
شغل اين بانوي سالمند، كبريتفروشي است و با اين سن و سال ناچار است خرج و مخارج خانوادهاش را تأمين كند! اين بانوي سالمند در ماه مبارك رمضان هم روزه است و زير آفتاب سوزان، كبريت ميفروشد.
بنا به گفته اين پيرزن، يك روز در كنار خيابان جواني ميآيد و يك تراول ۵۰ هزار توماني به او ميدهد. او هم تراول را براي اجارهخانه به صاحبخانه تقديم ميكند و همين ۵۰ هزار تومان كلي زندگي پيرزن را جلو مياندازد. از نظر او، زندگي خوب يعني روزي حلال و ۵۰ هزار تومان پول!
به محض انتشار اين گزارش، هموطنان عزيز از جاي جاي كشور تماس گرفتند و آمادگي خود را براي كمك به اين بانوي نيازمند اعلام كردند. تماس گيرندهها از سراسر كشور بودند. آنقدر تعدادشان زياد بود كه به خودمان باليديم در سرزميني زندگي ميكنيم كه مردمانش در وادي معرفت و غيرت نفس ميكشند. يكي از اين هموطنان دغدغهمند و متعهد، يك جوان بود كه آدرس و شماره پيرزن را ميخواست تا در حد وسعش به او كمك كند.
به او گفتيم آدرس اين بانو را فردا صبح ميتوانيم به او بدهيم. اصرار كرد. گفتيم آفرين به اين شتاب در كار خير! گفت چون سرباز وظيفه است ميترسد درگير وظايف پادگان و سربازي شود و زمانش محدوديت طي كند. ريههاي احساسمان پر از هواي تازه شد از اين همه معرفت. واقعاً درود بر اين تعهد و نوعدوستي.
يكي ديگر از اين خوبان، پيشنماز روزنامه بود كه او هم به محض خواندن اين مطلب، به گروه اجتماعي آمد و اعلام آمادگي كرد كه وضعيت اين بانو را پيگيري كند. يك دختر نوجوان و كم سن و سال از تهران هم جزو تماس گيرندهها بود.
او گفت هم پدرش كمك ميكند، هم مادرش و هم خودش. البته اين را هم تصريح كرد كه كمك خودش ناچيز است چون پول توجيبياش را ميخواهد براي كمك بدهد! تا لحظه نوشتن اين مطلب (ساعت ۲۲ روز يكشنبه پانزدهم مرداد)، ۵۶ نفر از هموطنان ارجمند براي كمك به اين بانوي سالمند تماس گرفتهاند. در حاشيه قابل تقدير بودن تعهد و نوعدوستي اين خوبان، سكوت نهادي كه وظيفهاش رسيدگي به امور نيازمندان است جاي تأمل و تاسف دارد!
كمكهاي مردمي، افراد نيازمندي همچون پيرزن كبريت فروش را تا مدتي تأمين ميكند اما اين نيازمندان، مابقي جاده را با كدام رهتوشه بايد طي كنند؟! مگر نبايد كميته امداد، سايه حمايتش را بر سر نيازمندان بگستراند؟ چگونه است كه وقتي خبري در روزنامه درج ميشود كه انتقاد از كميته امداد است، دوستان اين نهاد بلافاصله تماس ميگيرند و مراتب گلايه خود را ابراز ميكنند اما هنگامي كه مطلبي درباره يك نيازمند منتشر ميشود، دل ما بايد براي يك تماس از طرف اين دوستان لك بزند و موهايمان از انتظار سپيد شود؟! جداي از اين يك مورد، طي سه سال گذشته ما در گروه اجتماعي روزنامه، موارد گوناگوني از مشكلات و نيازهاي افراد نيازمند را بازتاب دادهايم اما حتي يك بار هم پيش نيامده است كه از سوي كميته امداد در اين باره پيگيري شود و اين نيازمندان از سوي اين نهاد مورد حمايت قرار بگيرند! آيا رسالت كميته امداد، جز اين است كه بايد هرجا نيازمند مستحقي را يافت، بيدرنگ به ياريش بشتابد؟!