کد خبر: 483945
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۵:۴۵
بياييم با امير قلعه‌نويي همسفر شويم و به سال‌هاي قبل سفر كنيم. مثلاً روزي كه امير سرمربي استقلال بود و قريب، مديرعامل باشگاه. همان مديري كه دست امير را براي اولين بار گرفت و روي نيمكت سرمربيگري نشاند. اين مزد قلعه‌نويي بود در قبال تمام مشكلاتي كه با رولند كوخ پيدا كرد و از تيم رفت. امير اولين مردي نبود كه به هم صنف‌هايش نشان داد براي نشستن روي نيمكت مربيگري‌ مي‌توان با سرمربي تيم دچار مشكل شد، تيم را به هم ريخت و رفت و بعد با قدرت برگشت. اما قريب تقريبا اولين مديري بود كه آن دستيار سركش را هم سرمربي كرد، هم سه سال به پاي بي‌جام ماندن‌هاي همان مربي نشست. سه سال، شش جام و فقط يك قهرماني. اين تازه آمار درخشان امير قلعه‌نويي و حسين قريب بود بعد از سه سال همكاري دوستانه و مسالمت‌آميز!
مي‌خواهيم با امير قلعه‌نويي به روزهايي برويم كه قريب نه به تمرينات تيم سر مي‌زد، نه علاقه‌اي داشت كه مثل ساير مديران باشگاه، كنار زمين و در حال سخنوري براي بازيكنانش (كاري كه نه به مدير مربوط است و نه در شأن اول مقام مديريتي باشگاه محسوب مي‌شود) عكس يادگاري بيندازد و روي جلد روزنامه‌ها بنشيند. امير قلعه‌نويي در همان روزها، يك سخنراني تاريخي از خود به جاي گذاشت. روزهايي كه قرارداد بازيكني مثل وحيد طالب لو فقط ۱۱ ميليون تومان براي دو سال بود يا پيروز قرباني و اميرحسين صادقي با قراردادهايي پايين‌تر از اين پيراهن استقلال را پوشيده بودند.
امير قلعه نويي بازيكنانش را قبل از تمرين دور هم جمع كرد. با همان ژست‌هاي منحصر به فردش روي توپ نشست و رو به محمود فكري گفت:«حاج محمود! اول از همه به تو مي‌گم كه بزرگتر اين تيمي! مي‌خوام بقيه حساب كار دستشون بياد. . . خب؟ ببين باشگاه پول. . . چي؟ نداره! ما هم اينجا اين همه سال واسه پول. . . چي؟ بازي نكرديم! ما يه عشقي داريم به اون هوادار. خوش ندارم امروز وسط تمرين از زبون تو كه بزرگتر اين تيمي بشنوم كه پس كي حقوق مي‌دن و كي چك هامون پاس مي‌شه و بي‌پوليم و. . . ما اندازه كافي دستمون. . . چي؟ به دهن‌مون ميرسه! نيازي نداريم هي هر روز به آقا قريب فشار بياريم كه پول بده و پول بده و پول بده! داره تلاش خودشو مي‌كنه. پس ديگه نق نق و غرغر نشنوم! اينو به تو گفتم كه همه حساب كار. . . دستشون بياد. . . بسم‌الله!»
حرف‌هاي آن روز قلعه‌نويي سگرمه‌هاي همه بازيكنان را به هم گره زد و چهره‌ها را عبوس‌تر از آن چه بود كرد. حالا به جز غم بي‌پولي‌هاي تكراري فصل، بايد تهديد سرمربي را هم پشت كنجكاوي‌هاي خود مي‌ديدند. خيلي زود اميرحسين صادقي كنار گوش داود سيدعباسي گفت:«يعني واقعاً از پول خبري نيست؟!» امير به شكلي عجيب اين سؤال را شنيد (يا شايد هم در جريان پرسيده شدن سؤال قرار گرفت) و جلوي همه جمع واكنش نشان داد: «مگه من با شما نبودم؟! اميرحسين چي پرسيدي؟ هان؟ مگه نگفتم از پول حرف نزنين؟!» و همين فريادهاي امير كافي بود تا بازيكنان دو ماه ديگر هم براي پاس شدن اولين چك‌شان صبوري كنند و كلامي هم حرف نزنند. قريب چنين پشتيباني در تيمش داشت.
اما امروز، امير قلعه‌نويي كه تازه در عبور از روزها و ماه‌ها و سال‌ها بزرگ‌تر هم شده و پخته‌تر بايد به نظر برسد، در كنفرانس مطبوعاتي به طعنه مي‌گويد:«شما ببينيد بچه‌هاي ما چند ماه است يك ريال پول نگرفتند.» بعد هم از حنيف عمران زاده به عنوان يكي از فداكارهاي تيمش حرف مي‌زند و او را نمادي از غيرت و تعصب مي‌خواند. اولين تمرين بعد از دربي، وقتي كنار زمين حاضر مي‌شود، يك كلمه با بازيكنان حرف نمي‌زند و در توجيه اين رفتارش مي‌گويد: «از دست بچه‌ها ناراحتم. اما وقتي هنوز پول نگرفته‌اند، نمي‌توانم از آنها طلبكار باشم و سرشان داد و هوار كنم...»
امير چگونه از آن روزها به اين روزها رسيده؟ چگونه هشت سال قبل خود را شيفته و عاشق فوتبال هوادار مي‌خواند و امروز بازيكن را براي دريافت حقوقش محق مي‌خواند؟ امير قلعه‌نويي با اين دوگانگي‌ها حيرت‌زده‌مان مي‌كند. با همين رفتارهاي ضد و نقيض و البته فشاري كه به فتح‌الله‌زاده براي جور كردن پولي مي‌آورد كه جور شدنش دست مديريت باشگاه نيست!
. . . و يك سؤال پاياني باقي مي‌ماند:«اگر قريب جاي فتح‌الله‌زاده بود باز هم همين موضع را مي‌گرفتي؟» شايد زبان لخت امير فقط براي قريب خوب در دهانش مي‌چرخيد!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار