در علم اقتصاد بازار را مكاني مينامند كه دراين مكان خريداران و فروشندگان متعددي به دادو ستدبپردازند، به عبارتي منظور از بازار اين است كه نخست عوامل و نهادهاي اقتصادي فراوان ارزآور با فعاليتهاي متنوع در كشور فعال باشند، يعني طرف عرضه ارز رقابتي باشد و دوم آنكه اين عوامل فراوان طرف عرضه با متقاضيان متعدد درارتباط باشند و از مكاني كه اين ارتباط انجام ميپذيرد ميتوان به عنوان بازار ارز نام برد.
دراين بين بايد يادآور شدكه اساساً بايد چنين بازاري وجود داشته باشد تا بتوان از ميان اين عرضهها و تقاضاهاي متعدد يك نرخ منطقي را براي ارز به دست آورد.
باتوجه به موارد فوق به جرئت ميتوان مدعي شد كه ما هيچگاه دركشور بازاري به نام بازار ارز نداشتهايم، بلكه توزيع ارز داشتيم چرا كه حدوداً ۸۰ درصد عرضه ارز در كشور از منابع درآمدهاي نفتي تأمين ميشود و اين منابع تنها دردست يك عرضهكننده به نام دولت قرار ميگيرد كه اين نهاد باتوجه به انحصار قابل ملاحظه ميتواند تنها تعيينكننده نهايي قيمت ارزدراقتصاد باشد.
با توجه به توضيح فوق نميتوان انتظار داشت كه رقم منطقي براي قيمت ارزدركشور به دست آورد، زيرا اساساً كشف قيمت منطقي و حقيقي درگرو وجود بازار با مشخصههاي عنوان شده در بالا ميباشد.
عدم وجود بازار حقيقي درشرايط فعلي موجب ميشود تا بازارهاي ثانويهاي دركنار بازاري كه انحصار آن دراختيار دولت قراردارد تشكيل شود و از همين رو است كه ميبينيم بين قيمت ارز مرجع با ارز آزاد فاصله زيادي قرار دارد. بحث بر سر سياست چند نرخي يا تك نرخي بودن ارز مستلزم يك نظام ارزي است كه متأسفانه در شرايط كنوني ما نه نظام ارزي داريم و نه عرضه كافي ارز و تمام موجودي ارز ما غالباً از درآمدهاي نفتي دولت است كه با نوسانات زيادي همراه ميباشد.
در شرايط كنوني نيز نميتوان بازار نرخ ارز را تكنرخي كرد، حتي باوجود راهاندازي بازار بورس ارز، زيرا بايد براي نياز بازار، ارز داشته باشيد و چون كشور به دليل تحريم ناعادلانه نفتي با كمبود عرضه مواجه است، در شرايط فعلي نبايد مسئولان نام ارزتك نرخي را هم به زبان ببرند، بايد دقت داشته باشيم زيرا عرصه ارزبا مشكل مواجه است.