هنوز فيلمهاي جنگ جهاني اول و دوم را بازتوليد ميكند و براي مخاطبان قهرمانسازي و اسطورهپروري دارد. در اين ميان حتي از نحوه دفاع و مبارزه رزمندگان ما درجنگ تحميلي ايران بهره ميبرد. دكتر حسن بلخاري دراينباره ميگويد: «سينماي جنگي هاليوود سعي دارد تا درفيلمهايش بحث ايثار و شهادت را از سينماي دفاع مقدس ما اخذ نمايد و آن را به فرهنگ امريكايي منتقل كند. اينكه يك سرباز امريكايي براي عبور ديگر همرزمان فداكارانه خود را روي سيمخاردار بيندازد تا آنها از او عبور كنند يا در عين تشنگي افراد قمقمه آب را به يكديگر بدهند و غيره، چيزهايي است كه ما در جنگ هشت سالهمان به كرار داشتيم و امروز دستاندركاران هاليوودي آن را در سينماي خود به تصوير كشيدهاند.»
هرچند عوامل وابسته به ايالات متحده و همپيمانانش در ايران هميشه سينماي دفاع مقدس را نوعي جنگطلبي تلقي كرده و ضد آن فعاليت داشتهاند اما سينماي امريكا همواره براي حفظ روحيه مبارزه سربازان اشغالگرش از سينماي ما الهام ميگيرد. اين درحالي است كه برخي از كارگردانان فيلمهاي سينماي دفاع مقدس با وجود داشتن سوژههاي بكر حقيقي در اين عرصه، به تقليد از فيلمهاي هاليوودي نگاهي تخيلي وغيرواقعي به جنگ دارند. با وجود بيمهريها و كمتوجهيهايي كه به ژانر دفاع مقدس شده، همواره نگاه مردم به عنوان مخاطب تعيينكننده بوده است. چنانچه از فيلم «اخراجيها» هر چند نقاط ضعف تكنيكي هم داشت، با اقبال عمومي خوبي مواجه گرديد كه نشان داد مردم همچنان به سينماي دفاع مقدس دلبندند.
درحقيقت بايد اذعان كرد سينماي دفاع مقدس به عنوان محوريترين عرصه سينماي كشور از نظر بازگشت سرمايه قابل توجيه است كه اگر در حاشيه فيلم «اخراجيها» مباحث سياسي وتلاش شبكههاي ماهوارهاي براي تحريم سه گانه فيلم نبود، ركوردشكنيهاي عجيب وغريب «اخراجيها» با مشكل روبهرو نميشد. لذا اين مسئله برهمگان ثابت كرد سينماي دفاع مقدس داراي ظرفيت و پتانسيل بالايي درسودآوري هنرهفتم است و ميتواند كشتي به گلنشسته سينماي ملي ايران را نجات بخشد؛ البته اگرسرمايهگذاري و برنامهريزي درست و اصولي در آن لحاظ گردد.
بيشك وقتي كه كتابها و رمانهاي دفاع مقدس توانستهاند مورد استقبال بالاي عمومي قرار ميگيرند و ركورد تيراژ را درمقابل ديگر كتابها و رمانها ميشكنند، سينماي دفاع مقدس هم ميتواند در همين قد و اندازه ظهور و بروز كند؛ چنانكه هشت سال دفاع مقدس قسمت اعظمي از تاريخ زندگي اغلب ما را تشكيل داده و تمام خانوادههاي ايراني كم و بيش با اين موضوع درگير بودهاند و اگر يك فيلم بتواند آنگونه كه بايد و شايد ساخته شود، حداقل خانوادههاي شهدا، جانبازان نيروهاي مسلح، بسيجيان، آزادگان و رزمندگان را به خود جلب ميكند. به طور حتم اگر آثار اين ژانر مهم، ضعيف و سفارشي يا فاقد محتواي معنوي ساخته شود، تقصيرمخاطب نيست. براي مثال فيلم«دوئل» از نظر تكنيكي جذاب بود و هزينههاي زيادي هم برداشته بود.
همچنين تبليغات وسيعي را از رسانههاي مختلف به دنبال داشت اما محتواي فيلم آنچنان كه بايد و شايد نميتوانست روح كمالطلب مخاطبان ايراني را ارضا كند، زيرا آنها به خاطر همين روحيه به جبهه رفتند و شهيد دادند و با گوشت و پوست و استخوان خود اين مهم را لمس كردند. سينماي دفاع مقدس بايد احيا شود اما به وسيله افراد توانمند و متعهد و شايسته كه اگر اين كار بشود، اين سينما به ابزاري براي صدور پيام انقلاب و تشيع و مظلوميت مكتب شيعه تبديل خواهد شد، نه وسيلهاي براي تفريح و سرگرمي صرف كه البته هاليوود در سرگرم كردن مخاطب و ايجاد غفلت استاد است.