
دست قهار طبیعت بار دیگر از آستین زلزله بیرون آمد تا قدرت بی همتای خدا و گوشه ای از زلزال آخرت را بر گوش ما نجوا کند. هر چند همگان در برابر مشیت الهی و قانون طبیعی زلزله سر تعظیم فرود آورده و ناگزیر به پذیرش این رویداد غیر مترقبه هستیم اما این حادثه و تبعات مترتب بر آن بار دیگر نشان داد که خانه ها، شهر ها و روستاهای ما تا چه اندازه در برابر زلزله ناامن و بی بنیادند. شاید بهتر باشد بگوییم که چقدر این مساکن و اماکن چقدر در برابر اهمال کاری، بی خیالی و بی تدبیری برخی از مسئولان و ساکنان خانه ها ما بی دوامند ! روستایی بی نوا که شب و روزش در سر مزرعه می گذرد و از دار دنیا تنها گوسفندان خویش را مالک است برای او که حریمی جز خانه ی کاه گلی چند متری متصور نیست اصولا نه با مقاوم سازی و استاندارد زلزله آشنا است و نه دوره هایحین زلزله را آموزش دیده است ! شهروند ساکن آن شهر کوچک که در لابلای مشکلات زندگی روزمره خود تنها به به فکر تامین معاش زندگی خویش است نه وقت حضور در کلاس های کلیشه ای آموزش زلزله را دارد و نه درآمد او چنین اجازه ای را می دهد که به فکر مقاوم سازی خانه و کاشانه ی خویش باشد . در این هنگام بزرگترین و مهمترین مسئولیت ها بر عهده ی دولت ، استانداری ها ،فرمانداری ها و بنیاد های مسکن و ادارات شهرسازی است تا در کنار انبوه کارهای سیاسی و فشرده ی خویش نیم نگاهی نیز به وضعیت مقاومت خانه های روستایی و شهری بیندازند . زلزله ی آذربایجان درس های بسیار دیگری نیز به ما داد. هنوز مردم ما با عبارتی به نام «حفظ خونسردی» در هنگام بروز حادثه بیگانه اند . موج شایعات لحظه به لحظه روحیه مردم شهرهای دورتر را هم ویران می کرد. شایعاتی که چه بسا پیش از آنکه آوار زلزله ستون کاشانه مان را بشکند دلها را به هراس افکنده و باعث شلوغی کاذب معابر و خیابان ها و ترافیک خطوط مخابراتی گردید. آمادگی قبل از زلزله بحثی دیگر است و اقدامات و تدابیر و واکنش شهروندان بعد از زلزله بحثی جداگانه . ضعف های ما در بحث مدیریت بحران و دعوت متفکرانه از مردم شهرها و روستاها به آرامش در این حادثه به طور عریان خود را به رخ ما کشید. رسانه ملی و صدا و سیمای محلی ما در ساعات اولیه ی حادثه واکنش و عملکرد مناسبی از خود نشان نداد. در حالی که شبکه های اینترنتی و کانال های ماهواره ای لحظه به لحظه آمار متفاوت و تفسیرهای بسیاری از زلزله بر روی خروجی اخبار خود قرار می دادند صدا و سیمای ما ترجیح داد تا آنتن را نه با برنامه های امید بخش ، اطلاع رسان ، مدیریت عقلایی حادثه و کاهش اضطراب مردم بلکه با برنامه های روتین و از پیش تدوین شده ی خویش پر کند! زلزله ی آذربایجان تلخی بسیار داشت اما تلخی این زلزله زمانی بر کام ما بیشتر می شود که بدانیم متاسفانه باز همه ی این حوادث و تبعات آن بعد از مدتی به دست فراموشی سپرده شده و انگیزه و اراده ای جدی برای مقاوم سازی بناها، ارتقای سطح اطلاعات مردم روستاها و شهرها در قبال زلزله و بهسازی روستاها و راه های مواصلاتی آن وجود نخواهد داشت. ای کاش قدرت و اراده ی بهره گیری از تجارب ارزشمند کشورهای آسیای جنوب شرقی در هنگام بروز حادثه در میان مردم و مسئولان ما ایجاد شود تا دیگر بار شاهد حوادثی تلخ و پرپر شدن شکوفه های زندگی هزاران خانه و کاشانه نباشیم.