
زماني كه جنگ شش روزه بين اعراب و اسرائيل آغاز شد و جامعه عرب، حداقل بخش تأثيرگذار و مطرح آن روز، متقاعد شد براي رهايي از غده سرطاني صهيونيسم ناچار به ايستادگي در مقابل اين رژيم جعلي است، هيچكس باور نميكرد ۴۵ سال پس از آن جنگ، اين سناريو به گونهاي ديگر طراحي و رقم بخورد و همه آن كساني كه در يك جبهه عليه رژيم صهيونيستي ميجنگيدند، يكباره بر متحد ديروز خود صفآرايي كنند. هر چند در ژوئن ۱۹۶۷ هم، انگيزه جنگيدن در مقابل رژيم صهيونيستي توسط رهبران عرب آن روز چندان برجسته ديده نميشد و برخي از سران عرب با اكراه از سرستيز با اسرائيل وارد شدند و همين ويژگي بود كه باعث شد كشورهاي درگير جنگ با صهيونيستها در فاصله شش روز كه بهتر است بگوييم در كمتر از ۱۲ ساعت، با وجود برخورداري از نيروي نظامي چند برابر و تجهيزات جنگي حداقل دو برابر، سرزمين خود را محترمانه تقديم صهيونيستها كردند، ولي حداقل اين اراده در ميان رهبران عرب آن روز بود كه دشمن مشترك آنها رژيم صهيونيستي است و بايد براي مقابله با چنين رژيمي، اختلاف جزيي را كنار گذاشته و يكپارچه و در يك صف عليه صهيونيستها بجنگند. كشورهاي متحد ديروز براي تقابل با اسرائيل، امروز در كجا قرار گرفتهاند و با كدام جبهه در جنگند؟ در يكسو مصر قرار دارد كه با وجود تحولات ساختاري و تغيير در بدنه دولت آنچه با روي كار آمدن «محمد مرسي» اتفاق افتاد، باز شدن گذرگاه رفح و انتقال نيازهاي روزمره نوار غزه از مصر است، ولي عملاً مراودات سياسي و تجاري بين رژيم صهيونيستي با مصر با همان شدت گذشته صورت ميگيرد و شركتهاي اسرائيلي كمافيالسابق بيشترين سود اقتصادي را از مصر ميبرند و در اين شرايط حتي دولت مرسي هم با اعمال فشار سياسي و بيان مواضع نسبتاً تند خواهان تغيير نظام سوريه است و اين سياست را در راستاي ژست انقلابي خود بدون ملاحظه نقش سوريه در مبارزه با رژيم صهيونيستي اتخاذ ميكند. در سوي ديگر اين ميدان،اردني قرار دارد كه نوار مرزي خاك خود را در اختيار تروريستهاي سوريه قرار داده است تا او نيز توانسته باشد با توبه از گذشته خويش، دست دوستي به رژيم صهيونيستي و حاميان جهاني او داده باشد. شرايط براي كشورهايي همچون عربستان و قطر كه همواره سوريه را رقيب سرسخت عرب خود تلقي ميكردند، كاملاً متفاوت است.
آنها عقدههاي فروخورده گذشته را بار ديگر به صحنه آوردهاند تا اين بار شايد از بستر كمكهاي تسليحاتي و آموزشي امريكا و كشورهاي بلوك غرب، نظام سوريه را از هم بپاشند، با اين تصور كه با تغيير دولت مصر و شكلگيري يك ساختار نوپا در خاورميانه،از خلأ قدرت منطقهاي در جهان عرب بهره لازم به عمل آيد و عربستان و قطر ميداندار صحنه ديپلماسي منطقهاي و جهاني در دنياي عرب شوند. براي اين دو كشور نيز تفاوتي نميكند كه از رهگذر اين رفتار غيرانساني و خائنانه، دستهاي صهيونيستها نيز در دستان آنها قرار گرفته و فشرده شود و اسرائيل مطلوبهاي ديرينه خود را در منطقه دنبال نمايد.
مهم براي سعودي و قطر حذف سوريه از معادلات منطقهاي در دنياي عرب است، خواه اين حذف به قيمت زيرپا گذاشتن آرمان ديرينه ملت فلسطين باشد يا ذلت همراهي با رژيم صهيونيستي. اينكه ميبينيم نخستوزير رژيم صهيونيستي با وقاحت تمام از اوباما ميخواهد كه نسبت به تشكيل يك ارتش يكپارچه از كشورهاي عربي براي ساقط كردن حكومت بشار اسد اقدام كند، نشأت گرفته از دو اتفاق نامبارك است: اولاً رژيم اشغالگر قدس با يك پوزخند به كشورهاي مدعي حمايت از آرمان ملت فلسطين و مبارزين در خط مقدم مقابله با رژيم صهيونيستي، قصد دارد تفهيم كند با رفتن جمال عبدالناصر و حافظ اسد ديگر خط مبارزه اعراب با اسرائيل به پايان رسيده است و انديشه مقابله با اسرائيل با تنها نماينده عرب آنها يعني سوريه امكانپذير نميباشد و ثانياً همچون دوران پس از صدر اسلام كه يهود با نفوذ در درون جامعه مسلمانان و آلوده كردن محيط مادي و معنوي مسلمانان، آرمانهاي پيامبر مكرم اسلام (ص) را به انحراف كشاندند، اكنون نيز نتانياهو درصدد است اين پيام را به مسلمانان انتقال دهد كه نزديكي و ارتباط با جامعه عرب خوشگذران سعودي، قطري، اردني و ... آنچنان آنها را آلوده كرده است كه از اين پس به جاي آنكه اسرائيل در سيبل هدف اعراب باشد، اين خود اعراب هستند كه مورد اصابت يكديگر قرار خواهند گرفت.
بايد بپذيريم دشمن در يك برنامهريزي دقيق براي تفرقه در جامعه مسلمانان به ويژه جامعه عرب توفيقهاي بزرگي را به دست آورده است و تنها راه براي گذار از اين شرايط، تبيين توطئه مشترك امريكا، كشورهاي غربي و مرتجعين عرب منطقه همچون عربستان و قطر براي عبور رژيم صهيونيستي از تنگناي حاصل از بيداري اسلامي منطقه است و با تبيين اين شرايط براي افكار عمومي و مردم، قطعاً معادله تغيير خواهد كرد و فضا براي حاكمان خائن سعودي، قطري، اردني و ... سنگين شده و آنها با موج گسترده اعتراضات مردمي مواجه خواهند شد كه نويد بخش بسياري از اقدامات در آينده نزديك خواهد بود.