
وقتي انسجام در اين ميان نباشد وقوع چنين اتفاقات و محصولاتي اجتنابناپذير است. پيش از اين هم اتفاقاتي اين چنين در اين دايره رخ داده؛ همچنان كه وقتي فيلمسازي با دولت، شهرداري يا هر سازمان و نهاد ديگري دچار مشكل ميشده به سمت جناحهاي مخالف رفته و به آنان پناه ميبرده است، اينها هم نمونه ديگري از اين مشكلات است. متأسفانه همه اين اتفاقات ناشي از عدم يكپارچگي مديريت فرهنگي است كه در اين بين هم برخي سوء استفاده كرده و ميكنند.
بنابراين توليد چنين محصولاتي از جمله مستند نام برده شده و در اختيار قراردادن برخي پروژههاي فيلمسازي به افرادي بيسابقه آن هم با هزينههايي بالا، اجتنابناپذير و در حال رخ دادن است و تحت تأثير اين نوع مديريت پيش ميآيد.
عدم يكپارچگي مديريت فرهنگي برخي را به مسيري ميبرد كه در اين ميان سوء استفاده كنند. وقتي اين هماهنگي نباشد باعث ميشود كه برخي آدمهاي فرصتطلب بتوانند از اين روزنهها بهره ببرند. اگرچه بايد اين مسئله را هم توجه داشت كه متأسفانه برخي مسئولان در جذب حداكثري آرا اشتباه ميكنند؛ همچنان كه نيروهاي مستعد و باسابقه را كنار ميگذارند و ذوقزدگيشان نتايج غيرمعمولي را به بار ميآورد.
خود همين مسئله نشان ميدهد كه داشتههاي فيلمسازان مورد توجه قرار نميگيرد و گويا برخي نهادهايي اين چنين به جاي بهرهمندي از اين استعداد و داشتهها، تبعيضي را قائل ميشوند كه دليل موجهي ندارد. بنابراين مشخص نيست توليد پروژههايي اينگونه ميلياردي برچه اساسي شكل گرفته است. بايد توجه كرد شايد در مورد هزينههاي فيلمها نتوان آمار دقيق داد اما به طور معمول ساخت فيلمهاي سينمايي بين ۶۰۰ تا يك ميليارد تومان هزينه را دربرميگيرد كه تصور ساخت مستندي ۷۰۰دقيقهاي يا كمتر و بيشتر نتواند رقمي غيرمعمول را مختص خود كند.