کد خبر: 483765
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۵:۴۵
گزارشي از مديريت ناهنجار دولتي شعر و شاعري در ۳ سال اخير
حميد نورشمسي
حال و روز شعر و دفتر مربوط به آن اين روزها بسيار ابري است. تندباد دو سال گذشته شعر و شاعري و حمايت‌هاي بي‌‌دريغ دولتي و ارشادي از آن اين روزها سمت و سوي ديگري گرفته است و كار حتي به جايي رسيده است كه در مراسم ضيافت افطار وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي با شاعران، زبان بر اين جملات مي‌چرخد كه شاعران نجيبند و در برابر بي‌مهري‌هاي نهاد دولت به شعر ساكتند و اذعان مي‌شود كه‌اي كاش كمي مثل سينما به ما نگاه مي‌شد. بگذريم كه حال و روز سينما اين روزها در مدار «لاله» مي‌چرخد و كمتر كسي حاضر به حمايت از نگاه دولتي حاكم در معاونت سينمايي به مقوله سينماست.

وزير فرهنگ و ارشاد با گوشه چشم محمود احمدي نژاد كه در حاشيه برپايي نخستين همايش شاعران ايران و جهان در پاسخ به درخواست يكي از شاعران خواستار ايجاد مديركل شعر و ادب در وزارت ارشاد شده بود، خبر از ايجاد پستي جديد به نام «قائم مقام وزير در امور شعر و ادب» داد كه به نظر مي‌رفت از آن ابتدا چندان نيز باب طبع وي نيست. 

چندي بعد سيد يحيي طالبيان با حكمي از سوي حسيني به اين منصب گماشته شد؛ منصبي تازه با مسئولي كمتر شناخته شده در حوزه شعر و شاعري كه در حكم انتصاب وي موضوعاتي چون رفتار لطيف و گفتار ظريف با تركيب صلابت و عطوفت و شدت و رأفت، اقتدار و زنهار و غمض و استبصاررا از موضوعاتي دانست كه طالبيان را به اين سمت منصوب كرده است. 

قائم مقام جديد ذاتاً كم حرف بود و كمتر علاقه‌اي به سخن‌پراكني‌هاي شاعرانه از خود نشان مي‌داد اما در پست تازه خود گاه زبان به اعتراض مي‌گشود كه شعر را نمي‌توان دولتي اداره كرد و گاه عنوان مي‌كرد كه شعر در حقيقت نوعي شعور آميخته با احساس، عاطفه و تخيل است و در هر زمان و دوره‌اي با سبك و سياق و روش خاص، بيان خود را دارد. 

اما در حقيقت ماحصل دوره فعاليت وي را نه مي‌توان موفق و نه ناموفق دانست. اگر در زمان انتصاب وي بسياري از شاعران و شعر پژوهان زبان به انتقاد گشودند كه اين منصب تنها موجب سردرگمي، اغتشاش و افزايش مناصب تشريفاتي است اما عملكرد اين حوزه كاري در نهايت راه به جايي برد كه قائم مقامي شعر و ادب در نهايت به دست خود اقدام به اصلاح خود كرده و مقام دفتر شعر و ادب با رئيسي تازه ايجاد شود. 

قادر طراوت پور شاعر جواني بود كه اين‌بار قرعه به نام وي خورد و او را به منصب دولتي شعر راهنمايي كردند. منصبي كه رئيس جوانش در نخستين اظهار نظرهاي شخصي‌اش ايجاد تغيير در بزرگترين و جوان‌ترين جشنواره شعر كشور موسوم به جشنواره شعر فجر را سر داد و هنوز هم مدعي به نتيجه رساندن آن با اجماع نظر تمامي اهالي شعر است. 

اما حال و روز ابري شعر در كشور با همه اين تغيير و تحولات كماكان بدون باران و تنها با صاعقه پيگيري مي‌شود. همايش شاعران ايران و جهان كه هدف اوليه برگزاري آن ايجاد ارتباط ميان بدنه شعر ايران و جهان به واسطه يك همايش دو روزه بود در آغاز فعاليت مدير جديد در حالي با لغو برگزاري رو‌به‌رو شد كه مدير جوان تازه منصوب شده هنوز از قطعيت آن ابراز بي‌اطلاعي مي‌كند و وزير منصوب كننده وي سخن بر اين گونه مي‌راند كه از ابتدا هم قرار نبود اين همايش به شكل كنوني و هر ساله برگزار شود.
هر چند كه ضعف مديريت در دو دوره برگزاري همايش شاعران ايران و جهان و حضور چهره‌هاي نه چندن تراز اول شعر از كشورهاي جهان و حتي منطقه در آن به‌رغم هزينه‌هاي گزاف براي برگزاري‌اش همواره وارد و واضح بوده است، اما نبود برآيند مشخص و جريان ساز از فعاليت دولتي چند سال گذشته در حوزه شعر ـ كه معادل ريالي آن هرگز براي توسعه بخش داستان محقق و تجربه نشده است ـ بار ديگر اين روزها اين واقعيت را به ذهن وارد مي‌سازد كه شعر و شاعري كار دل است و بس، نه در چارچوب تعاريف قرار مي‌گيرد و نه مي‌توان در يك پست دولتي آن را هدايت و محدود كرد. 

فضاي شعر در ايران اين روزها بيش از آنها از چند قطبي بودن رنج ببرد از سردرگمي و باب شدن تقليد محض از گونه‌هاي شعر وارداتي در حال رنج كشيدن است. گونه‌اي از شعر كه بي‌اخلاقي و اباحه‌گري در آثار وارداتي و كمابيش زياد ترجمه شده از آن به فارسي به راحتي قابل دستيابي است و با سالي دو همايش چند روزه هيچ خليل به آن وارد نمي‌شود. 

گرچه شاعري حاصل و ذوق و به قول شعرا عرق‌ريزان روح است اما اصرار‌هاي فراوان چند سال گذشته در مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در تبديل عرق ريزان روح به عرق ريزان جسم و كلاسه كردن كار شعر در چند همايش و منصب بي‌ترديد به آشفتگي شاعري و شعر در زمانه معاصر دامن زده است.
از سوي ديگر شعر و شاعر امروز به دليل عادت داده شدن به موضوعات خاص جشنواره پسند، قدرت تشخيص خود را كم رنگ شده مي‌بيند و در برابر بحران‌ها و رويدادهاي اجتماعي و سياسي داخلي و فرامنطقه‌اي به موضع انفعال متمايل شده است و نيمه نفسي در مسيري غير از اين اگر باقي است تنها حاصل تلاش‌هاي شخصي و يكي دو موسسه مستقل در اين زمينه است. 

حال بايد سؤال كرد كه اين روال و وضعيت تا چه زماني بايد ادامه بيابد تا مسئولان و مديران فرهنگي تلنگري بر ذهن و روح خود وارد آمده ديده و دستي بر پيكر نحيف شعر و شاعري در كشور بكشند. اگر شعر حاصل عرق‌ريزان روح شاعر است چه كسي بايد مرهم و پرورش دهنده روحي باشد كه دردهاي پيراموني خود را در قامت كلمات مقفا يا شكسته شعر در مي‌آورد؟

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار