کد خبر: 486712
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۱۶
بخشي از مخالفان بالذات مفرض مريض هستند و توقعي جز اين از آنان نمي‌رود. بخش قابل‌توجهي از نخبگان اصلاح‌طلب و دنباله‌هاي آنان همچون اپوزيسيون داخلي در اين حوزه جاي مي‌گيرند. اما در حوزه نيروهاي انقلاب نيز دولت فعلي داراي منتقدان جدي است. اگرچه اين نوشته در صدد پرداختن به چرايي اين مسئله نيست اما حمله يكپارچه شخص رئيس‌جمهور و برخي از اطرافيان به همه نخبگان سياسي تراز اول كشور يكي از اين دلايل است.

احمدي‌نژاد و بيشتر از وي تعدادي خاص از اطرافيان آنقدر بر طبل تمايز احمدي‌نژاد با ديگر نيروهاي انقلاب كوبيدند كه گويي همه كساني كه تاكنون در كشور مسئوليت داشته‌اند، آلوده‌اند. 

هل دادن همه سياسيون به يك طرف باعث تشكيل جبهه‌اي فراگير عليه دولت احمدي‌نژاد شد كه تا حدودي وي را به لاك دفاعي بردند. «نزن در كسي را كه مي‌زنند درت را» مثال گويايي براي نوع رفتار احمدي‌نژاد با سياسيون كشور است و... از اصلاح‌طلبان و ضدانقلاب كه بگذريم، محل منازعه اصلي دولت (بخوانيد احمدي‌نژاد) با بقيه نيروهاي انقلاب كجاست؟ 

آيا مي‌توان همه طيف‌هاي مقابل را فاسد، ‌قدرت‌طلب، بي‌تقوا و بي‌علاقه به رشد و تعالي كشور معرفي كرد؟ قطعاً قضاوت اينگونه فقط از كساني صادر مي‌شود كه خود را همتراز انقلاب اسلامي بدانند و... در آن سوي ماجرا آيا مي‌شود دولت احمدي‌نژاد را مطلقاً مثبت يا مطلقاً منفي ديد؟ اين نگاه قطب‌بندي شده نيز توأم با بي‌انصافي و بي‌تقوايي است. 

اينكه دولت نهم و دهم چند كار بزرگ در كشور انجام داده‌اند، امري بديهي و غيرقابل خدشه است و نديدن آن فقط از كساني صادر مي‌شود كه اخلاق را از سياست دور كرده‌اند. اما چالش اصلي نيروهاي انقلاب با دولت (بخوانيد احمدي‌نژاد) چيست؟ دولت احمدي‌نژاد توانست مصرف انواع انرژي كشور را ساماندهي و بهينه نمايد. اين دولت باعث شد كه در ايران كسي گرسنه نخوابد،‌ دولت در حوزه علمي و فناوري فضايي پيشرو بود... اما حقيقت اين است كه محل منازعه نيروهاي انقلاب و احمدي‌نژاد اينجا نيست. دولت و رسانه‌هاي وابسته به آن خصوصاً روزنامه ايران، ‌ويژه‌نامه‌هاي آن و سرمقاله‌هاي شخص آقاي جوانفكر در پاسخ به منتقدان به صورت مرتب و مستمر به اقدامات دولت در چند حوزه مذكور اشاره مي‌كنند و با ارائه آمار و ارقام‌ زياد (كه اكثراً درست هم هست) در پاسخ به منتقدان، خود را پشت آن چند اقدام قابل قبول مخفي مي‌كنند. 

از هر بعد و زاويه‌اي كه به دولت نقد مي‌شود، در پاسخ به يارانه‌ها، بهينه كردن مصرف بنزين، خودكفايي در سيمان، توليد علمي فضايي و دارويي و... اشاره مي‌شود. در حالي كه حرف منتقدان چيز ديگري است و دولت (منهاي اكثر وزرا) پاسخ ديگري ارائه مي‌دهند. به جز مسئله گراني‌ها و نوسانات ارز، تقريباً هيچ جريان منصف داخل كشور به حوزه كار‌آمدي دولت در عرصه اقتصادي خرده نمي‌گيرد. 

محل منازعه نيرو‌هاي انقلاب و احمدي‌نژاد مسئله جو‌هر‌گرايي در عرصه انقلاب اسلامي است. اگر مسئله جو‌هر‌گرايي در انقلاب اسلامي كه بخش اعظمي از هويت حقيقي انقلاب اسلامي است، از شعاع ديد مسئولان حذف شود، قطعاً به ذهن نيرو‌هاي انقلاب اين سؤال خطور مي‌كند كه اگر قرار است توسعه كشور بدون آن جوهره باشد، فرانسه و امريكا در جاده‌سازي، توليد بنزين، فناوري فضايي، بهداشت، درمان، آموزش عالي و... از ما جلو‌تر هستند و سؤال دومي كه پيش مي‌آيد، چرا انقلاب كرديم؟ اما محل اصلي منازعه ‌نيرو‌‌‌هاي انقلاب با احمدي‌نژاد مي‌تواند در محور‌هاي ذيل خلاصه شود. لذا اگر پاسخ قانع‌كننده‌اي در حوزه‌هاي مذكور داده شود شايد بخشي از منازعات كاهش يابد و انرژي دو طرف صرف اداره بيشتر كشور شود. 

۱- فهم فردي در مقابل فهم جمعي: اكثر نيرو‌هاي انقلاب معتقدند آنچه در دولت جريان دارد، تصميمات فردي است كه رنگ و لعاب تشريفاتي در هيئت دولت به خود مي‌گيرد. رئيس‌جمهور به عنوان فرد در مقابل ۲۹۰ نماينده فهم خود را برتر مي‌داند. پشت همه تصميمات دولت مانند نصب مرتضوي، عزل استاندار قم، جدايي ري، نصب فلان استاندار، نصب فلان معاون وزير و فلان تغيير در سهميه سوخت مشخص است. از سخنان مقام معظم رهبري درباره نحوه تصميم‌گيري در دولت و استقلال وزرا نيز اين مسئله استنباط مي‌شود. اين مسئله را دولت بايد از اذهان بزدايد. 

۲- تنزل كار‌آمدي و شايسته‌سالاري در انتصاب‌ها به صورتي كه كساني كه منتقد چند نفر سوگلي در دولت باشند، حذف مي‌شوند. يا بايد آن چند نفر را تأييد كنند يا حد‌اقل سكوت نمايند تا بقاي آنها در دولت استمرار يابد. 

۳- ورود رئيس‌جمهور به حوزه فردي منتقدان و مخالفان و اسم آوردن از آنان در جايگاه رياست جمهوري موجب تنزل وي شده است. حمله به توكلي، اژه‌اي، متكي، آيت‌الله مصباح، رئيس مجلس، هاشمي، ناطق و جاسبي و ستودن برخي ديگر موجب سر‌در‌گمي همراهان رئيس‌جمهور شده است و معتقدند وي سطح خود را در حد گلا‌ويز شدن تنزل داده است. 

۴- اكثر شعار‌هاي جوهري احمدي‌نژاد يا در عمل توسط خود وي يا اطرافيان كوبيده شده است كه نگاه دو‌گانه به اسرائيل و غرب، به فرهنگ، به سپاه، به علماي تراز اول، نگاه دوگانه به هاشمي و جاسبي از اين دسته‌اند. 

۵- اعلام نقطه نظرات علني مخالف با ديدگاه رهبري مسئله‌‌اي است كه رؤساي جمهور پيشين ‌به‌‌رغم بي‌اعتقادي به اين جايگاه، به صورت عريان بدان وارد نمي‌شدند. بيداري اسلامي، اقتصاد مقاومتي (احمد‌ي‌نژاد در جمع دانشجويي مي‌فرمايد نگوييد اقتصاد مقاومتي، بگوييد اقتصاد پيشرو) و ده‌ها مورد ديگر. 

۶- نظريه‌پر‌دازي مسئولان اجرايي كشور يكي ديگر از محل‌هاي منازعه است. حزب‌الله معتقد بود خاتمي در هيئت روشنفكري نمي‌تواند سياست‌ورز هم باشد و به همين دليل نظريه‌پر‌دازي‌هاي وي در عرصه اجرايي، موجب توليد اپوزيسيون عليه خودش شد اما ديده شد كه احمدي‌نژاد و رئيس دفتر وي هم نظر‌يه‌پرداز در حوزه عشق و انسان شدند و در آن سوي ماجرا عشق به نوع انسان به عنوان يك كل و حتي به مصداق انسان‌ها يعني هاشمي، قاليباف، لاريجاني، اژه‌اي، صفار و... مي‌رسد، ديگر اثري از عشق و كرامت انسان را نمي‌توان يافت و اين تناقض در تبديل تصور به تصديق يكي ديگر از محل‌هاي منازعه است. 

۷- نداشتن منظومه فكري با سامانه‌اي تثبيت شده يكي از محل‌هاي منازعه نيروهاي انقلاب با دولت است. سردرگمي همراهان دولت به اين دليل است كه «جمع اضداد» در دولت قابل رؤيت است و همه مي‌گويند «چي مي‌خواستيم چي شد». يك روز هاشمي دشمن نظام و انقلاب مي‌شود و جوانان پاك اين كشور را نسبت به او، چنان تحريك مي‌كنند كه غير از مرگ وي نمي‌خواستند و روز ديگر وي سرمايه انقلاب مي‌شود، يك روز جاسبي عامل فساد و هدر دادن شهريه‌ها در امور غيردرسي دانشجويان مي‌شود و يك روز عضو شوراي اسلامي شدن دانشگاه‌ها و... 

۸- احمدي‌نژاد، نقادان اطرافيان خود را به زدن غيرمستقيم خود متهم مي‌كند و در حوزه عملكردي نيز همه ناكامي‌هاي دولت را به عهده «عده‌اي» مي‌گذارد. حال آنكه دولت بزرگ‌ترين سرمايه‌دار كشور است. كدام سرمايه‌دار مي‌تواند با دولت رقابت كند؟ كدام سرمايه‌دار مي‌تواند آنقدر طلا و ارز بخرد كه كشور دچار بحران شود؟ بنابراين مخفي كردن كچلي‌هاي دولت پشت يك دشمن فرضي و توليد مسئله‌اي به نام «نمي‌گذارند» مشكل ديگري است كه با دولت خاتمي نيز مشترك است. خاتمي هم معتقد بود نمي‌گذارند كار كنم. هر ۹ روز يك بحران برايم درست مي‌كنند و... 

۹- عدم توانايي دولت در ايجاد انسجام ذهني و فكري و نگرش به خود در حوزه نخبگان يكي ديگر از مشكلات است. همانگونه كه خاتمي نتوانست بين توده و نخبگان جمع ببندد و طرف نخبگان را گرفت، احمدي‌نژاد هم نتوانست و در نقطه مقابل قرار گرفت و از آنجا كه توده فقط سر صندوق مي‌آيند و نخبگان در طول چهار سال بعد از مشاركت نيز فعالند و فهم تخصصي از حوزه‌هاي مختلف دارند، كار احمدي‌نژاد سخت‌تر از خاتمي شد. اما اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه حجم نقادي‌ها و حتي تخريب‌ها نسبت به دولت فعلي بيشتر از دولت‌هاي قبلي است اما بخش اعظم آن از بي‌تدبيري‌ها، ‌مصلحت‌نشناسي‌ها و لجاجت‌هاي خود دولت نشأت مي‌گيرد. انجام تكليف و لجبازي بعضاً با هم خلط مي‌شود. 

۱۰- بي‌پروا سخن گفتن و مطلق‌گويي در محاورت يكي ديگر از مشكلات رئيس‌جمهور است كه معمولاً سوتي‌هايي را روانه حوزه رسانه‌اي و عمومي كشور مي‌كند؛ «پاك‌ترين دولت»، «رئيس‌جمهور تنها نماينده كل مردم است».... اميد است حلقه حاضر ياران احمدي‌نژاد به جاي مخفي كردن خود در پشت اقدامات مثبت دولت به محل منازعه وارد شوند تا فاصله‌اي كه بين حزب‌الله و دولت ايجاد شده و خود رئيس‌جمهور هم بدان اعتراف كرده، كم شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار