
جلوگيري از ورود كاميونهاي سوخت ناتو از خاك پاكستان در شرايطي است كه اشغالگران خارجي افغانستان به رهبري ناتو، از ابتداي حمله به اين كشور در سال ۲۰۰۱ تجهيزات و سربازان خود را از راه پاكستان به افغانستان تأمين ميكنند. پاكستان براي بازگشايي دوباره مرزهاي خود به روي كاميونهاي ناتو خواستار افزايش تعرفه گمركي، عذرخواهي رسمي كاخ سفيد از حملات خودسرانه ارتش امريكا و ناتو به مناطق قبايلي و توقف حملات هواپيماهاي بدون سرنشين به اين مناطق شده بود.
در شرايط كنوني دولت امريكا ضمن اينكه به هيچ كدام از شرطهاي دولت پاكستان توجه نكرده بلكه در چارچوب سياست تركيبي مذاكره و فشار تلاش دارد اسلامآباد را به تجديدنظر در مواضعش وادار كند.
در دستور كار قرار دادن اين سياست در شرايطي است كه به نوشته روزنامه امريكايي لسآنجلستايمز، دولت امريكا به موازات سفرهاي مقامات غربي به پاكستان، كاخ سفيد به سازمان اطلاعات مركزي امريكا (سيا) دستور داده است با افزايش حملات هواپيماهاي بدون سرنشين به مناطق قبايلي پاكستان، اسلامآباد را براي بازگشايي مرزهاي اين كشور براي عبور كاميونهاي ناتو به مقصد افغانستان تحت فشار قرار دهد. همين مسئله سبب شد تا پس از كشوقوسهاي فراوان اين مسير باز شود.
تحليل رخداد آنچه مسلم است اينكه حمله شش ماه پيش بالگردهاي ناتو به دو پاسگاه مرزي با توجه به نقض استقلال و حاكميت پاكستان و استمرار آن از سوي نيروهاي خارجي باعث خشم و نفرت شده است تا آنجا كه احزاب مذهبي، حزب مسلم ليگ شاخه «نواز شريف» و جماعت اسلامي مخالفت مطلق خود را با بازگشايي راه تداركاتي ناتو اعلام كردند. موضعگيري سريع احزاب و گروههاي متنفذ پاكستاني در اينباره در حالي است كه برخي از كشورها از جمله عربستان از مقامات پاكستاني خواستار بازگشايي راههاي ترانزيتي ناتو در اين كشور شدهاند. در كنار اين رويكرد كشورهاي منطقه، مقامات غربي نيز از جمله مقامات ارشد امريكا و انگليس يكي پس از ديگري براي تحت فشار قرار دادن دولتمردان پاكستاني وارد اسلامآباد شدند. بسته بودن اين گذرگاه، رويكردي كه ادامه آن از سوي مقامات پاكستان، هزينههاي سرسامآوري را به ناتو و امريكا براي انتقال تجهيزات به افغانستان – در مقايسه با ساير روشها همچون هواپيما يا از مسير آسياي مركزي- به همراه داشته است.
از زمان بسته شدن مسير پاكستان، نيروهاي ناتو بخشي از نيازهاي خود را از مسير شمالي يعني كشورهاي روسيه، قزاقستان، ازبكستان و تاجيكستان را شامل ميشود، تأمين كردهاند. طول مسير شمالي پنج برابر بيشتر از مسير پاكستان است. در كنار اين موضوع هزينه حمل كالا از كراچي به افغانستان هر كيلو ۳۰ سنت بود، اما هزينه حمل همين ميزان كالا از مسير شمالي بالغ بر سه دلار است. به طور كلي هزينه ترانزيت كالاي مورد نياز ناتو از مسير شمالي ماهي ۱۰۴ ميليون دلار اعلام شده است كه در مقايسه با هزينه ۱۷ ميليون دلاري ترانزيت از مسير پاكستان افزايشي ۵۱۲ درصدي نشان ميدهد.
با درك اين شرايط است كه دولتمردان غربي براي بازگشايي مسير تداركاتي پاكستان از هر امكاني استفاده كردند تا شايد مقامات پاكستان به اين خواسته مقامات غربي تمكين كنند، اما حاصل تلاشهاي اين كشورها تاكنون ره به جايي نبرده است تا آنجا كه وزير دفاع امريكا در آخرين موضعگيري خود در اين باره خاطرنشان كرده كه كاسه صبر كاخ سفيد از عملكرد پاكستان در به اصطلاح مبارزه با تروريسم لبريز شده و باراك اوباما، رئيسجمهوري امريكا نيز دستور افزايش حملات هواپيماهاي بدون سرنشين به مناطق قبايلي پاكستان را صادر كرده است. آنچه مسلم است به اعتقاد بسياري از كارشناسان سياسي شبهقاره اگر تلاشهاي سياسي چند ماه گذشته امريكا و ناتو را با اظهارات تند مقامات اين كشورها در هفتههاي اخير در كنار هم قرار دهيم، اين موضوع نشانگر سراسيمگي مقامات غربي در اين باره و حائز اهميت بودن مسير مواصلاتي پاكستان براي ناتو است.
اكنون اين سؤال مطرح ميشود چرا دولت پاكستان به رغم همسويي يك دهه خود با امريكا در منطقه - از زمان مشرف تاكنون- اكنون از سياستهاي منطقهاي غرب (امريكا) پيروي نميكند؟ كارشناسان سياسي در پاسخ به اين سؤال دو ديدگاه مختلف را مطرح كردهاند:
الف) نگاه بدبينانه بعضي از كارشناسان بر اين اعتقادند كه اين رويكرد مقامات اسلامآباد در شرايط كنوني مقطعي است و بيشتر براي به دست آوردن امتيازهاي سياسي و اقتصادي از امريكا صورت ميگيرد. اين كارشناسان در سطح سياسي بر اين موضوع تأكيد ميكنند از آنجا كه نگاه دولتمردان امريكايي در شرايط كنوني از پاكستان به سمت هند معطوف شده است، دولتمردان پاكستان با چرخش مواضع مقامات واشنگتن موافق نيستند و به همين دليل با بهانه قرار دادن حمله هواپيماهاي ناتو به پاسگاه مرزي پاكستان درصدد جلب نظر تيم اوباما هستند. همين كارشناسان در كنار اين موضوع به سطح اقتصادي اين موضوع نيز اشاره ميكنند.
به اعتقاد اين كارشناسان افزايش كمكهاي اقتصادي سالانه امريكا به پاكستان از ديگر مطالبات رهبران سياسي اسلامآباد در اين ماجرا محسوب ميشود. البته اين كارشناسان در ادامه به اين موضوع هم پاي ميفشارند كه اين رويكرد پاكستان نميتواند دائمي باشد چراكه از آنجا كه مقامات دموكرات كاخ سفيد براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري امسال نيازمند به ارائه كارنامه پيروزبخشي در افغانستان هستند به همين دليل به باور اين تحليلگران، مواضع امريكا در قبال رويكرد دوگانه پاكستان مسالمتآميز نخواهد بود. از همين منظر از نظر اين كارشناسان در آينده نزديك، دولت پاكستان يا با خواستههاي مقامات كاخ سفيد در منطقه همكاري خواهد كرد يا اينكه دولت امريكا در خوشبينانهترين نگاه خود، تجزيه پاكستان- بلوچستان - را در دستور كار جدي خود قرار خواهد داد. به همين دليل اكنون به باور اين تحليلگران بازي دوگانه پاكستان به سر رسيده است به همين دليل دولتمردان اسلامآباد يا بايد همكاري كاملي با امريكا و ناتو داشته باشد يا اينكه منتظر به اصطلاح تجزيه اين كشور باشند، تجزيهاي كه به هيچ عنوان با منافع مردم، ارتش، دولت، احزاب و گروههاي سياسي همخواني ندارد.
ب) نگاه خوشبينانه
برخي ديگر از كارشناسان سياسي مسائل آسيا، در اينباره نگاه كاملاً متفاوتي نسبت به ديدگاه اول – بدبينانه - ارائه ميكنند. اين كارشناسان با رد نظرات قبلي با نگاه خوشبينانهاي تحولات جاري پاكستان را تحليل ميكنند. اين كارشناسان به همين منظور در تأييد فرضيه خود، دلايلي نيز اقامه ميكنند:
۱- به طور كلي با توجه به روابط دو كشور پاكستان و افغانستان به لحاظ همسايگي دو كشور با هم، مرز مشترك طولاني و وجود اقوام مشترك – پشتون - در دو طرف مرزهاي افغانستان و پاكستان و... مسائلي از اين دست به هم تنيده شده است، البته اگر موضوع شكلگيري طالبان و حمايت اسلامآباد از اين گروه در يك دهه گذشته در برابر نيروهاي غربي را به اين مصاديق اضافه كنيم، به هم پيوستگي تحولات سياسي پاكستان و افغانستان در شرايط كنوني نيز بيشتر روشن ميشود. آنچه مسلم است با گذشت حدود ۱۱سال از حضور نيروهاي غربي در افغانستان، دولتمردان غربي (امريكا، انگليس و ناتو) براي خروج آبرومندانه از افغانستان تا ۲۰۱۴، از حدود يك سال پيش با تغيير رويكرد قبلي خود در افغانستان يعني «مبارزه با طالبان»، «راه مذاكره با طالبان» را در پيش گرفتهاند و در اين راه مذاكراتي را با اعضاي طالبان در بعضي كشورهاي اروپايي و عربي – قطر – انجام دادهاند. آنچه مسلم است اينكه به موازات اين مذاكرات، رفتوآمدهاي مقامات ارشد كشورهاي غربي به اسلامآباد نيز صورت گرفته است.
به اين منظور كه شايد بتوانند همراهي دولت پاكستان در مذاكرات امريكا با طالبان را كسب كنند. توجه مقامات غرب به اسلامآباد از اين نظر اهميت دارد كه دولت پاكستان در طول يك دهه گذشته كه نيروهاي خارجي افغانستان براي شكست طالبان در اين كشور حضور داشتهاند به اصطلاح با رويكرد دوگانه خود، از طالبان حمايت ميكرد و به همين دليل كشورهاي غربي براي موفقيت در مذاكره، فشار به عقبه استراتژيك اين گروه يعني اسلامآباد را در دستور كار خود قرار دادند. پس در حال حاضر كشورهاي غربي دو مذاكره را در كنار هم دنبال ميكنند، يكي مذاكره «امريكا با طالبان» و ديگري «مذاكره امريكا با پاكستان» كه همين موضوع نشانگر هم پيوستگي مسائل سياسي دو كشور محسوب ميشود.
۲- اما نكته دوم به اختلافنظرهاي پاكستان و امريكا مربوط ميشود. آنچه در حال حاضر باعث تيرگي روابط دوكشور شده، به حمله پارسال نيروهاي غربي به پاسگاه مرزي مهمند پاكستان مربوط ميشود كه در آن حمله ۲۴ نفر از سربازان پاكستاني كشته شدند. به دنبال اين اقدام نيروهاي غربي، دولت اسلامآباد مسير تداركات ناتو در پاكستان را بست و خواستار توقف حملات هواپيماهاي بدون سرنشين به خاك پاكستان شد. در اين مدت اسلامآباد دركانون رفتوآمدهاي سياسي مقامات كشورهاي غربي قرار گرفته است. هدف اصلي اين رفت و آمدها در نهايت همراه كردن سياست اسلامآباد با منافع كشورهاي غربي و در رأس آن بازگشايي مجدد مسير تداركات ناتو است.
۳- از سوي ديگر روابط دو كشور در يك دهه گذشته نيز با فراز و نشيبهايي همراه بوده است. از زمان مشرف –بوش تا زرداري- موضوع مهمي كه به فاصله گرفتن واشنگتن و اسلامآباد منتهي شده، به اصطلاح رويكرد دوگانه پاكستان در مواجهه با مبارزه با تروريسم و طالبان است. دولتهاي جمهوريخواه بوش و دموكرات اوباما كراراً بر اين موضوع پاي ميفشارند كه دولت پاكستان در سياستهاي اعلامي و اعمالي خود در قبال افغانستان و مبارزه با تروريسم متفاوت عمل ميكند چرا كه از يك طرف دولت پاكستان داعيه حمايت از سياستهاي غرب در منطقه دارد و از طرف ديگر مأمن نيروهاي ضدغربي و پشتيبان اين نيروها محسوب ميشود و اين رويكرد اسلامآباد مورد قبول امريكا نيست و به همين دليل دولت پاكستان در يك دهه گذشته با سياستهاي تنبيهي امريكا و غرب نيز مواجه شده است. پس نتيجه اينكه، با توجه به سياستهاي پاكستان در منطقه، اختلافنظر دو كشور موضوع جديدي نيست و از سابقه بيش از ۱۰ سال برخوردار است.
۴- اگر مروري بر تاريخ روابط دو كشور امريكا و پاكستان داشته باشيم، پاكستان بعد از جنگ سرد جايگاه خود را در سياست خارجي امريكا تا حدود زيادي از دست داده است و به موازات آن هند جايگزين آن شده است. نكته قابل ذكر در اين باره اينكه بعد از تحولات ۱۱سپتامبر و حمله امريكا به افغانستان و عراق تاحدودي دولت امريكا براي پيشبرد جنگ در افغانستان توجه خود را به دولت پاكستان معطوف ساخت. اين توجه از اين نظر حائز اهميت است كه از آنجا كه طالبان از پيوندهاي عميقي- از نظر سياسي و قومي- با گروههاي داخلي و دولت پاكستان برخوردار بود دولت امريكا در ۱۱ سال گذشته براي فائق آمدن بر طالبان، با كمكهاي مالي سالانه از پاكستان، دست نياز خود را به سمت اسلامآباد دراز كرد. (البته در بعضي مواقع تهديد) به باور كارشناسان سياسي دولت پاكستان در طول يك دهه گذشته (مشرف تا زرداري)، با درك جايگاه استراتژيك خود در معادلات منطقه، با اتخاذ سياستهاي واقعبينانه در قبال افغانستان- متناسب با شرايط منطقه - روز به روز به اهميت خود در منطقه افزود. به بيان ديگر دولت امريكا و نيروهاي غربي – ناتو- با گذشت بيش از ۱۰ سال حضور خود در افغانستان و تحمل تلفات فراوان نظامي و اقتصادي و به موازات آن افزايش انتقادهاي سياسي در داخل كشورهاي غربي، سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه شكست واقعي طالبان با توجه به شرايط جهاني و حمايتهاي منطقهاي آن –پاكستان- دور از دسترس قرار دارد و به همين دليل براي جلوگيري از شكست احتمالي در اولين مأموريت ناتو خارج از قلمرو تعريف شده خود، به سياست «مذاكره با طالبان» به جاي «مبارزه با طالبان» روي آورند.
پرواضح است كه در سياست جديد نيز، نقش دولت پاكستان در مذاكرات با طالبان نيز به عنوان پاشنه آشيل دنياي غرب محسوب ميشد چراكه هرگونه مذاكره كشورهاي غربي با طالبان بدون نقشآفريني دولت پاكستان مقدور نخواهد بود و همين امر كشورهاي غربي را ناگزير ساخته براي رسيدن به صلح با طالبان، علاوه بر مذاكره با اين گروه، مذاكراتي را نيز با دولت پاكستان به عمل بياورند موضوعي كه با توجه به اقتضائات جديد منطقه- تيرگي روابط امريكا با پاكستان به خاطر بسته ماندن مسير تداركات ناتو - تاكنون به سرانجام نرسيده است.
۵- از آنجا كه جايگاه پاكستان در منطقه در مقايسه با زمان جنگ سرد تا حدودي كمرنگ شده است، اما رهبران اين كشور- ارتش، دولت و گروههاي سياسي – براي احياي جايگاه قبلي خود در منطقه و همين طور حفظ موازنه قوا در برابر دشمن قديمي خود يعني هند، دولت افغانستان را در صدر سياست خارجي خود قرار دادهاند به اين معني كه تلاش دولت پاكستان در منطقه بر اين موضوع استوار شده است كه دولتي در افغانستان روي كار بيايد يا تحتالحمايه اسلامآباد باشد (مثل طالبان) يا با سياستهاي اين كشور در منطقه همراه باشد، به باور بسياري از كارشناسان سياسي «افغانستان عمق استراتژيك پاكستان» محسوب ميشود و رويكرد دوگانه اسلامآباد در يك دهه گذشته در قبال تحولات سياسي افغانستان نيز از اين منظر قابل تحليل است و با در نظر گرفتن اين شرايط است كه در حال حاضر نيز حاكميت پاكستان بهرغم تيرگي روابط خود با امريكا، همچنان اين سياست بنيادين را در افغانستان دنبال ميكند هر چند كه براي رسيدن به اهداف خود هزينههايي نيز پرداخت ميكند. به هر حال آنچه مسلم است حكومت پاكستان براي احياي جايگاه خود در منطقه ناگزير است از برگ افغانستان در مناسبات خود با كشورهاي غربي و همين طور كشورهاي منطقه استفاده كند.
۶- به باور بسياري از تحليلگران سياسي با توجه به شرايط داخلي (ساختار قدرت) و خارجي (شرايط نيروهاي منطقه) پاكستان، به رغم مشكلات سياسي و اقتصادي اين كشور، شرايط به نفع پاكستان در منطقه رقم ميخورد. آنچه مسلم است اينكه كشورهاي غربي با توجه به نشست ليسبون و شيكاگو تا سال ۲۰۱۴ نيروهاي خود را از افغانستان خارج خواهند كرد، اما نكته مهم در اين موضوع اينكه كشورهاي غربي به رغم حضور ۱۱ ساله خود در افغانستان از كارنامه سياسي درخشاني در اين كشور برخوردار نيستند به همين دليل در اين فرصت كوتاه باقي مانده، كشورهاي غربي به ويژه دولت امريكا نيازمند يك موفقيت جدي در افغانستان هستند. به باور كارشناسان سياسي براي رسيدن به هر گشايشي در افغانستان نقش كشورهاي منطقه به ويژه پاكستان بيش از گذشته شده است به همين دليل هرگونه مذاكرات در افغانستان (تقسيم قدرت، مذاكره با طالبان، و...) مستلزم به بازي گرفتن اسلامآباد است.
۷- و نكته آخر اينكه دولت امريكا با درك شرايط منطقه، در ماههاي اخير براي تغيير رفتار حكومت پاكستان در سه سطح وارد عمل شده است: ۱) ابتدا با تيره شدن روابط دو كشور هيئتي را عازم اسلامآباد كرد تا با مذاكره با مقامات پاكستان مسير ناتو را باز كنند، اما به رغم حضور شش هفتهاي تيم مذاكرهكننده امريكايي در اسلامآباد، اين تيم با دست خالي از اين كشور بازگشت. ۲) وقتي كه مشكل امريكا با مذاكره جواب نداد اوباما دستور افزايش حملات هواپيماهاي بدون سرنشين سازمان سيا را صادر كرد تا شايد دولتمردان اسلامآباد با خواسته مقامات امريكايي همراه شوند. ۳) با سفر سرزده وزير دفاع امريكا به كابل، دو كشور عملياتهاي مشتركي را در عمق خاك پاكستان براي تحت فشار قرار دادن مقامات اسلامآباد كليد زدند و به موازات آن جان آلن، فرمانده ناتو را براي تكميل پازل خود و در واقع تحت فشار قراردادن پاكستان راهي اسلامآباد كردند.
۹- و نكته آخر با در نظر گرفتن ملاحظات فوقالذكر اينكه دولت امريكا پس از هفت ماه پيگيري سياست هويج و چماق در قبال پاكستان در نهايت ناگزير شد از مواضع قبلي خود عقبنشيني كند و وزير خارجه اين كشور ناچار شود به خاطر حمله هواپيماهاي بدون سرنشين امريكا به پاسگاه مرزي پاكستان در ۹ آذر سال گذشته عذرخواهي كند و به دنبال آن فضا براي بازگشايي مجدد مسير ناتو در اين كشور فراهم شد، موضوعي كه با مخالفت احزاب و گروههاي داخلي پاكستان مواجه شد.
آينده رخداد آنچه مسلم است اينكه تحولات داخلي پاكستان (اختلافات دادگاه قانون اساسي با دولت) و نزديك شدن انتخابات پارلماني اين كشور فرصت مناسبي است تا كانونهاي قدرت اين كشور در كنار بازيگران خارجي به ايفاي نقش بپردازند. به هر ترتيب با توجه به شرايط منطقه، در فاصله حدود هشت ماه مانده به برگزاري انتخابات احتمالاً هيئت حاكمه پاكستان با مسائل و چالشهاي جديدتري روبهرو شود. به هر تقدير «اختلاف نظر دولت پاكستان با امريكا در مورد بازگشايي مسير تداركاتي ناتو، حل مشكلات كشورهاي غربي در افغانستان و رابطه آن با اسلامآباد، حمله هواپيماهاي بدون سرنشين امريكا به خاك پاكستان، موضوع هند و چين و مسائل داخلي پاكستان (مشكلات اقتصادي، كمبود برق و انرژي و... )» از جمله متغيرهايي هستند كه مجراي دخالت كشورهاي غربي در پاكستان و نتايج انتخابات پارلماني آينده اين كشور را رقم خواهد زد. البته در اينباره بايد به نقش كشورهاي غربي ازجمله امريكا و انگليس نيز اشاره كرد كه به طور نامحسوس بر سر منافع خود در اين كشور با يكديگر رقابت دارند.