
نگاهي به فروش فيلمهاي سال گذشته و همچنين فيلمهاي اكران شده در ماههاي اخير نشان ميدهد فيلمها به خصوص فيلمهاي سفارشي و به اصطلاح فاخر علاوه بر اينكه نتوانستهاند بازگشت سرمايه داشته باشند، در برخي از موارد فروششان حتي يك دهم هزينههاي توليد را هم در برنگرفته است!
چند سال پيش واژه جديدي در گفتمان مديران سينمايي كشور متولد شد به نام فيلمهاي فاخر، البته فاخر تنها به فيلمها محدود نميشد و پس از مدتي موسيقي و ساير آثار هنري را هم در برگرفت. تعريف فيلم فاخر در ابتدا پروژههاي عظيم با سرمايهگذاريهاي كلان بود كه به مسائل ملي و ديني ميپرداخت اما پس از مدتي با برخي تغييرات، پروژههاي فاخر تبديل به پروژههايي شدند كه در راستاي سياستهايي مشخص ساخته ميشدند.
بودجه فاخر، پروژههاي فاخر يكي از مهمترين مؤلفههاي پروژههاي فاخر بودجههاي كلاني است كه براي توليد آنها در نظر گرفته ميشود، البته خود مديران سينمايي هم بارها به الزام وجود بودجه فاخر براي توليدات فاخر تأكيد كردهاند و عليرضا سجادپور، مديركل اداره نظارت و ارزشيابي هم با بيان اين موضوع اظهار داشته است كه فيلمهاي فاخر بودجهاي مستقل و جدا از ساير بخشهاي سينما دارد و نميتوان بودجه توليد ساير فيلمها را براي ساخت فيلمهاي فاخر هزينه كرد اما برخي از سينماگران نظر ديگري دارند، آنها معتقدند پروژههاي فاخر نيازي به اين بودجههاي ميلياردي ندارند و اين بودجههاي كلان را ميتوان ميان چندين كارگردان براي ساختن چند فيلم تقسيم كرد تا اينكه كل بودجه صرف پروژهاي شود كه نه عاقبت فروش آن مشخص است و نه اينكه چه كاري قرار است از آب دربيايد. از طرف ديگر برخي سينماگران هم براي اينكه از لقب سفارشيسازي خوششان نميآيد از ساختن چنين فيلمهايي امتناع ميكنند.
فيلمهاي فاخر، ساخت فاخر هم ميخواهند مشكلي كه متأسفانه پروژههاي فاخر كشور ما در سالهاي اخير با آنها روبهرو بودند اين است كه اين فيلمها در برخي موارد به دست كساني سپرده ميشدند كه توانايي لازم را نداشتند و به قولي تمام اين بودجه در اين ميان حيف و ميل ميشد و حاصل كار فيلمي ميشد كه نه ميتوانست مخاطب را به سالن سينماها بكشاند و نه از پس رسالت تأثيرگذاري و ارزشي بودنش برميآمد!
يكي از نمونههاي فيلمهاي فاخري كه فروششان به گفته توليدكنندگان خود حتي هزينه قند و چايي عوامل نشده بود، فيلم راه آبي ابريشم بود كه هزينه ۶ ميليون دلاري و فروش ۲۷۵ ميليون تومانياش تا مدتها سوژه خبرگزاريها شده بود اما پس از اين اتفاق انگار فروش پايين فيلمهاي فاخر مد شد و ديگر توليدكنندگان اين پروژهها نه تنها از فروش پايين فيلمهايشان ابراز ناراحتي نميكردند بلكه فروش پايين باعث افتخارشان هم ميشد.
شايد برخي پيش خود تصور ميكنند كه اگر فروش فيلمي به اندازه هزينه ساختش باشد، سرمايه فيلم بازگشته، اين در حالي است كه تنها زماني بازگشت سرمايه فيلم اتفاق ميافتد كه فيلم سه برابر هزينه توليدش فروش كند، چون از درآمد حاصل از فروش فيلم قسمتي به صاحب سينما تعلق دارد و مابقي هم صرف هزينه بليت، ماليات، شهرداري و هزينههاي تبليغات ميشود و در اين ميان تنها ۳۰ تا ۳۵ درصد از اين مبلغ به صاحب فيلم ميرسد.
فروش كم فيلمهاي فاخر و پرهزينه در حالي در كشور ما اتفاق ميافتد كه در سينمايهاليوود يا ساير كشورهاي صاحب صنعت سينما، اصلاً از اين خبرها نيست. درهاليوود سينما خود وظيفه برآوردن هزينههايش را دارد و در اين مسير همگام با شركتهاي اقتصادي است. در اين ميان اگر فيلمي نتواند سرمايه توليدش را بازگرداند علاوه بر اينكه سازنده فيلم ورشكست ميشود تا مدتها بايد به دنبال پس دادن قرضهايش باشد. اما در كشور ما به دليل وجود بودجههاي كلان، چنين فيلمسازاني هر چقدر هم كه فيلمشان نفروشد نه تنها ورشكست نميشوند بلكه در سالهاي بعدي بودجه كلان ديگر براي ساخت فيلمي پرهزينهتر در اختيارشان قرار ميگيرد.
مردم، فيلمهاي فاخر بيكيفيت را نميبينند اتفاقي كه در سالهاي اخير براي فيلمهاي فاخر در كشورمان افتاد اين بود كه اين فيلمها به رغم هزينههاي گزافي كه صرف توليدشان ميشد، نتوانستند در گيشه موفق ظاهر شوند. از فروش كم پروژههاي فاخري كه در ماههاي اخير به پرده رفتند هم ميتوان به راه بهشت با فروش ۲۰ ميليون و ۷۲۱ هزار تومان، كيميا و خاك با فروش ۶۲ ميليون و ۱۳۰ هزار تومان و شور شيرين با فروش ۷۹ ميليون و ۴۱۱ هزار تومان اشاره كرد؛ فيلمهايي كه به رغم هزينههاي ميليارديشان حتي نتوانستند ۱۰۰ميليون بفروشند. در اين ميان پرسش اين است كه چه دليلي براي توليد چنين فيلمهايي كه نه از لحاظ كيفي مناسب هستند و نه ميتوانند با مخاطب ارتباط برقرار كنند، وجود دارد؟! و تا كي بودجه مملكت بايد صرف پروژههايي شود كه به بهانه فاخر و ارزشي بودن تنها پول بيتالمال را به هدر ميدهند و پيام ارزشيشان هم به گوش هيچ كسي نميرسد.