
البته نميتوان منكر تلاشهاي او براي نيل به هدف شد. رويانيان تلاش زيادي ميكند. اما تلاشي كه فايده نداشته باشد، ميشود هاشم بيكزاده استقلال كه قلعه نويي معتقد است طبق آمار آناليزورهايش، بيشترين دوندگي را در طول بازي دارد اما آنقدر بدون كارآيي است كه اجازه نميدهد هوادار اين تيم خود دار و آرام به تماشاي بازي بنشيند و فرياد اعتراض آنها را به آسمان ميبرد. ضعفهاي رويانيان با گذشت زمان، يكي پس از ديگري خود را نشان ميدهد. مهمترين ضعف او كه بارها و بارها بدان اشاره شد، اين است كه او عادت به مشورت گرفتن ندارد، خود تصميم گرفته و به مرحله اجرا در ميآورد كه البته اين در ورزش جواب نميدهد.
نه به آن حمايت سفت و سخت كه باعث شد مانوئل فراموش كند در چه تيمي مربيگري ميكند و ناكاميهاي ادامهدار، نميتواند براي آن طبيعي باشد. حتي اگر بهانهاي چون پيوستن دير هنگام به تيم و عدم شناخت بازيكنان، همواره از سوي او مطرح شود و نه به اين حرفهاي امروز رويانيان كه خبر از اتفاقات عجيبي ميدهد كه گويا قرار است دير يا زود همه را شگفتزده كند. «براي فصل بعد مربيگري پرسپوليس را به يك مربي داخلي جوان خواهم داد. »اين يك جمله كافي است تا ثبات حضور مانوئل روي نيمكت پرسپوليس بار ديگر زير سؤال برود و رايزنيها براي يافتن نامي كه رويانيان در سر دارد شروع شود.
اين دومين باري است كه صحبتهاي رويانيان، براي سرخپوشان حاشيهساز ميشود. چندي پيش، او با معرفي كردن علي كريمي (البته بدون اسم بردن از او) به عنوان مشكل و معضل اصلي تيمش، پرسپوليس را وارد حاشيه كرد. حاشيهاي خودساخته كه بيشك تدبيري در آن نبود و حال، حاشيهاي جديد كه شايد بازهم رويانيان بدون آنكه به عواقب آن انديشيده باشد، آن را استارت زده است. مديرعامل پرسپوليس چند روز قبل از نشستن يك مربي جوان داخلي روي نيمكت پرسپوليس خبر ميدهد. اين جمله كوتاه ميتواند معاني زيادي داشته باشد.
همين جمله كوتاه ميتواند به اين معنا باشد كه قرارداد دوساله مانوئل با پرسپوليس نميتواند به سرانجام برسد و مانوئل كه مدام خبر از قهرماني در فصل آينده ميدهد، نميتواند وعده هايش را به مرحله اجرا در آورد. و شايد هم تأييدي باشد بر مذاكرات مانوئل با تيم كازابلانكاي مراكش كه گفته ميشود نميتواند بدون هماهنگي و اجازه رويانيان انجام شده باشد.
اين حاشيه خود ساخته حال بار ديگر نامهايي را بر سرزبانها مياندازد؛ نامهايي چون علي دايي كه پيش از شروع فصل، رويانيان مراتب احترام و علاقه خودش به او را اعلام كرده بود و البته استيلي كه هر از چندگاهي با رويانيان در تماس است و گاهي با او در تمرينات تيم ديده ميشود. يا درخشان كه رابطه خوبي با وي دارد. البته در اين بين نامهايي چون گل محمدي هم مطرح ميشود؛ مربياي كه گفته بود امسال نه اما براي سال بعد، به پرسپوليس هم فكر ميكند يا هاشميان كه به دنبال تكميل اطلاعات و مدارك مربيگرياش است و خاكپور و نامهايي ديگر كه هر كدام ميتواند به نوعي شانسي براي آنها قائل شد.
البته جوان بودن مربي احتمالي سال آينده سرخپوشان يكي از مسائل مهمي است كه رويانيان به آن اشاره كرده است. اما بايد ديد رويانيان چه محدوده سني را و در مقايسه با چه كسي جوان ميداند. در مقايسه با پيرمردي كه اين روزها روي نيمكت پرسپوليس مانور ميدهد، درخشان هم جوان است و ميتواند شانسي براي خودش قائل باشد. اما در مقابل مربياني چون ويسي، جوان، معنايي ديگر پيدا ميكند.
اما آنچه كه مهم است، اين است كه چرا رويانيان هر از چندگاهي، با بيان اين گونه مسائل، تيمش را به حاشيه ميبرد. قبول اينكه او نميداند اين مسئله تا چه اندازه ميتواند به ضرر تيمش تمام شود، قابل قبول نيست، اما بيشك اين مسئله كه رويانيان دانسته اين مسائل را مطرح ميكند، غير قابل قبولتر است و در مخيله ما كه نميگنجد.
بحثهاي حاشيهاي كه اين روزها از سوي مديرعامل تيم مطرح ميشود، ميتواند براي پرسپوليس عواقب بدي داشته باشد. حتي اگر به قولي براي اين باشد كه اصحاب رسانه و خبرنگاران براي مدتي سركار باشند و او در اين شلوغي به آنچه كه در سر دارد بپردازد. ضمن اينكه كافي است اين گونه صحبتها به گوش مانوئل برسد كه بيشك ميرسد و پنهان نميماند، آن وقت، پيرمرد پرتغالي از فردا علاوه بر بهانههاي قبلي، اين مسئله را كه حرفهاي مديرعامل انگيزه و روحيه او را دستخوش تغييرات كرده نيز چماق كرده و بر سر رويانيان و پرسپوليس ميكوبد و آن را دليل ناكاميهاي احتمالي تيمش ميخواند. همان طور كه امروز، همچنان به بهانهاي چنگ ميزند كه روزي مدعي شده بود با علم به آن هدايت پرسپوليس را به دست گرفته و با آن مشكلي ندارد.
اوضاع پرسپوليس اصلاً جالب نيست و حال با اين شرايط، رويانيان هم دانسته يا ندانسته، هر چند وقت يك بار، گزك به دست ديگران ميدهد تا اين تيم را بيش از پيش به بحران و حاشيه ببرند و اين از مديري كه سالها مديريت كرده و تجربيات زيادي دارد(اگر چه خارج از محدوده ورزش و فوتبال بوده باشد)بسيار بعيد و عجيب است!