
روز گذشته ديپلماتهاي دو كشور ايران و امريكا در دو نقطه نزديك به هم سفر كردند تا از وضعيت منطقه ارزيابي دقيقي داشته باشند يا به تعبير ديگر، وزن سياسي خود را نزد افكار عمومي منطقه و جهان محك زده باشند.
دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي با سفر به لبنان و ديدار با مقامات بلندپايه لبناني تلاش كرد ضمن دريافت ديدگاههاي طرف لبناني، خواستههاي جمهوري اسلامي ايران را در شرايطي كه منطقه دچار التهاب شديد شده است، به نوعي منتقل كند و ارزيابي دقيقي از وضعيت تحركات تروريستها در مرز سوريه و لبنان داشته باشد. جليلي در حالي تهران را به مقصد لبنان ترك ميكرد كه با هيچ بحران امنيتي در كشور خود مواجه نبود و ايرانيها بدون توجه به هياهوي تبليغاتي دشمن در بحث تحريمها، زندگي روزمره و هميشگي خويش را ميكردند و از قضا، رسانه ملي با پخش اعترافات عوامل موساد و سيا در ترور دانشمندان هستهاي كشورمان، اقتدار دستگاههاي امنيتي كشور را به خوبي به تصوير كشيده بودند و عمق نفرت ملت ايران را از دشمنان خود و در رأس آنها امريكا و رژيم صهيونيستي كه مديريت ترور دانشمندان هستهاي را بر عهده داشتند ابراز كرده بود. جليلي مصداق روشن توكل الهي و اعتقاد به راه و روشي است كه امام راحل براي راهبرد درازمدت انقلاب اسلامي ترسيم كرده است، از اين رو با آرامش و متانت مثالزدني ديدارهاي خود را انجام و در اوج التهاب منطقه، با اميد به فضل الهي، نويد پيروزي جبهه حق و شكست جبهه استكبار را به مقامات لبناني داد.
كمي اين سوتر در همسايگي لبنان، شاهد يك سفر غيرمنتظره بوديم و اين بار وزير خارجه كشوري به تركيه سفر ميكرد كه از هر جهت شرايط متفاوتي براي اين سفر داشت. كلينتون در حالي سفر خود به تركيه را آغاز ميكرد كه از لحاظ امنيت داخلي و به فاصله كمتر از يك ماه، شاهد دومين اقدام وحشيانه تروريستي در يكي از ايالتهاي خود بود، آن هم توسط يك شهروند اصيل امريكايي كه با شليك گلولههاي پيدرپي، جان ۸ نفر را گرفت و بيش از ۳۰ نفر را روانه بيمارستان كرد؛ اقدامي كه در نوع خود به جهت حمله به يك مكان مذهبي براي اقليتي صاحب حقوق شهروندي! كمنظير بود. حالا كلينتون با اين خاطره تلخ بايد كشور خود را ترك كند تا با شعار دموكراسيخواهي در خاورميانه، شعار پرطمطراق حقوق بشر و دموكراسي را براي ملت سوريه سر دهد، آن هم با تسليح يك گروه مسلح تروريستي كه هيچ قرابتي با آموزههاي حقوق بشري و دموكراسي حتي با نرمهاي غربي ندارد.
كلينتون در حالي سراسيمه به تركيه رفت كه اخبار ناگوار شكست و عقبنشيني تروريستهاي تسليح شده امريكا در حلب كه براي او حكم بنغازي ليبي را داشت، آزاردهنده شده بود و ظاهراًً رفته بود تا در رايزني با مقامات تركيه و كشورهاي حامي تروريسم، از افتضاح پيش آمده جلوگيري كند. كلينتون به تركيه سفر كرد تا يك بار ديگر استراتژيهاي پيادهشده خود را در سوريه مرور كند تا شايد بتواند از رهگذر اين بررسي، دلايل شكست سياستهاي كاخ سفيد را بيابد. او به منطقه آمد تا به تروريستها و كشورهاي حامي تروريسم سوريه اعم از تركيه، عربستان و قطر نشان دهد، كاخ سفيد اكنون كه همه حيثيت بينالمللي خود را براي سقوط دولت بشار اسد به ميدان آورده است، حاضر نيست به اين سادگي صحنه را ترك كند. غافل از آنكه اراده ملت سوريه با تشكيل جيش الشعبي و گردانهاي مردمي بر آن قرار گرفته است كه تمامقد در مقابل توطئه امريكا، رژيم صهيونيستي و ايادي منطقهاي او بايستند.
ملت سوريه راه مقاومت و عدمتمكين در مقابل خواستههاي ناحق دشمنان را انتخاب كرده و اين همان نسخه نجاتبخشي است كه امام راحل براي ملتهاي آزاده جهان به ارمغان آورد و جليلي حاصل همين پيام ايستادگي به ملت لبنان بود. جليلي به لبنان سفر كرد تا براي ملت سوريه آينه تمامنماي جنگ ۳۳ روزه را به تصوير بكشد و مردم سوريه حاصل ايستادگي امروز خود را در اندكزماني مشاهده كنند و كلينتون به تركيه سفر كرد تا بار ديگر با بسيج همه امكانات مالي، اطلاعاتي و تسليحاتي به مخالفان و تروريستهاي سوريه، ديگر بار شاهد شكست جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه نباشد. جليلي به لبنان سفر كرد تا به ملت سوريه و منطقه اين نويد را بدهد كه ماه رمضان ميتواند يادآور پيروزي جنگ بدر در صدر اسلام باشد. به هر حال به نظر ميرسد ديروز لبنان و تركيه محلي براي وزنكشي ايران و امريكا و به تعبير صحيحتر آن، محلي براي وزنكشي حق و باطل در شرايط التهابآميز منطقه بود.