کد خبر: 486382
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نگاهي به فيلم «انتهاي خيابان هشتم» به بهانه ورود به شبكه نمايش خانگي
فيلم ماجراي دختري به نام «نيلوفر» با بازي ترانه عليدوستي را روايت مي‌كند كه برادرش «سعيد» به اتهام قتل عمد محكوم به اعدام شده است. در روزهاي آخر اما خانواده مقتول اعلام مي‌كنند كه در صورت دريافت ۱۰۰ ميليون تومان، از خون سعيد مي‌گذرند. در اين ميان نيلوفر تنها سه روز زمان دارد تا اين مبلغ را تهيه كند. در ابتداي فيلم مشخص نيست كه سعيد چه نسبتي با «نيلوفر» دارد و اصلاً براي چه قتل انجام شده است و در نيمه‌هاي فيلم تازه مشخص مي‌شود كه سعيد در نزاعي ناموسي و به دليل اهانتي كه يك رهگذر به خواهرش «نيلوفر» كرده بود با او درگير شده و او را به قتل رسانده است.
 
ماجراي فيلم در روز چهارشنبه آغاز مي‌شود و زمان اجراي حكم شنبه است. در اين ميان «نيلوفر» تقلاهاي خود را براي تهيه ۱۰۰ ميليون تومان آغاز مي‌كند. در جريان اين در و آن در زدن‌هاي «نيلوفر» براي تهيه پول ديه، «بهرام» نامزدش با بازي «صابر ابر» كه باز هم بيننده از ابتدا متوجه رابطه‌شان با هم نمي‌شود، همراه او است. «بهرام» و يكي از دوستان نيلوفر با فروش ماشين‌هايشان مي‌خواهند قسمتي از پول ديه را تهيه كنند اما هنوز ۶۰ ميليون پول كم دارند. «نيلوفر» كه ديگر راهي براي تهيه پول ديه ندارد تصميم به فروش كليه‌اش مي‌گيرد اما در لحظه‌هاي آخر با ممانعت نامزدش «بهرام» از اين كار صرف‌نظر مي‌كند. در كنار اين دو شخصيت ما با كاراكتر «موسي» مواجه هستيم با بازي «حامد بهداد» كه تا نيمه پاياني فيلم مشخص نمي‌شود چه نسبتي با «سعيد» دارد. «موسي» كه رزمي‌كار است براي نجات جان «سعيد» حاضر مي‌شود دخترش را بفروشد. «موسي» دوست ديگري هم دارد كه باز هم نسبت او با «سعيد» مشخص نمي‌شود اما حاضر مي‌شود براي تهيه پول ديه او ريسك كند و با پولي كه خيلي كمتر از مبلغ باقي مانده ديه است در قمار شركت كند تا بتواند در صورت برنده شدن، كل مبلغ ديه را به دست آورد. شايد يكي از نقاط ضعف اصلي فيلم خلأ‌هاي فيلمنامه آن هم از منظر شخصيت‌پردازي باشد، چون مخاطب حتي تا پايان فيلم هم متوجه شخصيت‌ها و روابطشان نمي‌شود، مثلاً شخصيت پدر «نيلوفر» كه تنها سيگار مي‌كشد و روزنامه مي‌خواند و تا پايان فيلم هم متوجه نمي‌شويم دليل حرف نزدن و ناراحت بودنش چيست يا شخصيت «امير» كه در پايان با نارفيقي راه نامناسبي را براي تهيه پول ديه جلوي پاي «نيلوفر» مي‌گذارد و او را به «بيات» معرفي مي‌كند. برخي حذفيات فيلم را دليل اين خلأ‌ها مي‌دانند اما اينطور كه معلوم است تنها ۳، ۴ دقيقه از فيلم سانسور شده است و اين نمي‌تواند دليلي براي ضعف شخصيت‌پردازي كار باشد. 

فيلم بيش از هر چيز نگاه اجتماعي اميني را نشان مي‌دهد و راوي بزه‌هايي است كه زير پوست شهر در جريان است. از فساد و فحشا گرفته تا قمار و در اين ميان چند نفر كه متعلق به طبقه متوسط رو به پايين اجتماع هستند بايد براي نجات دوستشان در عرض سه روز ۱۰۰ ميليون پول فراهم كنند و در اين راه تن به هر كاري هم مي‌دهند.
فيلمبرداري كار به صورت دوربين رو دست توانست روايتگر استرس و فضاي فاجعه‌گونه فيلم باشد، با اينكه حركت‌هاي دوربين بعضي اوقات آزاردهنده مي‌شد اما توانست تقلاي شخصيت‌هاي فيلم براي تهيه پول ديه را نشان دهد. طراحي‌هاي بجا و مناسب ميزانسن و دكوپاژ فيلم در كنار انتخاب بازيگران حرفه‌اي از مؤلفه‌هايي است كه آخرين ساخته اميني را در ميان نمونه‌هاي معادل برجسته‌تر مي‌كند.
تفاوت «انتهاي خيابان هشتم» با ساير معادل‌ها اين است كه ماجراي فيلم تا مدت‌ها پس از تماشاي آن بر پرده سينما، بيننده را رها نمي‌كند و دغدغه‌اي كه در ذهن مخاطب ايجاد كرده تا مدت‌ها همراه او باقي مي‌ماند. شايد اين مسئله يكي از مهم‌ترين رسالت‌هاي فيلم‌هاي اجتماعي باشد. زماني كه انسان با بحراني مواجه مي‌شود كه اعتقادات و ارزش‌ها و شخصيت او را تحت تأثير قرار مي‌دهد و در اين ميان فرصت كوتاهي براي انتخاب دارد. 

انتخاب نام «انتهاي خيابان هشتم» هم برگرفته از آدرس خانه فسادي است كه نيلوفر پس از تقلاهاي بي‌حاصل براي تهيه پول، راهي آنجا مي‌شود تا پول ديه برادر را با گذشتن از عصمتي به دست بياورد كه روزي برادر به خاطر حفظ آن مرتكب قتل شده بود، البته نبايد از اين مهم گذشت كه فيلم تنها به توصيف نابهنجاري‌هايي كه در سطح اجتماع در جريان است، پرداخته و در هيچ نقطه‌اي از فيلم راه‌حلي براي اين همه مشكل در هم آميخته ارائه نمي‌دهد. اين در حالي است كه پرداختن صرف به مشكلات موجود تنها رسالت يك فيلم نيست و محتواي فيلم بايد به نوعي پاسخي هم براي سؤالات و ابهامات پيش آمده داشته باشد. از طرف ديگر خشونت افسارگسيخته‌اي كه در سكانس‌هاي مربوط به مبارزه‌هاي خون‌آلود موسي با رقبايش وجود دارد، تماشاي اين سكانس‌ها را آزاردهنده مي‌كند. از سوي ديگر، مبارزات رزمي مرگبار موسي در رينگ‌هايي خون‌آلود با حضور تعداد زيادي از مردم كه به تماشاي مبارزه آمده‌اند، بيش از هر چيز ما را به ياد معادل‌هاي هاليوودي مي‌اندازد چون نمونه چنين اتفاقاتي در جامعه ما بسيار بعيد و غيرممكن است.
در هر حال اميني در پايان فيلم سقوط انسان را از اخلاق نشان مي‌دهد و نقطه پاياني براي تلخي بي‌پاياني فيلم مي‌گذارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار