
اغلب مخاطبان عادي و علاقهمندان به سينما تصور دقيقي از مراكز و بخشهاي مختلف فيلمسازي در كشور ندارند. براي بسياري از آنها تفاوت زيادي نيز ميان «سينما» و «تلويزيون» وجود ندارد و بسياري از آنها تصور ميكنند همه فيلمهاي سينمايي و سريالهاي تلويزيوني در جايي واحد توليد ميشود. اما سينما و تلويزيون دو بخش كاملاً تفكيك شده از يكديگر هستند كه در هركدام نيز بخشي تخصصي به توليد آثاري خاص مشغول است. بر اساس وظايف و مأموريتهاي تقسيم شده ميان بخشهاي مختلف سينمايي قرار است بين توليدات بخشي مانند «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» با «انجمن سينماي جوانان ايران» تفاوت وجود داشته باشد.
در چنين چرخهاي قرار است «بنياد سينمايي فارابي» هم توليداتي متفاوت با اين دو بخش داشته باشد. اگر وظيفه انجمن سينماي جوانان ايران حمايت از توليد فيلمهاي آماتوري است، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي مأموريت دارد از توليد فيلمهاي نيمه حرفهاي حمايت كند و به صورت خلاصه وظيفه بنياد سينمايي هم حمايت از توليد آثار حرفهاي است. در اين ميان مؤسسات مختلفي هم وجود دارند كه وظايفي كاملاً مشخص و تعريف شده دارند. حمايت از توليد فيلمهاي ويدئويي و خريد رايت ويدئويي فيلمهاي سينمايي به عهده «مؤسسه رسانههاي تصويري» است و جايي ديگر از مجموعه سينمايي هم قرار است وظايفي پژوهشي به عهده داشته باشد.
چندي پيش در يادداشتي در همين ويژهنامه به اين مسئله اشاره كرديم كه مؤسسه رسانههاي تصويري به جاي فعاليت در محدوده تعيين شده به برگزاري جشنوارههاي مختلف سينمايي روي آورده و اين اتفاق در شرايطي رخ ميدهد كه مؤسسه و بخشي ويژه در مجموعه سينمايي قرار است مسئوليت برگزاري جشنوارههاي سينمايي را به عهده داشته باشد.
مروري بر فعاليتهاي اخير «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» نيز نشان ميدهد اين مركز هم متأسفانه به نوعي گرفتار برخي فعاليتهاي موازي شده و حتي در برخي از فعاليتها وظايف اصلي خود را فراموش كرده يا فعاليتهايي خارج از ساختار خود انجام ميدهد. به عنوان نمونه به اين اخبار كه در طول ماههاي گذشته درباره مركز منتشر شده دقت كنيد: «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي از مستندسازي زلزله مناطق شمال غرب كشور حمايت ميكند»، «معاون فرهنگي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي آمادگي مركز را براي حمايت از ۱۰طرح با موضوع شعار سال «حمايت از كار و سرمايه ايراني» اعلام كرد»، «حمايت مركز گسترش سينماي مستند و تجربي از طرحهاي مستند با موضوع فاجعه كشتار مسلمانان در ميانمار».
اين اخبار در طول ماههاي گذشته از سوي اين مركز توليد و در رسانهها هم منتشر شده است. البته رسانهها صرفاً اين اخبار را منتشر كردهاند اما هيچ گاه اين موضوع را پيگيري نكردهاند كه سرنوشت اين طرحها به كجا رسيد و چه تعداد از آنها ساخته شد؟! هرچند پرداختن به اين موضوعها ايرادي ندارد اما مركز گسترش تفاوت فراواني با يك شبكه تلويزيوني دارد و قاعدتاً مستندهايي كه اين مركز توليد ميكند بايد از جهت ماندگاري، سبك كار، نحوه پرداخت و... با گزارشهاي خبرنگاران واحد مركزي خبر تفاوت داشته باشد و صرف عجله در اعلام آمادگي براي حمايت، نبايد باعث شود چنين حركتهايي به جاي حمايتهاي اصولي و منطقي به اقداماتي تبليغاتي منجر شود.
اين مركز در ماههاي اخير به دليل توليد فيلم لاله بارها با سؤال و پرسش از سوي رسانهها مواجه شده است. مشخص نيست مركزي كه در چند ماه اخير وظيفه حمايت از فيلم اوليها را نيز به فارابي واگذار كرده چطور سراغ ساخت پروژهاي گرانقيمت رفته كه پرداختن به آن جزو وظايف ذاتي بنياد سينمايي فارابي است؟!
از همه نكات جالبتر اين است كه اين مركز در كنار فيلمسازي، حجم عظيمي از فعاليتهاي جشنوارهاي را براي خود ايجاد كرده است كه البته برخي از آنها همچون جشنواره تصوير عاشورا به مؤسسه رسانههاي تصويري واگذار شده است اما وقتي مركزي بخواهد در كنار فيلمسازي جشنوارههاي متنوعي مانند جشنواره سينما حقيقت، جشنواره سيماي خليج فارس، جشنواره جايزه بزرگ آويني، جشنواره فيلم رضوي، جشنواره ملي سينماي دفاع مقدس و... را انجام دهد، اين خطر وجود دارد كه يا فرصت و تمركز كافي براي توليدات بلند مدت را از دست بدهد و به روزمرگي بيفتد يا اينكه توليداتش ناخواسته به سمتوسويي سوق پيدا كند كه صرفاً مناسب نمايش در اين مجموعه از جشنوارهها باشد.
حجم فعاليتهاي جشنوارهاي اين مركز در سالهاي اخير آنقدر زياد بوده كه اين مركز موفق به برگزاري جشنواره افق نو هم نشد و مسئوليت برگزاري اين جشنواره از مركز سلب شد!
به نظر ميرسد در آستانه فعاليت رسمي سازمان سينمايي لازم است در فعاليتهاي هر يك از بخشهاي وابسته به اين سازمان به شكلي جدي تجديد نظر انجام شود تا از فعاليتهاي موازي اين بخشها كاسته شود و هر بخش صرفاً در حوزه مسئوليت خود و در محدوده شرح وظايفي كه برايش تعيين شده فعاليت كند.