کد خبر: 480104
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۷
یوسفعلی خوش نیت

بازار قدیمی تسوج که اکنون تنها بقایایی از آن باقی است، روزگاری از رونق و اعتبار خاصی در سطح آذربایجان شرقی برخوردار بود. گزاف نیست اگر بگوئیم که بازار خشکبار تسوج جزو یکی از بازارهای پررونق و معتبر منطقه ی شمالغرب ایران به شمار می رفت. این بازار، از سه راسته و یک میدان بزرگ تشکیل یافته بود. راسته های اصلی سرپوشیده بود و فضایی شورانگیز را در اذهان زنده می کرد. شاید بتوان به جرات گفت که بازار تسوج نیز با الهام از بازار سنتی و تاریخی تبریز و به سبک آن بازار ساخته شده بود اما به لحاظ بی توجهی مدیران وقت شهر نسبت به حفاظت و نگهداری اصولی از این میراث قدیمی متاسفانه در سال 1347 به دستور شهردار وقت سقف در حال ریزش را تخریب کردند تا بازار تسوج به صورت روباز امروزی درآمد. حدود 35 مغازه ی پارچه فروشی، چهار باب قنادی برای پخت و تهیه ی شیرینی و قند و نبات ، چهار مغازه ی لبنیات فروشی، چندین حجره ی عطاری و خوار و بار، پنج باب سلمانی، چند مغازه ی پشم فروشی و چندین حجره و دکان با زمینه های فعالیتی متفاوت حضور داشتند. اما مهمترین بخش مغازه ها و حجره های این بازار را دو صنف عمده تشکیل می دادند: 1- حجره های متعلق به خرید و فروش خشکبار که از بادام و گردو گرفته تا خشکه و برگه ی زردآلو، آلو و انواع میوه ها و غلاتی نظیر گندم و جو را مورد معامله قرار می دادند. 2- قهوه خانه داران که در دهه ی بیست تعداد آنها بیش از 13 باب بود. حجره داران صنف خشکبار، برگه و خشکه ی زردآلو و سایر میوه ها را پس از توزین آنها بر روی ترازو های سنتی که ساختار بسیار ساده ای داشتند در گونی های بزرگی بسته بندی کرده و به شهرهای دیگر و از جمله بازار تبریز و ارومیه می فروختند. ترازوی سنتی آن دوران متشکل از دو تخته پاره تراش داده شده و یا فلزی بود که به وسیله سه رشته طناب به دو سر چوبی وصل بودند، و درست در وسط این چوب دستی اهرم و شاقولی قرار داشت که در هنگام توزین از آن می گرفتند و بالا می کشیدند. در آن دوران از وزنه های استاندارد آهنی به شکل امروزی خبری نبود بلکه بلکه سنگ های بزرگی را که به آنها قپان می گفتند به عنوان شاخص و معیار در نظر می گرفتند . هر "باتمان" ( من ) معادل 15 کیلو بود و داد و ستد با این وزنه ها و ترازو ها مرسوم بود . "قپان " از سال 1325 وارد داد و ستد بازار تسوج شد . قپان وسیله ای نسبتا استاندارد و گران بود ولی در عین حال کار توزین با آن هم ساده بود و هم به سرعت انجام می گرفت .در نتیجه میزان نارضایتی و اختلاف نظر در مورد وزن واقعی کالا و بار نیز با ورود این دستگاه های توزین مدرن ! به حداقل رسید. بازاریان و فعالین بخش خشکبار، گندم و جو، خربزه، هندوانه، سیب زمینی و پیاز را به صورت عمده از روستائیان خریداری و به صورت خرده به شهروندان تسوجی می فروختند. ضمن آنکه چند تاجر متمول هم در این بازار و سایر بازارهای شرهای اطراف اشتغال داشتند که با به کارگیری چند کارگر زن و مرد،خشکبار های خریداری شده نظیر گردو، بادام، قیسی و ... را بسته بندی کرده و به شهرهای دورتر و حتی کشورهای خارجی صادر می کردند . یکی از ویژگی هی منحصر به فرد این بازار درهای چوبی حجره ها و مغازه ها بود . این درها معروف به « بش قاپیلی » دارای پنج در مجزای کوچک به عرض نیم متر و طول حدود دومتر بودند که به وسیله ی لولاهایی به هم وصل می شدند. این 5 تکه که در نهایت یک درب واحد را تشکیل می دادند توسط دو قطعه فلز بزرگ به صورت بازو از حریم تجارتخانه ی مردم حراست می کردند . استفاده از این درها به قدری مرسوم و معمول شده بودکه حتی بخشی از این بازار به نام « بش قاپیلی » معروف بود. قفل بزرگی نیز بر روی این دو بازو زده می شد که احتمال نفوذ سارقان به آن ملک را به حداقل می رساند. اکنون از آن درهای 5 تایی تنها چند نمونه باقی است. درهای بزرگ فلزی و ریموت دار و دزدگیر های پر سر و صدا به موازات پیشرفت های روزمره و تجربه اندوزی سارقان جای آن درهای قدیمی و چوبی را گرفته است. دیگر به آن درهای خاطره انگیز معروف به « بش قاپیلی » اعتمادی نیست ! پایان قسمت اول

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار