کد خبر: 481951
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۵
مقصد آموزش و پرورش كجاست؟
وحيد حاج‌سعيدي
جوان: در بين مقوله‌هاي مختلف اجتماعي، مقولات دانش، فرهنگ، تعليم و تعلم از جايگاه رفيعي برخوردارند و اگر بگوئيم شالوده و بنيان جوامع انساني بر اين اصول بنا نهاده شده‌اند؛ بيراه نگفته‌ايم. در جامعه‌اي كه آموزش به نسل جوان به صورت هدفمند و با آينده‌اي دورانديشانه، طراحي مي‌شود، بسياري از گرفتاري‌ها و كژتابي‌هاي اجتماعي رايج در جوامع امروزي، مرتفع خواهند شد و هر قدر سنگ بناي آموزش و تربيت افراد، محكم‌تر و اساسي‌تر نهاده شود، نسلي آگاه‌تر، جامعه‌اي امن‌تر و شهرونداني پوياتر و سالم‌تر خواهيم داشت. بنابراين توجه به نهاد‌ها و سازمان‌هايي كه با امر آموزش و تربيت افراد سر و كار دارند يك اصل محتوم و ضروري است و هر گونه اهمال و سهل‌انگاري در اين بخش، گناهي نابخشودني است. متأسفانه در سال‌هاي اخير عده‌اي سعي كرده‌اند دانسته يا ندانسته، عمدي يا سهوي تغييرات عمده‌اي در زير بناي آموزش و پرورش ايجاد كنند كه در برخي مقاطع اهداف و بازخورد اين اقدامات هيچگاه آشكار نشد. حذف امور تربيتي، تبديل نظام قديم به نظام جديد، تبديل شيوه ترمي واحدي به سالي واحدي، ايجاد پيش دانشگاهي، تغييرات اساسي غير‌ضروري در كتب درسي، تدريس اجباري مديران در شيفت خودشان، حذف زبان انگليسي از پايه اول و موارد متعدد ديگر، بخشي از اين تغييرات هستند كه در بسياري موارد مجبور به بازگشت به سيستم قبل شديم. 

طرح‌هاي ناقص
شايد يكي از دلايل ايجاد اين تغييرات الگوبرداري از كشور‌هاي پيشرفته نظير ژاپن و فرانسه يا كشور‌هاي در حال توسعه و پيشرفت نظير كره جنوبي و مالزي باشد كه قطع به يقين ايجاد هرگونه تغيير بدون در نظر گرفتن امكانات، منابع و زيرساخت‌ها جز خسران و هدررفت منابع چيزي عايد آموزش و پرورش ما نخواهد كرد. از طرفي تعدد طرح‌هاي پيشنهادي باعث شده بسياري از اين طرح‌ها در حد بخشنامه باقي بماند و در اكثر شهرستان‌ها به دليل نبود زيرساخت حتي مطرح نشوند: طرح كرامت، انس با قرآن، طرح سبا، طرح شنا، طرح ورزش صبحگاهي، طرح طناب‌زني، ژيمناستيك، شطرنج، طرح خلاقيت، جابر بن حيان، طرح توصيفي و بسياري از طرح‌هاي ديگر از طرح‌هايي هستند كه لااقل اجراي آنها در شهرستان‌ها و روستاها اجرا نشده يا به طور ناقص و مقطعي اجرا شده است. 

بازيكن با ورزشگاه همخوان نيست!
در مقطع كنوني نيز تيم آموزش و پرورش در حال بازي با سيستمي به نام ۳- ۳- ۶ است كه اين شيوه به هيچ عنوان با بازيكنان (معلمان و دانش‌آموزان) و ورزشگاه‌هاي ما (مدارس) همخواني ندارد. شايد كساني كه از دور نظاره‌گر اين بازي هستند، تصور كنند در اين شيوه يك پايه به مقطع ابتدايي اضافه مي‌شود و يك پايه از مقطع متوسطه حذف مي‌شود و اتفاق خاصي نمي‌افتد. ظاهراً يكي از دلايل اصلي جدي شدن اجراي نظام ۳- ۳- ۶ پافشاري عجيب مقامات آموزش و پرورش براي تغيير ساختاري نظام آموزشي كشور است. هر چند اكثر كارشناسان در مورد ضرورت تحول در نظام تعليم و تربيت متفق‌القول هستند ولي بايد بپذيريم تبعات و مضرات تغيير شتاب‌زده و آني نظام آموزشي يك كشور بيشتر از محسنات آن است. در اكثر كشور‌هاي دنيا در ابتدا يا انتهاي مقاطع تحصيلي، با توجه به نياز و پس از اطمينان از محسنات طرح دست به ايجاد تغيير مي‌زنند و ايجاد تغيير دو سويه عمدتاً نادر است. 

آسيب‌شناسي سيستم ۳- ۳- ۶ نكته قابل تأمل در اجراي اين طرح، اجراي آزمايشي آن است. در جوامع پيشرفته قبل از اجراي يك طرح، آن را به صورت آزمايشي و پايلوت در يك يا چند استان و منطقه اجرا مي‌كنند و در صورتي كه مزايا و اهداف مورد انتظار حاصل شود، مجوز اجراي طرح در بقيه نقاط كشور صادر مي‌شود اما متأسفانه در كشور ما اجراي طرح‌هاي پايلوت به صورت بخشي از فرآيند اجراي طرح محسوب مي‌شود و تابه حال طرحي بعد از اجراي آزمايشي رد نشده است و همه طرح‌ها به مرحله اجراي اصلي مي‌رسند! در خصوص طرح ۳- ۳- ۶ هم داستان به همين گونه است و اراده آموزش و پرورش بر اجراي قطعي اين طرح بوده و هست. اما مشكلات و معضلات عديده‌اي كه قبل از اجراي اين طرح دامنگير مديران مناطق و مديران مدارس شده است، كم نيستند، مثلاً: 

۱- كمبود معلم در مقطع ابتدايي و افزايش نيروي مازاد در مقطع راهنمايي: با عنايت به اينكه تدريس در پايه ششم در تخصص معلمان محترم ابتدايي است، امكان اعزام دبيران راهنمايي و دبيرستان به اين پايه وجود ندارد و در عمل مقطع ابتدايي با كمبود شديد نيرو و مقطع راهنمايي با نيروهاي مازاد مواجه شده‌اند. (چون امسال سال اول راهنمايي نداريم، نيرو‌هاي زيادي در راهنمايي به صورت مازاد و در خدمت درآمده‌اند.) بنابراين مقرر شد در مقطع ابتدايي براي جبران كمبود نيرو، از معاونين اجرايي و پرورشي در امر تدريس استفاده شود و نيرو‌هاي مازاد راهنمايي در مدارس ابتدايي به صورت معاون خدمت كنند. اين در حالي است كه برخي از معاونين مدارس ابتدايي تا به حال تجربه تدريس نداشته‌اند و در طول سال‌هاي خدمت فقط به صورت معاون خدمت كرده‌اند و استفاده از اين افراد كه تجربه تدريس ندارند، چيزي جز سردر گمي دانش‌آموزان و افزايش مشكلات به همراه نخواهد داشت. 

۲- كمبود فضاي آموزشي: مشكل ديگري كه مدارس در حال دست و پنجه نرم كردن با آن هستند، مشكل كمبود فضاي آموزشي است. به دليل ۵ پايه بودن مدارس ابتدايي علي‌الخصوص در روستاها، با افزوده شدن پايه ششم عملاً اين مدارس با كمبود كلاس مواجه شده‌اند كه در برخي استان‌ها براي جبران اين كمبود، سفارش كانكس داده‌اند! 

۳- افزايش فاصله سني: فاصله سني بالاي دانش‌آموزان پايه ششم با دانش‌آموزان پايه‌هاي پايين‌تر از ديگر معضلات اين سيستم است كه بروز مشكلات رفتاري و اخلاقي دور از ذهن نيست. چراكه دانش‌آموزان دختر در اين سن عمدتاً مكلف مي‌شوند و فعل و انفعالات رفتار‌هاي زنانه در آنها آغاز مي‌شود و برخورد آنها با دانش‌آموزان سنين پايين‌تر تبعاتي را به همراه خواهد داشت. در برخي مدارس روستايي هم معضل كلاس‌هاي مختلط با اين طرح تشديد مي‌شود. 

۴- بالا رفتن آمار كلاس‌ها: از آنجا كه منابع انساني در مقطع ابتدايي جوابگوي اين تعداد دانش‌آموز نيست، مديران مجبور به كم كردن تعداد كلاس‌ها و افزايش تعداد دانش‌آموزان در كلاس‌هاي درس تا سقف ۴۰ نفر شده‌اند. حتي در برخي مدارس از مديران خواسته شده تا تعدادي از دانش‌آموزان را به مدارس همجوار هدايت كنند تا از ايجاد دو كلاس جلوگيري شود و مابقي تا سقف ۴۰ نفر در يك كلاس ثبت نام شوند. 

۵- گرفتن سيكل به شرط چاقو(!): نداشتن مردودي در پايه اول در سال جاري و نداشتن پايه دوم و سوم در سال‌هاي ديگر از ديگر معضلات اين طرح است به نحوي كه دانش‌آموزاني كه سال تحصيلي ۹۱- ۹۰ در مقطع اول راهنمايي تحصيل مي‌كردند به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي گرفتن مدرك تحصيلي سيكل نيازي به درس خواندن نيست و هر ساله بدون مردودي به پايه بالاتر مي‌روند! هر چند وزير محترم عنوان كرده‌اند كه دانش‌آموزان تجديدي بايد در دوره‌هاي تابستاني شركت كنند و چند باري امتحان بدهند ولي بايد قبول كنيم كه وقتي پايه‌اي به نام اول وجود ندارد، اين دانش‌آموزان در هر شرايطي به پايه دوم فرستاده خواهند شد. 

۶- آموزش فوري: زماني كه يك كتاب درسي يا حتي يك مطلب درسي تغيير مي‌كند، با برگزاري دوره‌هاي ضمن خدمت، نسبت به رفع اشكالات معلمان و نحوه تدريس كتاب يا مبحث جديد آموزش داده مي‌شود. در اين سيستم قرار است يك پايه با كتاب‌هاي جديد‌التأليف در ۲۰ روز آموزش داده شود كه علي‌الاصول كارايي و كيفيت مطلوب در اين مقطع زماني كوتاه حاصل نخواهد شد. 

عليه غرب يا له غرب؟!
موارد مطروحه بخشي از معضلات اين طرح قبل از اجرا هستند. قطع به يقين اين طرح در ميانه راه نيز با چالش‌هايي روبه‌رو خواهد. شايان ذكر است كه آموزش و پرورش به دلايل عديده‌اي كه بر همگان آشكار است در خوشبينانه‌ترين حالت‌ها و روزها، با مشكلات و گرفتاري‌هايي عجين است كه تاكنون لاينحل باقي مانده‌اند و هر وزيري بايد كج‌دار و مريز با آنها سر كند؛ حال چه اصراري به اجراي اين طرح پرهزينه از نظر مادي و پرفشار از لحاظ ذهني و انساني است، مشخص نيست! جالب اينكه يكي از دلايلي كه مسئولان آموزش و پرورش در دفاع از طرح‌هاي خود به آن متوسل مي‌شدند، اين است كه نظام آموزشي كنوني بر اساس نظام‌هاي درسي غربي و بيگانه با فرهنگ اسلامي و ملي ما تدوين شده و ايجاد يك نظام تربيتي با معيارهاي اسلامي از ضروريات است. اما در زماني كه نوبت به دفاع از طرح۳- ۳- ۶ مي‌رسد مسئولان آموزش و پرورش در پاسخ به منتقدان خود باز هم از كشور‌هاي غربي مايه مي‌گذارند و عنوان مي‌كنند: «نظام ۳- ۳- ۶ در ۱۲۳ كشور جهان از جمله كشورهاي غربي و اروپايي اجرا مي‌شود و امتحان خود را پس داده است!»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار