يك) اول اينكه بر اساس گزارشهاي رسيده، خودروي حامل جناب وزير تويوتا لندكروز بوده است. اين نكته با شعار سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني در تناقض است. اگر قرار بر استفاده از توليد ايراني است، چرا وزارت راه و شهرسازي از خودروهاي توليد داخل براي مأموريتهاي خود استفاده نميكند؟
دو) نكته ديگر ناظر به سرعت بالاي خودروي آقاي وزير و احتمال خوابآلودگي راننده ايشان در هنگام بروز سانحه است. كارشناسان راهنمايي و رانندگي ميگويند دليل واژگوني خودروي وزير راه و شهرسازي سرعت غيرمجاز آن بوده است. كاش مسئولان ما ميدانستند تخطي از قانون از سوي مجريان قانون چه اثر جامعهشناختي غيرقابل جبراني بر پيكره جامعه ميگذارد. كاش حواسشان بود كه همين يك خبر تا چه حد ميتواند رشته تبليغات و فرهنگسازي نصفه و نيمه براي رانندگي با سرعت مطمئنه را پنبه كند.
سه) علاوه بر اين برخي علت حادثه رانندگي وزير راه و شهرسازي و همراهان وي را شيب تند جاده دماوند در حوالي پروژه مسكن مهر «مهرآباد» رودهن ميدانند كه با وجودي كه امكان سرعت بالاي ۱۲۰ كيلومتر در ساعت در اين مكان وجود ندارد، كنترل اتومبيل را سخت ميكند. ياد ضرب المثل «خياط در كوزه افتاد» افتاديم! بسيار شنيدهايم كه ميگويند تا كسي گرفتار درد نشود حرف دردمند را متوجه نميشود. خداي ناكرده ما كه از گرفتاري كسي خوشحال نميشويم اما حال كه اين اتفاق افتاده لابد جناب وزير بخش بيشتري از ظرفيت وزارتخانه متبوع خود را به ايمنسازي راهها و جادهها و اصلاح مهندسي و ترافيكي آنها اختصاص ميدهد.